دو کلمه حرف حساب؛
خبرنگار یا کارشناس؟ مسئله این است!/ اظهارات عجیب یک خبرنگار در صفحات اجتماعی!

دو کلمه حرف حساب؛

خبرنگار یا کارشناس؟ مسئله این است!/ اظهاراتِ عجیبِ یک خبرنگار در صفحاتِ اجتماعی!
 
چندی پیش خبرنگارِ یکی از خبرگزاریها با طرحِ موضوعاتی جالب و تأمل برانگیز در صفحاتِ اجتماعی و نیز اظهارِ نظر پیرامونِ مسائلِ فنی، این پرسش را در اذهانِ خوانندگانِ بوجود آورد که جایگاهِ یک خبرنگار به عنوانِ انعکاس‌دهنده‌ی اخبار و واقعیت‌ها، کجاست و آیا یک خبرنگار می‌تواند به اظهارِ نظر پیرامونِ مسائلی بپردازد که اساساً هیچگونه آشنایی با آن ندارد؟
 

ما در "پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته" بارها بر این موضوع تاکید کرده‌ایم که وظیفه‌ی اصلیِ یک خبرنگار، صرفا انعکاسِ وقایع و رویدادها و نیز بازتابِ نقطه‌نظراتِ کارشناسان در قالبِ مصاحبه است و اساساً شایسته نیست که یک خبرنگار با سود بردن از امکاناتِ رسانه‌ای، در خصوصِ مواردی اظهارِ نظر کند که هرگز در دایره‌ی دانش و صلاحیت‌های وی قرار ندارد.
 
اکنون به تصویرِ ذیل و مواردِ مندرج در آن، توجه کنید! این تصویر برگرفته از اظهاراتِ یک خبرنگار در صفحاتِ اجتماعی است. همانطور که مشاهده می‌کنید، این خبرنگار که در تمام طولِ عمرش، حتی یک روز لباسِ کاراته را بر تن نکرده، سید شهرام هروی (سرمربی تیم ملی کاراته) را فنی‌ترین و شایسته‌ترین مربی کاراته‌ی ایران معرفی و تاکید می‌کند که او با کلِ مربیانِ ایران، فاصله‌ی کیلومتری دارد!




 
البته و صد البته که ما نیز در شرایطِ کنونی، شهرام هروی را شایسته‌ترین فرد برای هدایت و رهبریِ تیم‌های ملی میدانیم و معتقدیم پس از کسبِ نتایجِ درخشان در رقابتهای جهانی اتریش، به هیچ وجه عاقلانه و منطقی نیست که بخواهیم در ترکیبِ کادرفنی تیم ملی، تغییری ایجاد کنیم. ستارگان کاراته پس از جلوسِ محمدصادق فرجی بر کرسیِ ریاستِ فدراسیون کاراته، نخستین رسانه‌ای بود که با ارائه‌ی دلیل و برهان (و نه به شکلِ احساسی!) از سرمربیگری سید شهرام هروی دفاع کرد که این دفاعیات همچنان در آرشیوِ مطالبِ ستارگان کاراته، موجود است. لیکن میانِ آنچه ما می‌گوییم و آنچه این خبرنگار عنوان می‌دارد، فاصله‌ای به وسعتِ پهنایِ زمین تا آسمان است!
 
ما معتقدیم شهرام هروی در شرایطِ کنونی و به پاسِ کسبِ نتایجِ درخشان در رقابتهای جهانی اتریش، شایسته‌ترین فرد برای هدایتِ تیم ملی کاراته است اما هرگز مدعی نیستیم که وی، فنی‌ترین و برترین مربیِ کاراته‌ی ایران است و در واقع بر خلافِ نظرِ این خبرنگار، هیچگاه عنوان نمی‌کنیم که هروی با سایرِ مربیان، فاصله‌ی کیلومتری دارد! اینکه می‌گوییم در شرایطِ کنونی، سرمربیگری تیم ملی کاراته، حقِ مسلمِ هروی است، به این دلیل است که وی در رقابتهای جهانیِ اتریش، نتایجِ مطلوبی را کسب کرده و لذا باید با ابقایِ وی در سِمتِ سرمربیگری، از او و تلاش‌هایش تقدیر کنیم. حُسنِ این عمل در آن است که هروی و نیز سایرِ مربیانی که در آینده به عضویتِ کادرفنی تیمهای ملی در می‌آیند، می‌دانند که در صورتِ کسبِ نتایجِ مطلوب، موردِ تقدیر قرار گرفته و در سِمَتشان ابقاء خواهند شد. این موضوع، انگیزه‌ی مربیانِ تیمهای ملی را برای تلاشِ بیشتر و کسبِ نتایجِ مطلوب، افزایش داده و شرایطِ نسبتاً مناسب‌تری را بر تیم‌های ملی حاکم خواهد ساخت.

برای درکِ بهترِ مطلب، فرض کنید اعضای کادرفنی به این باور برسند که نتایجِ کسب‌شده در میادین بین‌المللی، هیچ تاثیری در ابقا و یا برکناریِ آنها نخواهد داشت. حال میزانِ انگیزه و تمایلِ چنین مربیانی را برای تلاشِ بیشتر و نیز برقراریِ نظم و انضباط در تیم‌های ملی، با مربیانی قیاس کنید که می‌دانند اگر نتایجِ حاصل در رقابتهای بین‌المللی، مطلوب باشد، آنها در سِمتشان ابقاء می‌شوند و اگر این نتابج ضعیف باشد، باید از کادرفنی تیم‌های ملی خداحافظی کنند. آیا میزانِ تلاش و انگیزه‌ی دو گروهِ فوق، یکسان است؟! بدیهی است که اینچنین نیست و یقینا گروهِ دوم، هر آنچه در توان دارد به کار می‌بندد تا شرایطِ حاکم بر اردوهای تیم ملی را به وضعیتِ ایده‌آل نزدیک ساخته و نهایتاً با کسب نتایجِ مطلوب در میادین بین‌المللی، آینده‌ی شغلیِ خود را تضمین کند.    
 
اینکه می‌گوییم یک خبرنگار نباید پیرامونِ آنچه تخصص ندارد، اظهارِ نظر کند، علتش همین است که می‌بینید! خبرنگارِ مذکور با تکیه بر اینکه سید شهرام هروی در رقابت‌های جهانی اتریش، بهترین نتایج طولِ تاریخِ کاراته‌ی ایران را کسب کرده، وی را فنی‌ترین و شایسته‌ترین مربیِ کاراته ایران می‌داند که کیلومترها از سایرِ مربیان، فاصله دارد! این خبرنگار به این دلیل که کارشناس نیست و از مسائلِ فنی آگاهی ندارد، برای طبقه‌بندیِ مربیان از نظرِ صلاحیتِ فنی، تنها به نتایجِ بدست آمده در رقابتهای بین‌المللی توجه کرده و از این موضوع غافل است که نتایجِ حاصل در این میادین، صرفاً تابعِ میزانِ مهارت و دانشِ فنیِ مربیانِ تیم‌های ملی نیست بلکه این موضوع، تابعی از چندین عاملِ مختلف است که هر یک به تنهایی، بخش‌هایی از نتایجِ کسب‌شده را ترسیم می‌کند.
 
برای مثال، عواملی همچون تدارکِ تیمهای ملی و میزانِ تسهیلاتِ اعطا شده به ملی‌پوشان در زمانِ برگزاریِ اردوها، اعزام به رقابت‌های تدارکاتی، حمایت‌های مادی و معنویِ مدیران برای افزایشِ روحیه‌ی تیم، میزانِ خطاهای داوری و... هر یک به نوبه‌ی خود، در کسبِ نتایجِ مطلوب و یا نامطلوب در میادین بین‌المللی، تاثیرگذار است و این تاثیر البته آنقدر پررنگ و پراهمیت است که هرگز از نگاهِ کارشناسان و اهالیِ فن، مخفی نمی‌مانَد.
 
گذشته از مواردِ فوق، توجه به نقش و اهمیتِ دو عاملِ اساسی و تعیین‌کننده‌ی ذیل، برای کسبِ نتایجِ مطلوب در رقابت‌های بین‌المللی، کاملا ضروری است.
 
1- مربیانِ تیم‌های ملی، عده‌ای بازیکنِ حرفه‌ای را تحویل گرفته و روانه‌ی رقابت‌های بین‌المللی می‌سازند. بدیهی است که نقشِ مربیان تیمهای ملی در پرورشِ این بازیکنان، آن هم در اردوهایی که نهایتاً چندماه به طول می‌انجامد، بسیار کمرنگ‌تر از مربیانِ سازنده‌ای است که این بازیکنان را در طولِ 10 سال و یا حتی بیش از آن، پرورش داده‌اند. اکنون به این نکته توجه کنید که گاه و در مقطعی از زمان، نسلی طلایی از بازیکنان در باشگاهها و به همتِ مربیانِ سازنده، پدید می‌آیند و سپس همین نفرات، به عنوانِ سرباز و با نامِ بازیکنِ تیم ملی، در اختیارِ مربیانِ تیمهای ملی قرار می‌گیرند. اعضایِ کادرفنی تیمهای ملی، همراه با همین قهرمانان (که دست‌پرورده‌ی مربیانِ باشگاهی هستند) راهی رقابت‌های بین‌المللی شده و موفق به کسبِ عناوینِ درخشان می‌شوند. از انصاف به دور است که مدعی شویم مربیانِ تیم‌های ملی، هیچ نقشی در کسبِ آن قهرمانی‌ها نداشته‌اند لیکن شما قضاوت کنید که نقشِ کدامیک از این دو گروه (مربیان تیمهای ملی و مربیان سازنده) در کسبِ آن نتایجِ درخشان، پررنگ‌تر بوده است؟
 
این نکته را هم در نظر داشته باشید که ممکن است در مقطعی از زمان و به دلایلِ مختلف (از جمله بی‌انگیزگیِ مربیان سازنده) کاراته‌ی کشور خالی از یک نسلِ طلایی باشد و در واقع، از عدمِ حضورِ قهرمانانِ بزرگ، رنج ببرد. در چنین شرایطی مربیان تیم‌های ملی، بازیکنانی را تحویل خواهند گرفت که به هیچ وجه از نظرِ توانایی، با ستاره‌هایی همچون امیر مهدیزاده، سجاد گنج‌زاده، ذبیح‌الله پورشیب، سعید احمدی، علی اصغر آسیابری، بهمن عسگری و... برابری نمی‌کنند. در اینصورت آیا می‌توان نتایجِ کسب‌شده توسطِ چنین مربیانی را با نتایجِ بدست‌آمده توسطِ شهرام هروی (که از حضورِ ستاره‌ها سود می‌بُرده) مقایسه کرد و سپس نتیجه گرفت که هروی از آن مربیان، فنی‌تر بوده است؟! بدیهی است که این نوع مقایسه و نتیجه‌گیری، هرگز خردمندانه و منطقی نیست چرا که هروی از ابزاری بسیار قوی یعنی همان نسلِ طلاییِ کاراته‌کاها سود می‌بُرده اما مربیانِ دیگر، از حضورِ چنین ستاره‌هایی بی‌بهره بوده‌اند. برای درکِ بهترِ موضوع، به مثالِ ذیل توجه کنید.
 
ریاضی‌دان‌ها و فلاسفه معتقدند فرضِ محال، محال نیست! اکنون با تکیه بر این گفته، فرض کنید بهترین و پرافتخارترین مربیِ فوتبالِ جهان را در تیم فوتبالِ مالدیو به کار گیرند و در فرضِ دوم نیز در نظر بگیرید که یک مربیِ کاملا معمولی را به استخدامِ تیمِ فوتبالِ آلمان درآورند! حال اگر این دو تیم در برابر یکدیگر به میدان بروند و تیمِ آلمان، مالدیو را شکست دهد، آیا می‌توان نتیجه گرفت که آن مربیِ معمولی (مربیِ تیم آلمان) از آن مربیِ پرافتخار (مربیِ مالدیو) برتر و فنی‌تر بوده است؟! کدام انسانِ عاقل و خردمندی، چنین حکم می‌کند؟!
 
مثالِ فوق تنها بدین جهت ارائه شد که متوجه باشیم ابزاری که در اختیارِ یک مربیِ ملی قرار می‌گیرد، در موفقیتِ آن مربی، بسیار تاثیرگذار است. یک مربیِ ملی را تنها در صورتی می‌توان با قاطعیت، فنی‌تر و برتر از سایرِ مربیان دانست که خود، تمامیِ ملی‌پوشان را از ابتدایِ ورود به ورزش تا زمانِ حضور در میدانِ جهانی، پرورش داده باشد که البته چنین امری، تقریبا غیرممکن است و به همین دلیل نیز، حکم دادن به برتریِ مطلقِ آن مربی، امری نامعقول و نابخردانه است.
 
2- یکی از مهمترین عواملِ تعیین‌کننده در کسبِ نتایجِ مطلوب یا نامطلوب در میادینِ بین‌المللی، رایزنی‌های پشتِ پرده و میزانِ ارتباط و نفوذِ کشورها در فدراسیون‌های جهانی و قاره‌ای و بویژه در کمیته‌ی داورانِ این فدراسیون‌هاست. ممکن است در مقطعی از زمان، روابطِ سیاسی بینِ فدراسیون‌های ملی و بین‌المللی، بنا به دلایلی، تیره شود. در این صورت این تیرگیِ روابط، به وضوح در نتایجِ بدست‌آمده در میادینِ بین‌المللی، تاثیر خواهد گذاشت. وقتی ارتباطِ فدراسیونِ کاراته‌ی یک کشور، با فدراسیون‌های جهانی و قاره‌ای رو به تیرگی می‌گذارد، حقوقِ بازیکنانِ آن کشور هم در میادینِ بین‌المللی، به شکلی مشهود پایمال میشود و برعکس، وقتی مثلا فردی به نامِ "جواد سلیمی" در کاراته‌ی ایران ظهور می‌کند که بسیار آرام و سیاستمدارانه، به مسئولینِ فدراسیون‌های جهانی و آسیایی نزدیک شده و روابطِ کاراته‌ی کشورمان را با نهادهای مذکور بهبود می‌بخشد، طبعاً این بهبودِ روابط، تاثیرِ خود را در نتایجِ کسب‌شده توسطِ ملی‌پوشان در میادینِ بین‌المللی نیز نشان می‌دهد. ما به این موضوع (نفوذ جواد سلیمی در نهادهای بین‌المللی) اشاره‌ای گذرا، نیمه‌پنهان و کمرنگ داشتیم و البته امیدواریم که مخاطبانِ تیزهوش و نکته‌سنجِ این پایگاه خبری، خود تا انتهایِ این رشته، پیش رفته و معنایِ آن را تمام و کمال، دریافت کرده باشند!
 
بنابراین و با توجه به آنچه در جمیعِ سطورِ فوق عنوان شد، این نتیجه محرز است که کسبِ عناوینِ درخشان در میادینِ بین‌المللی، صرفا به میزانِ تبحر و تواناییِ فنیِ مربیان تیمهای ملی بازنمی‌گردد بلکه این موضوع، تابعِ عواملِ مختلف و متعددی است که به برخی از آنها در این نوشتار اشاره شد. گذشته از آن، اگر بخواهیم روشِ استنباط و استدلالِ ناپخته و پراشتباهِ این خبرنگار را ملاک قرار داده و صرفا بر اساسِ نتایجِ حاصل در میادینِ بین‌المللی و بدون توجه به دیگر عواملِ تاثیرگذار، مربیانِ تیم‌های ملی را از نظرِ میزانِ تواناییِ فنی، طبقه‌بندی کنیم، آنگاه ممکن است فردی دیگر، به این موضوع اشاره کند که ما سالها قبل در رقابتهای جهانیِ جوانان و امید، با کسبِ 6 مدالِ طلا و بدونِ سود بُردن از حضورِ بانوان، مقتدرانه بر سکویِ نخست ایستاده و قهرمانِ جهان شدیم. آن شخص ممکن است در ادامه و با استناد به این موضوع که هروی هرگز در رده‌های سنیِ پایه، موفق به کسبِ چنین نتایجی نشده است، اعلام کند که هروی از نظرِ فنی، کیلومترها با آن مربی فاصله دارد!
 
لذا همانگونه که مشاهده می‌کنید، نحوه‌ی استدلالِ این خبرنگار، بسیار پراشتباه، احساسی و به دور از واقعیت‌هاست. این خبرنگار از هروی دفاع می‌کند، زیرا رابطه‌ای دوستانه با وی دارد و از سویِ دیگر در رسانه‌ی تحتِ اختیارش، به مسعود رهنما (تنها ایرانیِ صاحبِ کرسی در فدراسیون جهانی کاراته) بی‌رحمانه و با طرحِ تهمت‌های ناجوانمردانه می‌تازد تنها به این دلیل که رهنما، پیش‌تر به جایِ گفتگو با رسانه‌ی او، با "پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته" مصاحبه کرده و آن خبرنگار از این پایگاه خبری، دلِ خوشی ندارد (چرا که اشتباهاتش را به وی گوشزد می‌کند!)
 
این خبرنگار در ادامه، زبانِ استدلال و منطق را (حتی به همان شکلِ ناقص و پراشتباه که پیش‌تر به کار می‌بُرد) به کلی کنار گذاشته و به شیوه‌ی جاهل‌ها و باج‌گیرهای قدیم، عربده‌زنان عنوان میدارد که "آهای ایها‌الناس! چه کسی جرات دارد به شهرام هروی بگوید بالای چشمت ابروست تا در رسانه‌ی تحتِ اختیارم، او را به صلابه بکشم؟!"
 
به نظر میرسد این خبرنگار، علاوه بر ضعف در ارائه‌ی برهان، از مشکلاتِ دیگری نیز رنج می‌برَد! او از پیشرفتِ جهان و تکنولوژی به کلی غافل است و خود را متعلق به 80 سال قبل می‌پندارد! زمانی که باج‌گیرها و جاهل‌ها در معابر و زیرگذرها ظاهر شده و با عربده‌کشی و فریادهای گوش‌خراش، سایرین را به اطاعت وامی‌داشتند! بگذریم که اساساً چنین شخصیتی نیز در خودِ واقعی و متزلزلِ این فرد، به هیچ وجه مشاهده نمی‌شود.
 
او در ادامه به نکته‌ی جالبِ دیگری هم اشاره کرده و می‌گوید "مهران بهنام‌فر چون با من مهربان و خوش‌اخلاق است، اگر تلاش کند، حتما در آینده می‌تواند به ستاره‌ای همچون شهرام هروی تبدیل شود!"
 
به نظر میرسد این خبرنگار با طرحِ موضوعِ فوق، قصدِ تعریف و تمجید از مهران بهنام‌فر را داشته اما باید از بهنام‌فر (پرسابقه‌ترین ملی‌پوشِ کاراته‌ی کشور و دارای عناوینِ متعددِ جهانی و آسیایی) نیز پرسید که آیا عقایدِ این خبرنگار را می‌پذیرد یا خیر؟! آیا بهنام‌فر قبول می‌کند که فعلا از نظرِ فنی، فاصله‌ی کیلومتری با هروی دارد اما اگر تلاش و ممارست داشته باشد، می‌تواند در آینده به ستاره‌ای همچون هروی تبدیل شود؟! ما به این خبرنگار پیشنهاد می‌کنیم همین موضوع را با بهنام‌فر در میان بگذارد و البته پیش از آن، فاصله‌ی منطقی و معقول را با او حفظ کرده و توجه داشته باشد که اشیاءِ قابلِ پرتاب (مانند چوب، سنگ، گلدان و غیره) به هیچ وجه در دسترسِ کاپیتانِ سابقِ تیم ملی کاراته قرار نداشته باشد!
 
به نکته‌ی ظریفِ دیگری نیز توجه کنید. این خبرنگار، علتِ فنی بودنِ مهران بهنامفر را در این موضوع می‌داند که مهران با او خوش‌اخلاق بوده و رفتاری مناسب دارد! در واقع به اعتقادِ این خبرنگار، هر کس مانند مهران و شهرام، با او دوست و خوش‌اخلاق باشد، فنی و توانمند است و هر کس مانند مسعود رهنما (و یا جواد سلیمی) با او مهربان نباشد و یا با "ستارگان کاراته" مصاحبه کند، انسانی غیرِ فنی و ناکارآمد محسوب میشود که سزاوارِ بدترین و ناجوانمردانه‌ترین تهمت‌هاست!
 

اکنون که متوجه شدیم خبرنگارِ مذکور، صرفا بر اساسِ میزانِ دوستی‌ها و دشمنی‌های شخصی، سایرین را قضاوت می‌کند، دیگر حمایت‌های احتمالیِ او در آینده از امثالِ هروی و بهنام‌فر، تا چه حد می‌تواند تاثیرگذار و منطبق بر واقعیت‌ها باشد؟ انتقادها و تهمت‌های او علیهِ رهنما چطور؟ آیا می‌توان به گفته‌های او (که صرفا برخاسته از احساساتِ درونی‌اش است) تکیه و استناد کرد؟
 
ما معتقدیم هروی و بهنام‌فر، مربیانی کارآمد، فنی و لایق هستند و در مقطعِ زمانیِ فعلی، به درستی در سِمتِ سرمربیگری تیم‌های ملی کاراته قرار گرفته‌اند اما استدلالِ ما برای اثباتِ شایستگیِ این مربیان، با آنچه خبرنگارِ مذکور می‌گوید، تفاوت‌های اساسی دارد. ما برخلافِ این خبرنگار، بر اساسِ دوستی‌ها و دشمنی‌های شخصی، مربیان را طبقه‌بندی و توانایی‌هایشان را توصیف نمی‌کنیم. ما می‌گوییم هروی و بهنام‌فر در شرایطِ کنونی و بنا به دلایلی که در آینده ارائه خواهد شد، شایسته‌ی هدایتِ تیمهای ملی هستند اما آن خبرنگار می‌گوید "این‌ها سزاوارِ سرمربیگریِ تیمهای ملی هستند به این دلیل که با من، مهربان و خوش‌اخلاق‌اند!"
 
ما می‌خواهیم بدانیم که اساسا وظیفه‌ی یک خبرنگار چیست؟ آیا جز این است که وظیفه‌ی یک خبرنگار، تهیه‌ی گزارش، انعکاسِ وقایع و نیز مصاحبه با کارشناسان و بازتابِ نظراتِ آنهاست؟ آیا خبرنگاری که تاکنون و در تمامِ طولِ زندگی‌اش، حتی یک بار لباسِ کاراته را بر تن نکرده، می‌تواند پیرامونِ مسائلِ فنی، اظهارِ نظر و مربیان را طبقه‌بندی کند؟! اصولا اینگونه اظهارِ نظرها (که برخاسته از دانشِ فنی نیست) تا چه حد می‌تواند اهمیت داشته باشد؟
 
ستارگان کاراته البته جز تصویرِ فوق، تصاویرِ دیگری نیز از کامنت‌های گوهربارِ این خبرنگار و دُرفشانی‌های او در شبکه‌های اجتماعی در اختیار دارد که البته بعید می‌دانیم این خبرنگار، راضی به انتشارِ عمومیِ آنها باشد! لذا آن تصاویر را محرمانه و صرفاً برای مدیرانِ خبرگزاریِ مربوطه به نمایش در می‌آوریم تا خود پیرامونِ این خبرنگار و نیز آبرویِ آن خبرگزاری، قضاوت و تصمیم‌گیری کنند.
 
نویسنده: محمد قدیمی


 
   1396/2/6 23:58

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار