خلطِ مبحث نکنیم!

عدالت از موفقیت جداست/ هر جا که موفقیت حاصل شد، الزاما عادلانه رفتار نکرده‌ایم!


خلطِ مبحث نکنیم!

عدالت از موفقیت جداست/ هر جا که موفقیت حاصل شد، الزاما عادلانه رفتار نکرده‌ایم!

سیدشهرام هروی سرمربیِ موفق و بااخلاقِ تیم ملی کاراته، در سالهای اخیر و در مقوله‌ی کسبِ نتیجه، بی‌شک بهترین عملکرد را داشته اما در زمینه‌ی رعایتِ عدالت، ارائه‌ی برخی تذکرات، برای او و طرفدارانِ رسانه‌ای‌اش، الزامی و مفید به نظر میرسد.
 
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته؛ طی روزهای گذشته و با اعلامِ اسامیِ بانوانِ کاراته‌کایِ اعزامی به رقابتهای جهانی اسپانیا، هجمه‌ای کم‌سابقه از سویِ رسانه‌های رزمی علیهِ مسئولانِ فدراسیون کاراته شکل گرفت که برخی‌ها آنرا مرتبط با تصمیمِ اخیرِ فدراسیون‌نشین‌ها مبنی بر عدمِ اعزامِ خبرنگاران به رقابتهای جهانی اسپانیا می‌دانند.
 
یقیناً همکارانِ فهیم و فرهیخته‌ی ما در رسانه‌های مختلف، به این حقیقت واقف‌اند که شرایطِ اقتصادی فدراسیون کاراته در ماهها و هفته‌های اخیر، به قدری نابه سامان و بغرنج بوده است که متولیانِ کاراته‌ی کشورمان حتی نتوانسته‌اند برخی قهرمانانِ تراز اولِ خود را رهسپارِ ضروری‌ترین میادینِ بین‌المللی سازند و با اشراف به این موضوع، توقعِ اعزامِ خبرنگاران به پیکارهای برون‌مرزی، انتظاری بیهوده و غیرمنطقی است.
 
از این مقدمه که بگذریم، آنچه این روزها (درست یا غلط) دستاویزِ حمله به فدراسیون‌نشین‌ها و اعضای کادرفنی بانوان قرار گرفته، عدمِ برگزاری رقابتهای انتخابی در چند وزنِ بانوان و تثبیتِ بدونِ آزمونِ برخی بازیکنان در اوزانِ سه‌گانه است. رزمی‌نویسانِ جا مانده از رقابتهای جهانی اسپانیا، می‌گویند چرا در تیم ملی بانوان و در سه وزن، قهرمانان بدونِ شرکت در پیکارهای انتخابی، به عضویتِ تیم ملی درآمده‌اند؟ وقتی به آنها می‌گوییم همین گزینشِ ناعادلانه، درتیم ملی آقایان با هدایت و رهبریِ سیدشهرام هروی نیز صورت گرفته است و اگر قرار باشد به تصمیمِ کادرفنی بانوان اعتراض کنیم، باید همین رفتار را عیناً در برابرِ تصمیمِ مشابهِ هروی نیز ابراز داریم، به یکباره فردی با قلمی آشنا، مطلبی را برای یکی از رسانه‌ها ارسال کرده و در آن، اینچنین می‌نویسد: هروی در ماههای اخیر و در مسابقاتِ متعدد، خوب نتیجه گرفته و لذا نباید از عملکردِ او در گزینشِ بازیکنان (به هر شکل که باشد) انتقاد کنیم!
 
این فرد سپس نوکِ پیکانِ حملاتش را به سمتِ فرجی، آشوری و سایرِ منتسبین به فدراسیون کاراته نشانه رفته و در حالی که خود، علی‌القاعده می‌بایست از تصمیماتِ فدراسیون‌نشین‌ها دفاع کند، با پنهان شدن پشتِ نامِ دیگر رسانه‌ها، سخت بر نامبردگان می‌تازد و مواردی را مطرح می‌کند که بعضاً فارغ از هرگونه توجیهِ کارشناسانه، صرفا با هدفِ انتقامجویی، عنوان میشوند.
 
او می‌گوید هروی چون خوب نتیجه می‌گیرد، پس تصمیماتش کاملا عادلانه است لیکن ما معتقدیم رعایتِ عدالت و موفقیت در کسبِ نتیجه‌ی مطلوب، دو مقوله‌ی کاملا متمایزند و نباید آنها را با یکدیگر اشتباه گرفت. برای درکِ بهترِ موضوع، به دو مثالِ ذیل توجه کنید.
 
فرض کنید نمره‌ی توانایی‌های بازیکنِ الف، متناظر با عددِ 100 باشد در حالی که نمره‌ی جدی‌ترین رقیبِ داخلی‌ِ او (بازیکنِ ب) 90 است. از سویِ دیگر می‌دانیم که قوی‌ترین رقیبمان در قاره‌ی آسیا، نمره‌اش 50 است. در اینصورت سرمربیِ تیم ملی، هر یک از دو بازیکنِ الف و ب را که به رقابتهای آسیایی اعزام کند، با مدالِ طلا به ایران بازخواهند گشت. حال اگر سرمربی تیم ملی، بازیکنِ ب را (با نمره‌ی 90) به مسابقاتِ آسیایی اعزام کند و او با مدالِ طلا به ایران بازگردد، آیا عدالت رعایت شده است؟ قطعا اینگونه نیست و هر فردِ آزاداندیش و عدالت‌محوری، تأیید خواهد کرد که در ماجرای اخیر، عدالت نقض شده حال آنکه نتیجه‌ی حاصل برای کاراته‌ی کشورمان، بهترین حالتِ ممکن (یعنی کسبِ مدالِ طلا) بوده است.
 
در اینجا باید دو مقوله را کاملا از یکدیگر جدا سازیم و هر کدام را به طورِ مستقل موردِ بحث و بررسی قرار دهیم. مقوله‌ی نخست، کسبِ بهترین نتیجه است که بی‌شک بیشتر از هر چیزی، موردِ توجهِ مدیران و مربیان قرار خواهد گرفت و دومین مقوله، رعایتِ انصاف و عدالت است که عامه‌ی مردم، علاوه بر مقوله‌ی نخست، آنرا نیز موردِ ارزیابی قرار می‌دهند.
 
دیدگاهِ نتیجه‌گرا می‌گوید همین که ما موفق به کسبِ مدالِ طلا شدیم، یعنی همه چیز عالی بوده است اما دیدگاهِ عدالت‌محور می‌گوید بازیکنی که مدالِ طلای رقابتهای قهرمانی آسیا را بر گردن می‌آویزد، باید از تمامِ حریفانِ آسیایی برتر و توانمندتر باشد در حالی که بازیکنِ ب، لااقل از یک حریفِ آسیایی که همان رقیبِ داخلی‌اش باشد، ضعیف‌تر بوده و لذا کسبِ مدالِ طلای مسابقاتِ آسیایی، سزاوارِ بازیکنِ الف (با نمره‌ی 100) است.
 
در مثالِ دوم، فرض کنید داروغه‌ی یک شهر، وظیفه‌ی اصلی‌اش را که حفظِ امنیتِ آن شهر است، به بهترین شکلِ ممکن انجام دهد و شهر بواسطه‌ی تلاش‌ها و توانمندی‌های او، در امنیتِ کامل به سر ببرد. آیا پذیرفتنی خواهد بود که این داروغه، به صرفِ موفقیت در ایفای وظایفش، هرگونه که می‌خواهد با شهروندان رفتار کند؟ آیا او می‌تواند مجرمی را که مجازاتش یکماه حبس است، گردن بزند و سپس طرفدارانش اعلام دارند که تصمیمِ داروغه، عادلانه بوده است چرا که او در ایفای وظیفه‌ی اصلی‌اش (برقراری امنیتِ شهر) موفق عمل کرده است؟!
 
این مثالها و دهها مثالِ دیگر که طرحِ همه‌ی آنها، خارج از حوصله‌ی بحث است، به خوبی نشان می‌دهند که صرفِ کسبِ نتیجه‌ی مطلوب، الزاما به معنایِ رعایتِ عدالت نیست و لذا مسئولانِ امر می‌بایست همزمان در هر دو جبهه بجنگند و در عینِ حال که در کسبِ نتیجه، موفق عمل می‌کنند، تصمیماتشان نیز منطبق بر عدالت باشد.
 
نویسنده: محمد قدیمی
مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی ستارگان کاراته


 
   1397/7/20 22:18

خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار