صداقت در این فدراسیون رنگ باخته است؛

سمندر: فدراسیون‌نشین‌ها با سرنوشت قهرمانان بازی می‌کنند


صداقت در این فدراسیون رنگ باخته است؛

سمندر: فدراسیون‌نشین‌ها با سرنوشتِ قهرمانان بازی می‌کنند
 
قهرمانِ اسبق تیم ملی کاراته، گفت: در فدراسیونِ فرجی، هیچ اقدامِ مثبت و مفیدی به نفعِ کاراته‌ی کشور صورت نگرفت؛ آقایان صرفا با سود بردن از حاصلِ زحماتِ قهرمانان و مربیانِ پرتلاشِ کاراته‌ی کشور، کارنامه‌ی مدیریتیِ خود را پُربار جلوه می‌دهند و به آنچه حاصلِ عملکردِ آنها نیست، افتخار می‌کنند!
 
حسین سمندر قهرمانِ پیشینِ تیم ملی کاراته معتقد است مدیرانِ فدراسیون در برخورد با اهالی کاراته، شفاف و عادلانه رفتار نمی‌کنند. او می‌گوید وعده‌های فدراسیون‌نشین‌ها، صادقانه نیست و با این استراتژیِ غلط، با سرنوشتِ قهرمانان بازی می‌کنند. سمندر تاکید دارد که ادامه‌ی این روند، مربیان را دلسرد، قهرمانان را ناامید و مسیرِ کاراته را از شاهراهِ توسعه و پیشرفت، به سمتِ بیغوله‌های نیستی و نابودی منحرف خواهد ساخت.
 
این چهره‌ی قهرمانی است که طیِ سالهای گذشته و در زمانِ جلوسِ پدرش (علیرضا سمندر) بر کرسیِ ریاستِ فدراسیون کاراته، بارها و بارها هدفِ حملاتِ منتقدین قرار گرفت. پایگاه خبری تحلیلی ستارگان کاراته در آن زمان و مطابق با آنچه حقیقت و صحیح می‌پنداشت، بخشِ اعظمِ وقت و انرژیِ خود را صرفِ بسیج و سازماندهیِ نیروهای مخالف و منتقدِ علیرضا سمندر می‌نمود تا با قرار دادنِ آنها مقابل فدراسیون، از تثبیتِ بی‌ضابطه‌ی فرزندِ رییس در تیم ملی، جلوگیری به عمل آورَد.
 
حقیقت این است که در آن زمان، بسیاری از ما (درست یا غلط) چنین می‌پنداشتیم که گویا قرار است حسین سمندر با سود بردن از جایگاه و منزلتِ پدرش در کاراته‌ی کشور، مسیری هموارتر از سایرِ بازیکنان را برای عضویت در تیم ملی طی کند. ذهنیتی که حسین بعدها، لااقل در چند مورد، عدمِ صحتِ آنرا قویاً به اثبات رساند.
 
حسین سمندر پیش از رقابتهای آسیایی قزاقستان و در غیابِ پدر، با شایستگی و مقتدرانه از سکوی نخستِ رقابتهای قهرمانی کشور بالا رفت و در جریانِ پیکارهای انتخابی نیز، مدعیانِ پوشیدنِ پیراهنِ تیم ملی را یکی پس از دیگری، محکم و پرقدرت از پیشِ رو برداشت. او سرانجام در حالی به عنوانِ مردِ نخستِ وزنِ منهای 67 کیلوگرمِ تیم ملی شناخته شد که پدرش (علیرضا) نه تنها نفوذی در فدراسیون کاراته نداشت که حتی در گفتگویی مفصّل و آتشین با ستارگان کاراته، فدراسیون‌نشین‌ها و اعضای کادرفنی را یکی پس از دیگری، با شمشیرِ تیز و بُرنده‌ی انتقاد، زخمی ساخته و در تقابلِ مستقیم با یکایکِ آنها قرار گرفته بود. حسین اما در آن مقطعِ زمانیِ حساس و سرنوشت‌ساز، علیرغمِ جنگ‌های پر سر و صدایِ پدرش با مسئولانِ وقت، آنچنان محکم و پرصلابت رقبا را از میدان به در کرد که دیگر جایِ هیچ شک و شبهه‌ای باقی نماند که پیراهنِ تیم ملی در وزنِ منهای 67 کیلوگرم، تنها و تنها شایسته و برازنده‌ی اوست.
 
قهرمانِ 67 کیلوگرمیِ کاراته‌ی کشورمان که حالا و پس از طیِ مسیری طولانی و پر فراز و نشیب، موفق به ثبیتِ جایگاهِ خود در تیم ملی و اعزام به پیکارهای آسیایی قزاقستان شده بود، این بار و در جریانِ آن پیکارها، در چنگالِ نفرت‌انگیزِ بختِ شوم، گرفتار آمد و جزو معدود ایرانیانی لقب گرفت که به خاطرِ اشتباهاتِ محرز و آزار‌دهنده‌ی داوران، نتیجه‌ی مسابقه را واگذار کرده بودند. در میدانی که اکثرِ اشتباهاتِ داوری، تصادفا و به شکلی کاملا اتفاقی، به نفعِ کاراته‌کاهای ایرانی رقم خورده بود، حسین در روندی معکوس و منحصر به فرد، به خاطرِ خطاهای محرزِ داوری، از کسبِ مدال محروم ماند! اتفاقی که موجبِ تعجب و شگفتیِ بسیاری از اهالیِ فن و کارشناسان شد!
 
سمندر با تمامِ لیاقت و شایستگی‌هایش، از پیکارهای آسیایی قزاقستان، بی‌مدال به میهن بازگشت تا این بار، دردِ تازیانه‌های رنج‌آورِ روزگارِ نامهربان را، در قالبِ اشتباهاتِ آزاردهنده‌ی داوری تجربه کرده باشد.
 
او پس از پایانِ این پیکارها که برایش جز رنج و تلخکامی، چیزی به همراه نداشت، عزمش را برای ایستادن بر سکویِ نخستِ رقابتهای کاراته‌وانِ ژاپن جزم کرد اما در واپسین روزهای باقیمانده تا آغاز این پیکارها، به ناگاه دچارِ مصدومیت از ناحیه‌ی زانو شد و بدین‌ترتیب، فرصتِ حضور در سرزمینِ آفتابِ تابان (ژاپن) و نبرد با هماوردانش را از دست داد.
 
خودش می‌گوید "وقتی با این مصدومیتِ سخت روبرو شدم، آقای فرجی (رییس فدراسیون کاراته) از من خواست به مداوای زانویم بپردازم و قول داد که پس از پایانِ دورانِ مصدومیتم، به عنوان ملی‌پوشِ سال گذشته، مستقیما واردِ اردوهای تیم ملی شده و با نفراتِ حاضر، انتخابی بزنم"
 
او ادامه می‌دهد "من از اردیبهشتِ سالِ جاری، تمریناتم را از سر گرفتم و دقیقا پس از پایانِ رقابتهای آسیایی اردن، به مدیرانِ فدراسیون اعلام کردم که آماده‌ی بازگشت به اردو و حضور در تمریناتِ تیم ملی هستم اما متاسفانه آقایان خلف وعده کردند و به من اجازه‌ی بازگشت به اردو را ندادند! روزها سپری شد و من همچنان بر خلافِ وعده‌های پیشینِ فدراسیون‌نشین‌ها، مجوزِ حضور در تمریناتِ تیم ملی را دریافت نکردم. آنها مرتبا و با بهانه‌های واهی، از من می‌خواستند که خارج از اردو به تمریناتم ادامه دهم"
 
سمندر می‌افزاید "سرانجام، موعدِ پیکارهای انتخابی جهتِ اعزام به مسابقاتِ جهانی اسپانیا فرا رسید و من مطابقِ وعده‌های پیشین، خواهانِ حضور در این رقابتها و مبارزه با سایرِ 67 کیلویی‌های مدعی شدم. اما آقای آشوری (دبیر فدراسیون و رییس سازمان تیمهای ملی) از من خواست در پیکارهای انتخابیِ این وزن شرکت نکنم و در عوض، وعده داد که من را به عضویتِ قطعیِ کومیته‌ی تیمی در خواهد آورد. من وعده‌ی او را پذیرفتم و بدین‌ترتیب، فرصتِ حضور در پیکارهای انتخابیِ تیم ملی و عضویت در بخشِ انفرادیِ این تیم را از دست دادم. اما وقتی کار از کار گذشت، آقای آشوری خیلی ساده و راحت عنوان کرد که هروی (سرمربیِ تیم) تو را نمی‌خواهد!"
 
قهرمانِ پیشینِ تیم ملی کاراته ادامه می‌دهد "اگر هروی حضورِ من را در کومیته‌ی تیمی برنمی‌تابد، چرا آقای آشوری با این وعده‌ی واهی، فرصتِ مبارزه با دیگر رقبا را در وزنِ منهای 67 کیلوگرم، از من سلب کرد؟! واقعا نمی‌دانم چرا حضورِ من در تیم ملی، چه پدرم رییس باشد و چه نباشد، همواره با مشکلات و موانعِ غیرعادی مواجه میشود؟! چرا نمی‌گذارند سمندر هم مانندِ سایرین، در یک شرایطِ عادلانه و برابر، به رقابت با دیگر مدعیان بپردازد؟ چرا همیشه، همه کس و همه چیز، دست به دستِ هم می‌دهند تا حسین سمندر را به شکلی غیرمنصفانه از پیراهنِ تیم ملی دور کنند؟! واقعا اگر نمی‌خواهند سمندر در دنیای قهرمانی باقی بماند، لااقل این موضوع را خیلی شفاف و باصراحت بیان کنند تا من هم قیدِ اردو و تیم ملی را بزنم و به زندگیِ شخصی‌ام بپردازم"
 
او تاکید می‌کند "وقتی وقایعِ چند ماهِ اخیر را مرور می‌کنیم، به وضوح درمی‌یابیم که در فدراسیونِ فرجی، هیچ اقدامِ مثبت و مفیدی به نفعِ کاراته‌ی کشور صورت نگرفته است؛ آقایان صرفا با سود بردن از حاصلِ زحماتِ قهرمانان و مربیانِ پرتلاشِ کاراته‌ی کشور، کارنامه‌ی مدیریتیِ خود را پُربار جلوه می‌دهند و به آنچه حاصلِ عملکردِ آنها نیست، افتخار می‌کنند! کاراته‌ی ایران اگر در میادینِ بین‌المللی، پرقدرت و افتخارآفرین ظاهر میشود، تنها و تنها به خاطرِ خونِ دلها و تلاشهایی است که اهالیِ این هنرِ رزمی متحمل میشوند و این هرگز و هرگز، محصولِ مدیریتِ فدراسیون‌نشین‌ها نیست. متولیانِ کاراته‌ی کشور در محدوده‌ی اختیاراتِ خود، چه خدمتی به کاراته‌ی این مرز و بوم ارائه کرده‌اند که اینچنین به خود می‌بالند؟! آیا محروم ساختنِ قهرمانانِ غیورِ کاراته‌ی کشورمان از حضور در پیکارهای آسیایی که نخستین بار توسطِ این فدراسیون رقم خورد، هنر و قابلِ افتخار است؟! آیا ایجادِ تبعیض‌های ناروا در تیم‌های ملی و عدمِ برگزاری رقابتهای انتخابی در برخی اوزان، مدیریتِ فاخر است؟! چرا من و امثالِ من، باید از صفر تا صد، در تمامِ انتخابی‌ها حضور داشته باشیم و برخی دیگر، بی‌هیچ زحمتی، صاحبِ پیراهنِ تیم ملی میشوند؟! کجایِ این رفتارها، برگرفته از مدیریتِ صحیح و قابلِ افتخار است؟!
 
او می‌گوید "با قهرمانان و ملی‌پوشانِ کاراته‌ی کشورم هیچ مشکلی ندارم؛ دستِ یکایکِ آنها را به گرمی می‌فشارم و برایشان در آوردگاهِ بزرگِ جهانیِ اسپانیا، آرزوی موفقیت و پیروزی دارم که درخششِ آنها، سربلندیِ همه‌ی ماست. اما آنچه دلم را به درد آورده، رفتارهای دوگانه و تبعیض‌آمیزِ فدراسیون‌نشین‌هاست که هر روز در رنگ و قالبی تازه، رخ می‌نماید"
 
سمندر از ابتدای مصاحبه تا انتها، بر یک نکته، تاکیدِ ویژه دارد و مرتباً آنرا تکرار می‌کند "آقایانِ مسئول در ستارگان کاراته؛ لطفا از دوست وهمراهِ همیشگیِ خود، جنابِ قاضی‌القضاتِ کاراته بپرسید که فدراسیون‌نشین‌ها، چه وعده‌هایی به سمندر دادند و به کدامیک از آنها عمل کردند؟! سلیمی از صفر تا صدِ ماجرا را می‌داند و می‌تواند در این خصوص، صحبت‌های جالبی را مطرح سازد. از او بخواهید تمامِ آنچه را که میداند، از ابتدا تا انتها، در همین ستارگان کاراته بازگو کند. والسلام!"
 
نویسنده: محمد قدیمی


 
   1397/8/9 18:18

خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار