دوست صمیمی‌ام از شکستم ابراز شادمانی کرد!

زنگنه: می‌خواستم به نفع خاکسار و آل‌سعدی کنار بکشم/ موسوی و رهنما اصرار کردند بمانم


دوستِ صمیمی‌ام از شکستم ابرازِ شادمانی کرد!

زنگنه: می‌خواستم به نفعِ خاکسار و آل‌سعدی کنار بکشم/ موسوی و رهنما اصرار کردند بمانم

 
پیکارهای کاراته قهرمانی جهان با تمامِ لحظاتِ تلخ و شیرینش سرانجام به پایان رسید. برای کاراته‌ی ایران در این رقابتها و در بخشِ مردان، با هدایت و رهبری هوشمندانه‌ی سیدشهرام هروی، همچون دو دوره‌ی پیشین، دنیایی از عظمت و شکوه رقم خورد اما در گروهِ بانوان، اتفاقاتِ ناخوشایندی رخ داد که باعث شد نمایندگانِ شایسته‌ی کاراته کشورمان از دستیابی به آنچه استحقاقش را داشتند، محروم و بی‌نصیب بمانند.
 
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته؛ بسیاری از اهالیِ این رشته و کارشناسان معتقدند در جریان پیکارهای جهانی اسپانیا، آنچه بیش از همه به کاراته‌ی بانوان آسیب رساند، فقدانِ روحِ اتحاد و همدلی میانِ اعضایِ تیم بود به گونه‌ای که در رفتار و گفتارِ ملی‌پوشانِ بانو در طولِ این رقابتها، مفهومِ "تیم بودن به معنایِ واقعی" هرگز مشاهده نشد.
 
اخبارِ پراکنده که گهگاه از زبانِ حاضران در سالنِ مسابقات به گوش میرسید، از وجودِ یک کشمکشِ پنهان و رقابتِ منفی میان ملی‌پوشان حکایت داشت و متاسفانه در کشاکشِ آن لحظاتِ حساس و سرنوشت‌ساز، خلاءِ یک مدیرِ مقتدر، یک رهبرِ کاردان و یک چهره‌ی مقبول که بتواند ذهنیتِ ستیزه‌جویِ بازیکنان را به سمتِ اتحاد، دوستی و همدلی سوق دهد، کاملا احساس میشد. این در حالیست که اختلافاتِ داخلیِ بانوانِ ملی‌پوش، در جریانِ رقابتهای کومیته‌ی تیمی، به شکلی آشکار نمایان گشت و بعضا به جبهه‌گیری‌هایی منتهی شد که هرگز شایسته و برازنده‌ی اعضای یک تیم (آن هم تیم ملی!) نیست.
 
اخبارِ غیررسمی که طیِ چند روزِ گذشته، در برخی خبرگزاری‌ها نیز انعکاس یافت، حاکی از آن بود که در جریانِ این رقابتها، حتی برخی ملی‌پوشان سعی داشتند در چیدمانِ نفرات و ارائه‌ی ارنجِ کومیته‌ی تیمی، مستقیم و یا باواسطه، دخالت و نظراتِ خود را به سرمربی تحمیل کنند! موضوعی که اگر واقعیت داشته باشد، باید از آن با عنوانِ سرآغازِ یک فاجعه‌ی بزرگ در کاراته‌ی بانوان یاد کرد و البته امیدواریم آنچه در این خصوص، گفته و یا شنیده شد، دستِ‌کم در بسیاری از موارد، شایعه‌ای بیش نبوده باشد.
 
برای رفعِ ابهاماتِ مذکور و گره‌گشایی از موضوعاتِ مقفّل، به سراغِ پگاه زنگنه ملی‌پوشِ مجرّب و کاپیتانِ پرسابقه‌ی تیم کاراته‌ی بانوان رفتیم تا در گفتگو با او، صریح و بی‌پرده، از آنچه اذهانِ اهالی کاراته را به خود مشغول داشته، بپرسیم با این امید که در پایانِ این گفتگو، دستِ‌کم به پاسخِ بخش‌هایی از پرسش‌های مطروح، دست یابیم.
 
گفتگو را بی‌مقدمه و با طرحِ این سئوالِ چالشی آغاز کردیم: خانم زنگنه؛ می‌گویند مسئولانِ فدراسیون کاراته، شما را به اعضای کادرفنی تیم ملی (مشخصاً ستاره موسوی و مسعود رهنما) برای حضور در ترکیبِ کومیته‌ی تیمی، تحمیل کرده‌اند! اگر این اتفاق رخ داده باشد، کاراته از چهارچوب‌های فن و شایسته‌سالاری، خارج و اسیرِ انتخاب‌های سلیقه‌ای (آن هم از سوی افرادِ غیرفنی) شده است! آیا کادرفنی، مایل به استفاده از شما در ترکیبِ کومیته‌ی تیمی نبود و با فشارِ مدیرانِ فدراسیون، سرانجام تسلیم شد؟
 
زنگنه با شنیدنِ این سئوال، قدری مکث می‌کند و سپس با لبخندی تلخ می‌گوید: من معتقدم هر چیزی را که می‌شنویم نباید بپذیریم. هر ماجرایی دارای سه بُعد است؛ آنچه برایت گفته‌اند، آنچه تو برداشت می‌کنی، و حقیقت...
 
او با لحنی محزون، به گونه‌ای ادامه می‌دهد که گویا می‌خواهد از تمامِ حقانیتِ خود در برابرِ تمامِ بی‌مهری‌ها، دروغ‌ها و شایعاتِ آزاردهنده، دفاع کند: برای آنها که چنین می‌گویند و ندانسته، من را آماجِ حملات و تهمت‌های خود قرار می‌دهند، از درگاهِ خداوندِ متعال، طلبِ بخشش و آمرزش می‌کنم. اما برای تشنگانِ حقیقت و آنها که اخبار و وقایع را جز با راستی‌آزمایی نمی‌پذیرند، حقایق را نقل و قضاوت را به آنها واگذار می‌کنم.
 
کاپیتان ادامه می‌دهد: هفته‌ها قبل از اعزامِ ملی‌پوشان به رقابتهای جهانی اسپانیا، بحث پیرامونِ ترکیبِ اعضایِ کومیته‌ی تیمی بانوان، بسیار گرم و پرحرارت بود. همان زمان با وجودِ آنکه از نظرِ روحی، بسیار آماده و سرحال بودم، به مربیانِ تیم ملی (رهنما و موسوی) گفتم تمایلی به حضور در ترکیبِ کومیته‌ی تیمی ندارم و می‌خواهم به نفعِ دو بازیکنِ دیگر (طراوت خاکسار و شیما آل‌سعدی) از شرکت در این بخش انصراف دهم تا لااقل یکی از این دو بازیکنِ جوان و جویایِ نام، شانسِ اعزام به پیکارهای قهرمانیِ جهان و کسبِ تجاربِ نوین را داشته باشد. اما هر دو مربیِ گرانقدر (رهنما و موسوی) به شدت با این قضیه مخالفت کرده و آنرا غیرممکن دانستند.
 
زنگنه می‌افزاید: آقای رهنما بلافاصله پس از شنیدنِ توضیحاتِ من، عنوان کرد که "شما بهترین هستید و باید در هر دو جبهه‌ی انفرادی و تیمی بجنگید. ما بر سرِ این موضوع، با احدی معامله نخواهیم کرد و من امیدوارم که کومیته‌ی تیمی بانوان، با حضورِ شما، یکی از سکوهای سه‌گانه‌ی قهرمانی را به تسخیر درآورَد"
 
دارنده‌ی مدالِ برنز بازیهای آسیایی جاکارتا، تصریح می‌کند: خانم موسوی هم بارها و بارها تاکید کرد که "شما به هیچ وجه حق ندارید در این برهه از زمان، من را تنها گذاشته و از حضور در ترکیبِ کومیته‌ی تیمی انصراف دهید؛ این کار، خیانت و اجحاف در حقِ من است! شما همواره و در تمامیِ ابعاد، به مربیانِ پیشینِ تیم ملی کمک کرده‌اید و حالا که نوبت به من رسیده است، حق ندارید از مساعدت و کمک به تیم ملی، شانه خالی کنید" کاپیتان می‌گوید موسوی به ویژه بر این نکته تاکید داشت که اگر در جریانِ رقابتهای قهرمانیِ جهان، در برابرِ تیم ژاپن قرار گرفتیم، زنگنه باید در ترکیبِ تیم حضور داشته باشد چرا که او در سالهای گذشته، همواره بهترین نتایج را در برابرِ ژاپنی‌ها بدست آورده است.
 
نایب قهرمان آسیا اضافه می‌کند: ساعاتی پیش از پایانِ مهلتِ اعلامِ اسامیِ بازیکنان (ثبت‌نام از طریقِ سایتِ مسابقات) من برای چندمین بار تقاضایم را مبنی بر کناره‌گیری از کومیته‌ی تیمی (به نفعِ خاکسار و آل‌سعدی) تکرار کردم اما باز هم مربیانِ تیم ملی (رهنما و موسوی) به شدت با آن مخالفت و تقاضایم را رد کردند. رهنما گفت به هیچ وجه حقِ کناره‌گیری نداری و موسوی هم تاکید کرد که حتی اگر زنگنه از حضور در ترکیبِ کومیته‌ی تیمی انصراف دهد، من باز هم خاکسار و آل‌سعدی را به ترکیبِ این تیم اضافه نخواهم کرد چرا که به برتری و حقانیتِ بازیکنانِ انفرادی‌ام ایمان دارم و می‌خواهم به هر شکلِ ممکن، از توانایی‌های آنها به نفعِ تیم ملی و کاراته‌ی کشورم، استفاده کنم.
 
آنچه در سطورِ فوق خواندید، مربوط به گفتگو میانِ زنگنه و مربیان تیم ملی، پیش از اعزام به رقابتهای جهانی اسپانیا بود که بر اساسِ آن و با استناد به اظهاراتِ کاپیتان، می‌توان به این نتیجه دست یافت که حضورِ زنگنه در ترکیبِ کومیته‌ی تیمی، با خواست و تمایلِ اعضای کادرفنی صورت گرفته و نه بر اساسِ اجبار و تکلیف از سوی مدیران فدراسیون.
 
در بخشِ دوم، به مواردی می‌پردازیم که پس از اعزامِ تیم و در جریانِ پیکارهای قهرمانیِ جهان بوقوع پیوست. پیش از هر چیز، نتایجِ بانوانِ ملی‌پوش را در بخشِ کومیته‌ی تیمی با هم مرور می‌کنیم. این نتایج به ترتیب عبارت‌اند از:
 
دور اول: ایران - سنگال
زنگنه 2 بر صفر برنده
علیپور صفر بر صفر مساوی
عباسعلی 2 بر صفر برنده
 
دورم دوم: ایران - هلند
زنگنه صفر بر صفر مساوی
چالاکی صفر بر صفر مساوی
عباسعلی 3 بر 3 مساوی
عباسعلی (نماینده) 4 بر صفر برنده
 
دور سوم: ایران - ژاپن
چالاکی یک بر صفر برنده
عباسعلی صفر بر صفر مساوی
علیپور 2 بر یک بازنده
عباسعلی (نماینده) صفر بر صفر مساوی (بازیکنِ ژاپنی در هانتی برنده شد)
 
دور چهارم (دور اولِ رپه شارژ): ایران - ترکیه
علیپور یک بر یک مساوی
چالاکی یک بر یک مساوی
عباسعلی صفر بر صفر مساوی
عباسعلی (نماینده) یک بر صفر برنده
 
دور پنجم (دور دومِ رپه‌شارژ): ایران - کوزوو
چالاکی یک بر صفر برنده
زنگنه 2 بر صفر برنده
 
دور ششم (دورِ سومِ رپه شارژ): ایران - اسپانیا
زنگنه 2 بر صفر بازنده
چالاکی صفر بر صفر مساوی
عباسعلی 8 بر صفر بازنده (در این مبارزه، عباسعلی در حالی که یک بر صفر از حریف عقب بود، هانسوکو شد)
 
با مرورِ نتایجِ بالا، متوجه میشویم که زنگنه در این پیکارها و در بخشِ کومیته‌ی تیمی، 2 پیروزی، یک تساوی و یک شکست بدست آورده است که این نتیجه با توجه به بضاعتِ کاراته‌ی بانوان، نتیجه‌ای نسبتاً مقبول قلمداد می‌گردد. از سویِ دیگر مثلا رزیتا علیپور با کسبِ دو مساوی و یک شکست (بدونِ پیروزی) نتیجه‌ای کمرنگ‌تر از زنگنه را برای کاراته کشورمان رقم زده است. به توضیحاتِ مذکور، این را هم اضافه کنید که دو قهرمانِ دیگر نیز (چالاکی با سه مساوی و 2 برد و عباسعلی با 3 برد، 2 باخت و 3 مساوی) هیچیک در رقابتهای کومیته‌ی تیمی، در قالبِ یک سوپراستارِ تمام عیار و دست‌نیافتنی ظاهر نشدند! در واقع اختلافِ موجود میانِ 4 نماینده‌ی کومیته‌ی تیمیِ بانوان، آنقدرها هم زیاد و فاحش نبود که بتوان با استناد به آن، برخی‌ها را به عرش و سایرین را به فرش رساند! بنابراین، شایسته و پسندیده نیست که برخی ملی‌پوشان، خود را تافته‌ی جدا بافته به شمار آورده و دیگران را در عدمِ دستیابی به سکوهای قهرمانی، مقصر بدانند. مضاف بر اینکه اساسا در کومیته‌ی تیمی، همه‌ی بازیکنان باید در قالبِ یک پیکرِ واحد تجلی یافته و مسئولیتِ هر نتیجه‌ای را (اعم از پیروزی یا شکست) همگی با هم تقبل کنند.
 
اما آنطور که در خبرها خواندیم، گویا برخی بازیکنان، زنگنه را عاملِ عدمِ توفیقِ کومیته‌ی تیمی بانوان معرفی کرده و در صفحاتِ اجتماعی با انتشارِ پُست‌های کنایه‌آمیز، خود را سوپراستارهایی دانسته‌اند که قربانیِ اشتباهاتِ کاپیتان شده‌اند! رفتاری ناشایست و سرزنش‌آمیز که هرگز قابلِ توجیه نیست.
 
با این مقدمه، باز هم به سراغِ کاپیتان می‌رویم و از او در خصوصِ این موضوع، استعلام می‌کنیم. زنگنه اما از پاسخگویی به پرسش‌های ستارگان کاراته پیرامونِ موضوعِ مذکور، سر باز می‌زند و می‌گوید: واقعا تمایلی ندارم که در خصوصِ رفتار یا عملکردِ هم‌تیمی‌هایم با رسانه‌ها گفتگو کنم. ما سالهاست که با یکدیگر، دوست و هم‌تیمی هستیم و هر صحبت یا اختلافی هم که میانِ ما باشد، با گفتگوی محرمانه و گلایه‌های دوستانه، بینِ خودمان حل و فصل میشود. اما در خصوصِ نتایجِ کومیته‌ی تیمی، باید بگویم که یک تیم، متشکل از همه‌ی اعضایِ آن است و لذا نتیجه‌ی شکست یا پیروزی هم به عملکردِ تمامیِ اعضا بازمیگردد و نه فقط یک نفر! هیچگاه در پیکارهای کومیته‌ی تیمی، با شکستِ تنها یک نفر، تیم نمی‌بازد همانطور که پیروزی هم در گروِ بُرد یا عملکردِ تنها یک نفر نیست.
 
دارنده‌ی مدالِ طلای کومیته‌ی تیمیِ رقابتهای آسیایی امارات، ادامه می‌دهد: در سالهای حضورم در تیم ملی، بارها اتفاق افتاده که من در رقابتهای کومیته‌ی تیمی، برنده بوده‌ام و هم‌تیمی‌هایم بازنده. به همین دلیل، تیم از راهیابی به مراحلِ بالاتر، بازمانده است. مثالهای دیگری هم وجود دارد که در آنها، نتایجِ دوستانم به گونه‌ای رقم خورده که صعود و یا حذفِ تیم، به نتیجه‌ی مبارزه‌ی من بستگی پیدا کرده به گونه‌ای که با بُردِ من، تیم در مجموع برنده و با شکستم، بازنده از تاتامی خارج میشده و خوشبختانه، من در آن مبارزات، حریفانم را شکست داده‌ام. اما هیچگاه و در هیچ مقطعی از زمان، بین ما چنین صحبت‌هایی رد و بدل نشده بود که فلانی باعثِ حذف و یا ناکامیِ تیم شده است! این برای من و دیگر اهالیِ کاراته، بسیار عجیب و غم‌انگیز است که می‌بینیم رفته رفته، فلسفه‌ی تیم بودن، جایِ خود را به فردگرایی می‌سپارد و ما از آرمان‌های گذشته، فاصله می‌گیریم. به نظرم رمزِ موفقیت و پیروزیِ کومیته‌ی تیمیِ مردان در رقابتهای قهرمانیِ جهان، اتحاد و همدلیِ موجود میانِ یکایکِ اعضای این تیم بود به گونه‌ای که تمامیِ بازیکنان در قالبِ یک روح و پیکرِ واحد تجلی یافته و جدا از منیّت‌ها، صرفا برای اعتلای نام و اعتبارِ کاراته‌ی ایران مبارزه می‌کردند. این تیم و آنچه در لحظه لحظه‌ی مبارزاتِ اعضایِ آن رخ داد، می‌تواند برای ما در کاراته‌ی بانوان، سرمشق و الگو باشد.
 
از زنگنه می‌خواهیم به گذشته بازگردد و به رقابتهایی اشاره کند که در آنها، او پیروز از میدان خارج شده و هم‌تیمی‌هایش شکست خورده‌اند. رقابتهای کومیته‌ی تیمی که علیرغمِ غلبه‌ی کاپیتان بر حریف، هم‌تیمی‌های او، مغلوب از تاتامی خارج شده‌اند و به همین دلیل، تیم در مجموع شکست خورده است. زنگنه درخواستِ "ستارگان کاراته" را نمی‌پذیرد. اصرار می‌کنیم و او باز هم با ردِ تقاضایِ ما، تاکید می‌کند که نمی‌خواهد در مصاحبه‌اش پیرامونِ این موضوع، چیزی نوشته شود. به کاپیتان می‌گوییم هر فردی در قامتِ یک مدافع، حق دارد با همان سلاحی که به او حمله شده، از خود دفاع و به مهاجم حمله کند. اگر برخی‌ها ناعادلانه، شما را مسئولِ شکستِ کومیته‌ی تیمیِ ایران مقابلِ اسپانیا معرفی می‌کنند، شما هم حق دارید شکست‌هایشان را به آنها یادآوری و حرکتِ ناشایستشان را متوقف سازید. زنگنه باز هم نمی‌پذیرد و تقاضا می‌کند که از این موضوع، به سرعت گذر کرده و بیش از این، به آن نپردازیم!
 
به رغمِ مخالفت‌های کاپیتان، ستارگان کاراته اما با همان روحیه‌ی تهاجمی و زبانِ تلخی که دارد، شرایط را برای نقلِ برخی خاطراتِ نه چندان دور، مساعد می‌بیند. همه به یاد داریم که در پیکارهای آسیایی امارات، کومیته‌ی تیمی بانوانِ کشورمان برای نخستین بار، بر بامِ کاراته‌ی آسیا ایستاد و با کسبِ مدالِ طلا، کامِ اهالیِ کاراته را شیرین ساخت. حتما به یاد دارید که در آن رقابتها و در مرحله‌ی نیمه‌نهایی، بانوانِ ایران در برابرِ تیمِ قدرتمندِ چین‌تایپه صف‌آرایی کردند و در آن مبارزه‌ی طاقت‌فرسا، دو نفرِ نخست، یک پیروزی و یک شکستِ سنگین برای تیمِ ایران رقم زدند. نفرِ سوم، پگاه زنگنه بود که حتی اگر مساوی میکرد، تیم به خاطرِ تفاضلِ امتیاز، باخته بود. کاپیتان اما آن مبارزه را با حسابِ 4 بر صفر به نفعِ تیمِ ایران به پایان بُرد و با همان پیروزی، بانوانِ ما به فینالِ رقابتها راه یافتند و خوشبختانه در دیدارِ پایانی هم، پیروزمندانه از میدان خارج و صاحبِ گردن‌آویزِ طلا شدند.
 
پیش از آن و در جریانِ بازیهای کشورهای اسلامی (اندونزی) هم، پگاه زنگنه در قالبِ کومیته‌ی تیمی به مصافِ حریفِ مصری رفت و پیروز از میدان خارج شد اما تیمِ بانوان بواسطه‌ی شکستِ دیگر بازیکنان، نهایتاً مقابلِ این کشور ناکام ماند. در پیکارهای آسیایی چین هم، ماجرایی مشابه رخ داد و کومیته‌ی تیمی بانوان در حالی متوقف شد که زنگنه برابرِ حریف، پیروز از میدان خارج شده بود و...

در تمامِ این موارد، حتی یک بار هم ندیدیم یا نشنیدیم که پگاه زنگنه، خود را تافته‌ی جدا بافته معرفی کرده و شکستِ تیم را به گردنِ هم‌تیمی‌هایش انداخته باشد! او هیچگاه در صفحاتِ اجتماعی ننوشت که همه تاوانِ اشتباهاتِ یک نفر را می‌پردازند و یا جملاتی از این دست که حکایت از کنایه‌های زشت و سرزنش‌آمیز داشته باشد. گویا بزرگ بودن و کریمانه زیستن، به ذات و سرشتِ انسانها بازمیگردد و آنها که از این موهبت بی‌بهره‌اند، در هر جایگاه و موقعیتی که قرار داشته باشند، بزرگ بودن را در معنایِ واقعیِ آن، هیچگاه تجربه نمی‌کنند...
 
این بحث را رها کرده و به ادامه‌ی گفتگو بازمیگردیم. مسابقاتِ کومیته‌ی تیمی آغاز میشود. زنگنه در دورِ اولِ رقابتها، حریفِ سنگالی را با حسابِ 2 بر صفر شکست می‌دهد و در دور دوم نیز مقابلِ نماینده‌ی هلند، با کسبِ نتیجه‌ی مساویِ صفر بر صفر از میدان خارج میشود. کاپیتان تا اینجا، نتایجِ خوبی بدست آورده. حریفِ ایران در مرحله‌ی سوم، تیمِ قدرتمندِ ژاپن است. همان تیمی که بنابر اظهاراتِ زنگنه، ستاره موسوی از مدتها قبل تاکید داشته که در صورتِ تقابلِ ایران با این تیم، کاپیتان باید حتما در ترکیب حضور داشته باشد. تاکیدِ موسوی بر حضورِ حتمیِ زنگنه، بر این استدلال استوار بوده که به زعمِ او، پگاه همواره در برابرِ بازیکنانِ ژاپنی، نمایشِ خوب و مقبولی را ارائه میکرده و در قالبِ موارد، پیروز از میدان خارج میشده. اکنون استدلالِ موسوی از یکسو و نتایجِ مقبولِ زنگنه در دورهای اول و دوم از سویِ دیگر، حضورِ کاپیتان را در مقابلِ تیمِ ژاپن، امری قطعی می‌نمایاند اما همانطور که می‌دانیم، ستاره موسوی (سرمربیِ تیم) بر خلافِ تفکرات و تمایلاتِ قبلی‌اش، به ناگاه تصمیم می‌گیرد زنگنه را از ترکیبِ تیم، خارج و بازیکنِ دیگری را جایگزینِ او سازد!
 
آنچه را در سطورِ فوق خواندید، برای کاپیتان هم نقل کردیم و از او خواستیم پیرامونِ این موضوع و بویژه تغییرِ ناگهانیِ دیدگاهِ سرمربی، توضیح دهد. او گفت: من نمی‌توانم علتِ تغییرِ تصمیمِ سرمربی را شرح دهم. این موضوع را باید از موسوی بپرسید اما واقعا او از مدتها قبل تاکید میکرد که چنانچه قرار باشد به مصافِ تیمِ ژاپن برویم، زنگنه باید حتما در ارنجِ تیم حضور داشته باشد. حتی تا ساعاتی قبل از آغازِ مسابقه با ژاپن نیز بر این موضوع پافشاری میکرد که در صورتِ تقابلِ تیمهای ایران و ژاپن، زنگنه باید به میدان برود. موسوی می‌گفت "علیپور آماده نیست و احساسی مبارزه می‌کند. به همین جهت نمی‌توانم او را در ترکیبِ تیم قرار دهم" اما ناگهان دو یا سه دقیقه قبل از تحویلِ ارنجِ تیم، تصمیمش را تغییر داد و من دقیقا همان زمان متوجه شدم که گویا قرار نیست مقابلِ ژاپن به میدان بروم.
 
"شاید موسوی برخلافِ میلِ باطنی و به خاطرِ فشارهای خارجی، مجبور به حذفِ نامِ شما شده باشد" این جمله‌ای بود که به زنگنه گفتیم و منتظر شدیم تا واکنشِ او را ببینیم. کاپیتان با لبخند پاسخ داد: هرگز چنین چیزی صحت ندارد. لحظاتی قبل از تحویلِ اسامیِ بازیکنان، آشوری و رهنما نزدِ ما آمدند و به گفتگو با سرمربی پرداختند. موسوی می‌خواست در خصوصِ ارنجِ تیم با آنها مشورت کند اما آشوری و رهنما تاکید کردند که به هیچ وجه در چیدمانِ بازیکنان و ارنجِ نفرات، دخالت نخواهند کرد و از موسوی خواستند که صرفاً مطابقِ رأی و نظرِ خودش، اسامی را اعلام کند. موسوی هم چنین کرد و نهایتا من از ارنجِ تیم، خارج شدم.
 
خانم زنگنه؛ آنچه شما می‌گویید، قدری عجیب است! مگر میشود سرمربی تا دقایقی پیش از آغازِ مسابقه، بر حضورِ شما در مقابلِ تیمِ ژاپن تاکید بورزد و سپس به ناگاه و بدونِ دخالتِ نیروی خارجی، تصمیمش را تغییر دهد؟! خودتان را جای خوانندگانِ مصاحبه بگذارید! آیا می‌توانید این موضوع را بپذیرید؟! زنگنه پاسخ نمی‌دهد و فقط لبخند میزند! بعد از کمی مکث می‌گوید: حق با شماست! واقعا این ماجرا برای خودم هم عجیب است اما این دقیقا همان چیزی بود که اتفاق افتاد و ما ناگزیر از قبولِ واقعیت‌ایم ولو اینکه آن واقعیت، قدری عجیب و غیرعادی باشد.
 
این بحث نهایتاً نتوانست ما را به برداشتی کامل و منطقی از آنچه سرمربی بدان عمل کرده است، برساند. در حقیقت ما نیز همچون زنگنه و دیگر اهالیِ کاراته، هنوز علتِ تغییرِ موضعِ ناگهانیِ موسوی را لحظاتی پیش از آغازِ مبارزه با ژاپن، درک نکرده‌ایم و امیدواریم او خود، به زودی پیرامونِ این مسئله توضیح دهد.
 
گفتگو با کاپیتان را با طرحِ این موضوع ادامه می‌دهیم "می‌گویند پس از پایانِ مبارزه با ژاپن و شکستِ کومیته‌ی تیمی بانوانِ کشورمان، آشوری به شدت به موسوی اعتراض و با فریادهایی بلند، او را مقصرِ اصلی این شکست معرفی کرده است! خبرهای غیررسمی حاکی از آن است که رییس سازمانِ تیمهای ملی، به حذفِ شما از ترکیبِ کومیته‌ی تیمی مقابلِ ژاپن، به شدت معترض بوده و خطاب به موسوی عنوان کرده که تصمیمِ او مبنی بر عدمِ استفاده از زنگنه، این شکست را به کاراته‌ی ایران تحمیل کرده است"
 
زنگنه اما خبرِ فوق را بدین شکل اصلاح می‌کند: اولا اعتراضی که من مشاهده کردم، تا این حد محکم و پرخاشگرانه نبود. آشوری (به عنوانِ رییس سازمانِ تیمهای ملی) به موسوی گفت اگر زنگنه در ارنج قرار می‌گرفت، احتمالا نتیجه‌ی بهتری برای تیم ایران حاصل میشد. البته این، آن چیزیست که من دیدم اما شاید در جایی دیگر و در غیابِ بنده، اعتراضِ سخت‌تری صورت گرفته باشد که من از آن بی‌خبرم. ثانیا این اعتراض، بلافاصله پس از پایانِ بازی مقابلِ ژاپن شکل نگرفت بلکه دقیقا زمانی مطرح شد که ارنجِ تیم در دورِ بعدیِ رقابتها (مبارزه مقابلِ ترکیه) به مسئولانِ برگزاری مسابقات اعلام شده بود و نامِ من در این مبارزه هم در ترکیبِ کومیته‌ی تیمی قرار نداشت. آنجا بود که رییس سازمانِ تیمهای ملی، اعتراضی را که پیش‌تر بدان اشاره شد، مطرح کرد.
 
گفته میشود یکی از بازیکنان پس از پایانِ مبارزه با ژاپن و شکستِ کومیته‌ی تیمیِ ایران، خطاب به سرمربی گفته است "در دورِ بعدی و مقابلِ تیم ترکیه هم باید با همین ارنج (و بدونِ حضورِ زنگنه) به میدان برویم!" و البته همانطور که دیدیم، همین اتفاق هم شکل گرفت! خانم زنگنه؛ شما به عنوانِ کاپیتان و بزرگِ تیم ملی بانوان، آیا می‌پذیرید که بازیکن برای مربی، تعیینِ تکلیف کند و مثلا بگوید که در دورِ بعدی رقابتها، آرایشِ تیم باید بدین شکل باشد؟! پاسخِ کاپیتان به این پرسش، بسیار جالب و تامل‌برانگیز بود! این پاسخ را در چند سطرِ ذیل، مختصر و مفید بخوانید:
 
ستارگان کاراته: خانم زنگنه؛ پرسش را شنیدید، چرا پاسخ نمی‌دهید؟
 
زنگنه: شاید افرادی که چنین خبری را برای شما نقل کرده‌اند، دچارِ اشتباه شده باشند.
 
ستارگان کاراته: راویانِ این خبر، افرادی صادق و موردِ اعتمادِ ستارگان کاراته هستند. می‌خواهید بگویید آنها دروغ گفته‌اند؟!
 
زنگنه: من چنین جسارتی نکردم
 
ستارگان کاراته: بالاخره یا باید قبول کنید که چنین ماجرایی رخ داده است و یا مدعی شوید که راویانِ این خبر، دروغ گفته‌اند. شما کدام گزینه را انتخاب می‌کنید؟
 
زنگنه: گزینه‌ی سوم
 
ستارگان کاراته: گزینه‌ی سوم چیست؟!
 
زنگنه: هیچکدام!
 
کاپیتان از پاسخگویی به پرسشِ ستارگان کاراته طفره می‌رود. او می‌خواهد به شکلی زیرکانه، هم دروغ نگفته باشد و هم علیهِ هم‌تیمیِ خود، شهادت ندهد! لیکن ما و شما از میانِ همین پرسش و پاسخ‌ها، به آن چیزی که می‌خواستیم، دست یافتیم و شاید دیگر نیاز نباشد که بیش از اینها، به این اتفاقِ تلخ بپردازیم! امیدواریم بازیکنان، هیچگاه و در هیچ مسابقه‌ای، برای مربی تعیینِ تکلیف نکنند و اجازه دهند که هر کس و هر چیز، در جایگاهِ واقعیِ خودش قرار گیرد.
 
کاپیتان در مبارزه مقابلِ ژاپن و ترکیه، غایب بود اما در دورِ دومِ رقابتهای رپه‌شارژ (نبرد برابرِ تیمِ کوزوو) سرمربی دوباره از او می‌خواهد به میدان برود. ادامه‌ی ماجرا را از زبانِ زنگنه بشنوید:
وقتی سرمربی گفت می‌خواهم از زنگنه در برابرِ تیم کوزوو استفاده کنم و به من دستور داد آماده‌ی مبارزه شوم، خیلی محترمانه و بدونِ اینکه قصدِ مخالفت یا لجاجت داشته باشم، به او گفتم در حالِ حاضر، در شرایطِ روحیِ بسیار بدی به سر می‌برم و شاید نتوانم از عهده‌ی انجامِ این مسئولیت، برآیم. به هر حال بازیکن وظیفه دارد که اگر از مشکلِ جسمی یا روحی رنج می‌برد، این موضوع را خیلی محترمانه با سرمربی در میان بگذارد تا خدایی ناکرده، تیم از این ناحیه متضرر نشود. واقعا شرایطِ بسیار سخت و دردناکی را پشتِ سر میگذاشتم. از یکسو به یاد می‌آوردم که از هفته‌ها قبل و حتی تا ساعاتی پیش از آغازِ مبارزه با ژاپن، موسوی همواره من را مهره‌ی اصلیِ تیمش معرفی می‌کرد و از سویِ دیگر، شاهد بودم که به سادگی، همه‌ی گفته‌های پیشین، نقض و زنگنه از حضور مقابلِ تیم ژاپن، محروم میشد! اینها برایم قابلِ هضم نبود. از دوگانگی و تعارض میانِ گفتارها و رفتارها، دچارِ تناقض و تألماتِ عمیقِ روحی شده بودم و مانند انسانی که در حالتِ نیمه‌هشیار به سر بَرَد، احساس میکردم تمامِ این اتفاقات، صرفا در خواب رقم خورده است... وقتی موسوی گفت باید در برابرِ کوزوو به میدان بروی؛ واقعا و با تمامِ وجود، می‌خواستم هر آنچه را در توان داشتم در طبقِ اخلاص گذاشته و از دل و جان برای خدمت به میهن و کاراته‌ی کشورم، بجنگم اما قوای ذهنی‌ام به شدت تحلیل رفته بود و ضمیرِ باطن، مرا یاری نمی‌کرد...
موسوی اما با خواسته‌ام مخالفت و تاکید کرد که من موظفم به نامِ میهن و برای خدمت به کاراته‌ی کشورم، به میدان بروم. دستورش را اطاعت کردم و علیرغمِ وضعیتِ بسیار نامناسب و پریشانِ روحی‌ام، هر آنچه در توان داشتم به کار بستم تا برای کاراته‌ی ایران مثمرثمر واقع شوم. خوشبختانه و با لطف و کمکِ حضرتِ حق، توانستم این حریف را هم با نتیجه‌ی دو بر صفر شکست دهم و نهایتاً با احتسابِ پیروزیِ دیگر که توسط فاطمه چالاکی بدست آمده بود، تیم موفق به عبور از این مرحله و ورود به پیکارِ نهایی برای کسبِ مدالِ برنز شد. حالا باید آماده‌ی نبرد با تیمِ میزبان (اسپانیا) می‌شدیم...
 
از زنگنه می‌خواهیم آنچه را شبِ قبل از مبارزه با اسپانیا، در اردوگاهِ ایران گذشت، برایمان شرح دهد. کاپیتان می‌گوید: من شخصاً ساعات و لحظاتِ بسیار سخت و دردناکی را سپری می‌کردم. حتی پیروزی برابرِ کوزوو، نتوانست مرا از لحاظِ روحی احیا کند. ضرباتی که به خاطرِ وقایعِ آن روز دریافت کرده بودم، بسیار سنگین و جراحاتِ حاصل از آن، به شدت عمیق بود. مدام به یاد می‌آوردم که چگونه در کمتر از چند ثانیه، تمامِ آنچه را که پیش‌تر شنیده بودم، به شکلِ کاملا معکوس بوقوع پیوست! این موضوع بیش از پیش، ذهنم را پریشان و روحم را زخمی می‌ساخت. زخمهایی که به این سادگی‌ها قابلِ جبران و ترمیم نبود.

او ادامه می‌دهد: شبِ قبل از مبارزه با اسپانیا، جلسه‌ای با حضورِ فرجی، موسوی، رهنما، آشوری و شهاب سلطانی، در غیابِ بازیکنان برگزار شد. پس از پایانِ جلسه، موسوی نزدِ ما آمد و گفت "ما تصمیم گرفتیم که در مبارزه‌ی فردا، چالاکی، زنگنه و عباسعلی به میدان بروند" وقتی بازیکنان از اطرافِ موسوی پراکنده شدند، از او تقاضا کردم به خاطرِ وضعیتِ نامناسبِ روحی که دارم، نامِ مرا حذف و بازیکنِ دیگر را جایگزین کند. گفتم واقعا دلم می‌خواهد با تمامِ وجود برای کاراته‌ی کشورم بجنگم اما ذهن و روحم مرا یاری نمی‌کنند. موسوی باز هم به شدت مخالفت و تاکید کرد که در هر شرایطی باید به میدان بروم. او گفت "علیپور آماده نیست و احساسی مبارزه می‌کند. بنابراین نمی‌توانم در این نبردِ حساس، از او استفاده کنم" آنشب بارها از موسوی خواستم که علیپور را جایگزینِ من سازد اما او هر بار، محکمتر از پیش، با این موضوع مخالفت و بر حضورِ من، تاکید میکرد. وقتی پافشاری‌اش را دیدم، تسلیم شدم و از این پس، تلاش کردم به هر شکلِ ممکن، خودم را مهیایِ نبرد سازم. نبردی حساس و سرنوشت‌ساز که می‌توانست برای نخستین‌بار، کاراته‌ی ایران را به مدالِ کومیته‌ی تیمی بانوان برساند.
 
این برای دومین بار بود که در طولِ گفتگو با زنگنه، از زبانِ او می‌شنیدیم "موسوی گفته است علیپور از آمادگی مطلوب برخوردار نیست و احساسی مبارزه می‌کند" از کاپیتان پرسیدیم آیا واقعا علیپور آماده نبود؟! زنگنه پاسخ داد: این نظرِ سرمربی بود اما به اعتقادِ من، علیپور اتفاقا خوب جنگید و در هر دو بخشِ انفرادی و تیمی، مبارزاتِ مقبولی را به نمایش گذاشت. البته دیگر نفرات هم مجموعاً عملکردِ مطلوبی داشتند و در حدِ بضاعتِ کاراته‌ی بانوان، خوب ظاهر شدند. بهمنیار مدال گرفت و عباسعلی، چالاکی و علیپور هم شایستگی‌های خود را در مجموعِ رقابتهای انفرادی و تیمی، به خوبی به تصویر کشیدند و نشان دادند که از لحاظِ فنی و تکنیکی، شرایطی کاملا مطلوب و هم‌سطح با مدال‌آورانِ این دوره از رقابتهای جهانی دارند. ما فقط باید از نظرِ روحی، قدری بیشتر حمایت می‌شدیم و اگر آرامشِ روانیِ بازیکنان تامین میشد، قطعا نتایجِ بهتری هم در این بخش برای کاراته‌ی کشورمان رقم میخورد.
 
ملی‌پوشِ مجرب و عنوان‌دارِ کاراته‌ی کشورمان، اکنون ساعات و لحظاتِ پیش از آغازِ مبارزه با اسپانیا را به تصویر می‌کشد: مطابقِ آنچه موسوی شبِ قبل از مسابقه اعلام کرده بود، قرار بود آرایشِ تیمِ ایران برابرِ اسپانیا بدین‌شکل باشد. 1- چالاکی 2- زنگنه 3- عباسعلی
ما فیلمهایی را که دوستانمان از مبارزاتِ تیم اسپانیا در مراحلِ قبلی جمع‌آوری کرده بودند، به دقت مشاهده و آنالیز کردیم. جالب اینکه اسپانیا در مراحلِ قبلی، همواره با یک ارنجِ ثابت به میدان رفته بود. بر این اساس، من و هم‌تیمی‌هایم، عملکردِ بازیکنانِ هم‌شماره‌ی خود را در تیمِ اسپانیا، بارها مرور و برای مقابله با آنها، برنامه‌ریزی کردیم. اما لحظاتی پیش از آغازِ مبارزه، ناگهان موسوی به ما گفت آرایشِ تیم تغییر کرده و زنگنه باید به عنوانِ نماینده‌ی نخست، به میدان برود! او گفت این تصمیم به صورتِ گروهی اتخاذ شده و فرجی و رهنما هم، معتقدند که زنگنه باید به عنوانِ بازیکنِ نخست، به مبارزه با حریف بپردازد. من دستورِ موسوی را اطاعت کردم و گفتم حالا که مهیایِ نبرد شده‌ام، هر جا که صلاح بدانید، مبارزه خواهم کرد.
 
بلافاصله صحبت‌های کاپیتان را قطع می‌کنیم و از او می‌پرسیم: آیا فرجی در نحوه‌ی ارنج و آرایشِ اعضایِ تیم، دخالت می‌کند؟! آیا رییس فدراسیون به سرمربی گفته است که زنگنه را به عنوانِ مبارزِ نخست، به میدان بفرستد؟! مگر فرجی می‌تواند در خصوصِ مسائلِ فنی، تصمیم‌گیرنده باشد؟! زنگنه در پاسخ می‌گوید: البته آقای فرجی این موضوع را در حضورِ موسوی رد کرد. او پس از پایانِ مبارزه (زمانِ بازگشت به ایران) در جلسه‌ای که من، موسوی و دیگر بازیکنان حضور داشتیم، قویاً تاکید کرد که نه او و نه مسعود رهنما، هرگز چنین خواسته‌ای را مطرح نکرده‌اند. فرجی در حضور همه‌ی ما، تصریح کرد که او و رهنما، ابداً دخالتی در نحوه‌ی آرایشِ تیمِ ایران مقابلِ اسپانیا نداشته‌اند. من شخصاً، چیزی بیش از این نمی‌دانم و به نظرم بهتر است توضیحاتِ بیشتر را در این خصوص، از زبانِ موسوی و یا سایرین بشنوید.
 
سرانجام لحظه‌ی سرنوشت‌ساز فرا می‌رسد، تیمِ ایران باید برابرِ نمایندگانِ قدرتمندِ میزبان صف‌آرایی کند و درست لحظاتی پیش از آغازِ این نبرد، موسوی به سربازانش اطلاع می‌دهد که آرایشِ جنگیِ آنها تغییر یافته و حالا پس از پایانِ تمامِ تحلیل‌ها و ارزیابی‌هایی که بازیکنان در ساعاتِ گذشته، از حریفانشان داشته‌اند، باید آماده‌ی مبارزه با حریفی دیگر شوند! موضوعی که دست‌ِ‌کم از لحاظِ روحی، می‌تواند منشاءِ اثراتِ منفی باشد. زنگنه به عنوانِ مبارزِ نخست به میدان میرود و با حسابِ دو بر صفر شکست می‌خورد. پس از او، فاطمه چالاکی در برابرِ نماینده‌ی کشورِ میزبان قرار می‌گیرد اما حاصلِ تلاشِ او هم، چیزی بهتر و بالاتر از کسبِ نتیجه‌ی مساویِ صفر بر صفر نیست. حالا همه چیز به نحوه‌ی مبارزه و عملکردِ عباسعلی بستگی دارد. بازیکنی که با کسبِ دو مدالِ نقره و برنز جهان، بهترین کارنامه را در این پیکارها، به نامِ خود به ثبت رسانده است. اما عباسعلی هم نمی‌تواند از سدِ بازیکنِ اسپانیایی عبور کند. او در حالی که با حسابِ یک بر صفر از حریف عقب است، هانسوکو میشود و مبارزه را با نتیجه‌ی نهاییِ 8 بر صفر به حریف واگذار می‌کند.
 
بدین‌ترتیب پرونده‌ی کومیته‌ی تیمیِ بانوانِ ایران در رقابتهای جهانی اسپانیا بسته میشود و ملی‌پوشانِ شایسته‌ی کاراته‌ی کشورمان در حالی که تا یک قدمیِ کسبِ مدالِ برنز پیش رفته بودند، از دستیابی به آن بازمی‌مانند. به نظر میرسد بانوانِ کاراته‌ی کشورمان، استحقاقِ کسبِ این مدال را داشتند اما زورآزمایی‌های پنهان و رقابت‌های منفیِ درون‌تیمی که به خاطرِ اشتباهاتِ فردی شکل گرفته بود، ذهنیتِ بازیکنان را تحت‌الشعاع قرار داد و نهایتاً این تیم، به رغمِ شایستگی‌های انکارناپذیرِ اعضایش، نتوانست بر یکی از سکوهای سه‌گانه‌ی قهرمانی بایستد.
 
از کاپیتان می‌خواهیم شرایطِ حاکم بر تیم را پس از شکست مقابلِ نمایندگانِ میزبان، برایمان تشریح کند. او می‌گوید: شبِ بعد از بازی با اسپانیا، موسوی سه کاراته‌کایِ دیگر (عباسعلی، علیپور و چالاکی) را به جلسه‌ای فرامی‌خواند. بازیکنان تقاضا می‌کنند که زنگنه هم در این جلسه حضور داشته باشد اما موسوی درخواستشان را رد و تاکید می‌کند که جلسه صرفاً با حضورِ همین نفرات تشکیل خواهد شد!
 
به گفتگوی کوتاهِ ستارگان کاراته و زنگنه پیرامونِ این جلسه، توجه کنید:
 
ستارگان کاراته: مطمئنید که موسوی خواسته بود شما در آن جلسه حضور نداشته باشید؟
 
زنگنه: این چیزیست که بازیکنان برایم نقل کردند.

ستارگان کاراته: چه دلیلی دارد که سرمربی، نخواهد کاپیتان و بزرگِ تیم، در جلسه‌ی پس از بازی حضور داشته باشد؟
 
زنگنه: شاید علتش، شرایطِ نامناسبِ روحی باشد که در آن لحظات، من را آزار می‌داد. شاید موسوی می‌خواسته، زخم‌ها و تألماتِ روحیِ من، بیش از آنچه هست، افزایش نیابد.
 
ستارگان کاراته: آیا این پاسخ، شما را قانع می‌سازد؟!
 
زنگنه: شما چطور؟ قانع نشدید؟!

ستارگان کاراته: در آن جلسه چه گذشت و چه مسائلی مطرح شد؟
 
زنگنه: انتظار دارید از جلسه‌ای بگویم که در آن حضور نداشتم؟! (با لبخند)
 
ستارگان کاراته: همانها که گفته‌اند موسوی مخالفِ حضورِ شما در جلسه بود، شاید موضوعاتِ دیگر را هم برایتان نقل کرده باشند.
 
زنگنه: اگر هم چیزی گفته باشند، برای من گفته‌اند و نه برای ستارگان کاراته! (با لبخند)
 
ستارگان کاراته: پس نمی‌خواهید بیش از این در خصوصِ آن جلسه توضیح دهید.
 
زنگنه: ترجیح می‌دهم سه بازیکنِ دیگر که در جلسه حضور داشتند، پیرامونِ آن توضیح دهند.
 
پس از این گفتگوی کوتاه در خصوصِ جلسه‌ی سرمربی با سه بازیکنِ مذکور، زنگنه به موضوعِ مهمِ دیگری هم اشاره می‌کند: پیش از بازگشت به ایران، فرجی از موسوی، من و دیگر بانوانِ ملی‌پوش، خواست تا در جلسه‌ای حضور یافته و به حل و فصلِ اختلافات بپردازیم. فرجی آن جلسه را به خوبی اداره کرد و با مدیریتِ او، بسیاری از سوءِ‌تفاهمات برطرف شد. آنجا دقیقا مشخص شد که حضورِ من در کومیته‌ی تیمی، هرگز با فشار و تحمیل از سویِ مدیرانِ فدراسیون صورت نگرفته و حاصلِ خواست و اراده‌ی کادرفنی بوده است. ضمنِ اینکه بسیاری از کدورت‌های موجود میانِ بازیکنان که به خاطرِ القائاتِ منفی صورت گرفته بود، از بین رفت. ما در آن جلسه، به همان دوستانِ صمیمیِ همیشگی تبدیل شدیم و زمانی که می‌خواستیم از یکدیگر جدا شویم، دیگر هیچ نقطه‌ی تاریک و کدورتی میانمان نبود.
 
زنگنه سالها پیراهنِ تیم ملی را بر تن داشته و با کسبِ مدالهای پرشمار و رنگارنگ از رقابتهای آسیایی، بازیهای کشورهای اسلامی، لیگهای جهانی، بازیهای آسیایی و دیگر مسابقاتِ معتبرِ بین‌المللی، یکی از پرافتخارترین بانوانِ کاراته‌ی ایران به شمار میرود. از او می‌خواهیم پس از سالها حضور در ترکیبِ تیم ملی و افتخارآفرینی برای کاراته‌ی کشورمان، یکی از تلخ‌ترین و زهرآگین‌ترین جملاتی را که تاکنون شنیده است، برایمان نقل کند. او می‌گوید: پس از پایانِ رقابتهای جهانی اسپانیا و شکستِ من مقابلِ نماینده‌ی کشورِ میزبان، شنیدم فردی عنوان کرده که برای چنین شکستی، لحظه‌شماری میکرده! او گفته "زنگنه با این شکست، خُرد و برای همیشه از صحنه‌ی کاراته‌ی کشور حذف شد و من در حسرت و آرزویِ چنین روزی بودم!" دردناک‌تر از همه اینکه گوینده‌ی این جملات، ظاهراً دوست و حامیِ من بود! متاسفانه در چند روزِ گذشته، فایل‌های صوتیِ شرم‌آور و آزاردهنده‌ای از این فرد بدستم رسیده که پیوسته مرا رنج می‌دهد. او که سالها خود را در کسوتِ دوست معرفی کرده بود، حالا و در آن فایلهای صوتی، از شکستم ابراز شادمانی می‌کند و این برایم غیرقابلِ تحمل است.
 
صحبت‌های کاپیتان قطع میشود، گویی از شدتِ رنج و آزردگیِ خاطر، قادر به ادامه‌ی سخن نیست. به او می‌گوییم هیچ قهرمانی در هیچ نقطه‌ای از عالم، با شکست خُرد نمیشود و گوینده‌ی این سخن، سخت در اشتباه است. قهرمانانِ اخلاق‌مدار و پهلوان‌سیرت، همواره و تا انتهای تاریخ، بر قلب‌های ملت‌ها حکومت خواهند کرد و این سیطره، هرگز و تحتِ هیچ شرایطی، پایان نمی‌پذیرد...

نویسنده: محمد قدیمی



*******************************


 
تذکر: تمامیِ افرادی که در این مصاحبه از آنها نام برده شد، می‌توانند در گفتگو با همین پایگاه خبری، دیدگاهها و توضیحاتِ خود را ارائه کنند. ستارگان کاراته در اسرعِ وقت، توضیحاتِ ارائه‌شده از سوی افرادِ مذکور را انعکاس خواهد داد.



 
   1397/9/3 15:50

خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار