زمزمه‌ی این روزهای ملی‌پوشان؛
سید حسن کجایی؟! دقیقا کجایی؟!

زمزمه‌ی این روزهای ملی‌پوشان؛

سید حسن کجایی؟! دقیقا کجایی؟!
 
پس از انتقاداتِ مطرح‌شده پیرامونِ کیفیتِ تغذیه‌ی ملی‌پوشان در اردوهای تیم ملی مردان و حرکتِ اعتصاب‌گونه‌ی تنی چند از قهرمانانِ سرشناس، اکنون شایعاتی مبنی بر اعتراضِ شدید و گسترده‌ی بانوانِ ملی‌پوش در واکنش به کیفیتِ نامطلوبِ غذاها در اردوهای تیم ملی به گوش میرسد.
 
به گزارش پایگاه "اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته" و به نقل از منابعِ غیررسمی، تنی چند از بانوانِ ملی‌پوش، اخیراً و در حرکتی خودجوش، به شکلی کم‌سابقه و با اعتراضی شدیدالحن، فدراسیون کاراته را به خاطرِ آنچه که آنها "کیفیتِ نامطلوبِ غذا" خواندند، موردِ انتقاد و سرزنش قرار دادند.

 
(تذکر: بخش‌هایی از مطالبی که در ادامه و خطاب به ملی‌پوشان خواهید خواند، رویکردی طنزگونه دارد و لذا امید می‌رود موجباتِ آزردگی و رنجشِ خاطرِ افرادِ موردِ اشاره را فراهم نگردانَد. هر چند که اگر جز این نیز باشد، باز هم ستارگان کاراته کمافی‌السابق و با این رویکرد که خوشحال یا ناراحت شدنِ دیگران برایش در اولویت نیست، اعتقاداتش را بی‌تعارف و رودربایستی، به شکلی کاملاً صریح و روشن بیان خواهد کرد!)
 
ستارگان کاراته همراه با دیگر دلسوختگانِ این هنر رزمی، در وهله‌ی نخست از مسئولانِ فدراسیون می‌خواهد هرآنچه از امکانات و تسهیلات که برایشان مقدور است، به منظورِ بهره‌مندیِ ملی‌پوشان کاراته، فراهم نموده و در اختیارِ آنها قرار دهند تا فرزندانِ رشیدِ این مرز و بوم (که اخیراً به شدت نازک نارنجی و شکننده شده‌اند!) با خیالی راحت و فکری آسوده تمرینات را پیگیری کنند و در مرتبه‌ی بعدی، به دلاورمردان و شیرزنانِ کاراته‌ی این مرز و بوم یادآوری می‌کند که شما دستِ کم به اعترافِ تاریخ، وارثانِ رستم و اسفندیار هستید و مثلا قرار است در میادینِ بین‌المللی، با شجاعت و شهامتِ مثال‌زدنی، بر حریفان بتازید و از نام و اعتبارِ کاراته‌ی ایران در مقابلِ نمایندگانِ دیگر کشورها، دفاع کنید! شما مردانِ مرد و شیرزنانِ سلحشورِ کاراته‌ی ایران هستید. اکنون به این پرسش پاسخ دهید که کجا دیده و یا شنیده‌اید که اسلافِ شما (رستم و اسفندیار) به خاطرِ شکم، اعتصاب و یا اعتراض کرده باشند؟!  
 
واقعا شایسته نیست که سربازانِ غیور و صف‌شکنانِ کاراته‌ی ایران، تا این حد لوس، شکننده و نازک نارنجی باشند که به خاطرِ شام و نهار و بهانه‌هایی از این قبیل که غذایمان خوشمزه نیست، قهر و یا اعتصاب کنند! به نظر میرسد با ادامه‌ی این روند، کم کم باید منتظر باشیم که پدرها و مادرانِ قهرمانان، هر روز در فدراسیون کاراته حضور یافته و به فرجی اعتراض کنند که "چرا هروی با صدایِ بلند با بچه‌ها سخن می‌گوید؟! بچه‌های ما روحیه‌ی لطیفی دارند و از صدای بلند می‌ترسند! لطفا بگویید شب‌ها هم هروی و روحانی برایشان لالایی بخوانند تا بچه‌هایمان راحت‌تر به خواب بروند!"
 
ملی‌پوشان غیور و صف‌شکنِ کاراته‌ی ایران در نظر داشته باشند که اگر چه برخورداری از غذا و امکاناتِ خوب، یک امتیاز محسوب میشود لیکن کاراته‌کاهای تیم ملی، پیش از هر لقب و عنوانی، سربازانِ این مرز و بوم به شمار میروند و البته در هیچ جایِ دنیا، سابقه نداشته که سربازانِ شجاع و دلاورِ یک کشور، صرفا به این دلیل که غذاهایشان خوشمزه نیست، قهر کنند! باور کنید اگر قرار باشد مرتباً با بهانه‌هایی از این دست، قهر کرده و از سرِ میزِ غذا کنار بروید، آنگاه ما و بسیاری دیگر از اعضای جامعه کاراته هم ترجیح می‌دهیم که یک تجدیدِ نظرِ اساسی در تیم‌های ملی رخ دهد تا به جایِ سربازانِ نازک نارنجی، از مردانِ سلحشوری استفاده شود که هدفشان، تنها و تنها کسبِ افتخار برای میهنِ عزیزِ اسلامی است و نه بهره‌مندی از غذاهای خوشمزه! سربازانِ شجاعی که حاضرند حتی در سخت‌ترین شرایط و با شکمِ خالی، بر حریفان بتازند و از نام و اعتبارِ کاراته‌ی ایران دفاع کنند.
 
 
سخنانی کاملا جدی و آموزنده

 
امام علی (ع) خطاب به دشمنانش فرمود: شنیده‌ام فردی از شما گفته است خوراکِ علی، دو قرصِ نان بیشتر نیست و لذا نیرویش به سستی گراییده و از نبرد با جنگاوران باز مانده است! آگاه باشید درختانِ بیابانی (که کمتر آب می‌نوشند) چوبشان محکم‌تر است اما درختانِ سرسبز که همواره در کنار آب قرار دارند، پوستشان نازکتر و دوامشان کمتر است. درختانی که در بیابان روییده و جز با آب باران سیراب نمی‌گردند، آتششان شعله‌ورتر و پردوام‌تر است و من نسبت به پیامبر(ص) همچون روشنی که از روشناییِ دیگر گرفته شده باشد و همچون ذراع نسبت به بازو هستم (لذا همچون پیامبر و مطابقِ آیین و سننِ او، روزگار می‌گذرانم) به خدا سوگند اگر تمامِ عرب برای نبرد با من، پشت به پشتِ یکدیگر بدهند، من به این نبرد پشت نمی‌کنم و اگر فرصتی دست دهد، به سرعت به سوی آنان خواهم شتافت.

 
طرحِ یک پرسش
 
آیا جهانِ خلقت؛ پهلوانی شجاع‌تر، توانمندتر و نام‌آورتر از علی(ع) به خود دیده است؟ اگر ندیده (که قطعا ندیده) بارِ دیگر سخنانِ گوهربارِ امام علی(ع) را مرور کرده و پیرامونِ نکاتِ ظریفش، بیشتر و بهتر بیاندیشید. باشد که همه‌ی ما، صفتِ رذیله‌ی تن‌پروری و بویژه شکم‌پروری را از خود دور سازیم.
 
 
یادآوریِ یک خاطره
 
هنوز فراموش نکرده‌ایم روزهایی را که سیدحسن طباطبایی سرپرست پیشین فدراسیون کاراته، ملی‌پوشان را در هتل آزادی اسکان داده بود و بهترین و لذیدترین غذاها را برایشان مهیا می‌ساخت. گهگاه علاوه بر آن، کارت‌های هدیه و حتی پاداش‌های 8 میلیون تومانی نیز بینِ برخی از ملی‌پوشان تقسیم می‌کرد. خلاصه اینکه همه چیز بر وفقِ مراد بود و ملی‌پوشان حسابی از شرایطِ موجود، رضایت داشتند. ستارگان کاراته همان روزها نوشت که "آخر بریز و بپاش هم حدی دارد و اگر فدراسیون کاراته دخل و خرجش را با هم هماهنگ نسازد، به زودی شرایط و اوضاعِ سخت و أسف‌باری بر کاراته‌ی کشور حاکم خواهد شد" اگر یادتان باشد، ستارگان کاراته حتی نوشت "پدر خانواده باید ابتدایِ ماه که حقوقش را دریافت می‌کند، مخارجش را طوری مدیریت و تنظیم کند، که دریافتی‌اش، کفافِ هزینه‌های خانواده را تا پایانِ ماه بدهد" ما حتی تاکید کردیم "پدری که همان شبِ اول، تمامِ حقوقش را یکجا برای خانواده هزینه کند، مابقیِ ماه را باید کاسه‌ی گدایی در دست گرفته و برای امرارِ معاش، از دیگران کمک بخواهد" این همان اتفاقی است که اکنون و در زمانِ ریاستِ فرجی، برای کاراته‌ی کشور رخ داده است. فرجی اکنون وارثِ بدهی‌های سنگینِ گذشته است و نمی‌تواند آنطور که ملی‌پوشان انتظار دارند، برایشان هزینه کند. باید قدری منصف باشیم و شرایطِ سختِ رییسِ فعلیِ فدراسیون کاراته را درک کنیم. اینکه چشمانِ خود را بر روی واقعیت‌ها بسته و همه چیز را بر اساسِ فرمانِ شکم بسنجیم، بی‌انصافی است.
 
به یاد داریم همان روزها که ستارگان کاراته از ریخت و پاش‌های بی‌رویه‌ی فدراسیون طباطبایی انتقاد می‌کرد، سجاد گنج‌زاده برای این گروهِ خبری پیامی فرستاد و در آن تاکید کرد که او و دوستانش تا آخرین نفس، از طباطبایی و اقداماتِ مقدسش (پر کردنِ جیب و شکمِ بازیکنان!) حمایت خواهند کرد. او بلافاصله پس از ارسالِ این پیام، تصویری را در صفحه‌ی اینستاگرامِ خود به نمایش درآورد که در آن تصریح شده بود "طباطبایی مردِ طلاییِ کاراته‌ی ایران است" ملی‌پوشان هم یکی پس از دیگری، ذیلِ پُستِ گنج‌زاده کامنت گذاشته و صحتِ گفته‌های او را تایید کردند.







سجاد اکنون و به خاطرِ ریخت و پاش‌های بی‌رویه‌ی فدراسیونِ قبلی، مجبور است تصویری دیگر در اینستاگرامِ خود به نمایش بگذارد و در اعتراض به غذاهایی که حالا دیگر از نظرِ او لذیذ نیست، بنویسد "چه باید گفت و چه میشود کرد؟"






داستانِ طباطبایی و یارانِ صدّیقش!
 
اما داستانِ طباطبایی و آنهایی که قرار بود تا آخرین نفس در کنارِ او باقی مانده و از آرمانهای مقدسش دفاع کنند، به کجا رسید؟ سیدحسن طباطبایی در جریانِ رقابت‌های جهانی اتریش، به بازیکنان وعده‌هایی داد و عنوان کرد که در صورتِ کسبِ مدالِ طلا، جوایزی را به آنها اهدا خواهد کرد. اهدای این جوایز مدتی به تاخیر افتاد و همین امر باعث شد همان‌ها که قرار بود تا آخرین قطره‌ی خون در کنارِ طباطبایی ایستاده و از او در برابرِ هجمه‌های "ستارگان کاراته" دفاع کنند، این بار علیهِ طباطبایی بسیج شوند به گونه‌ای که تقریباً روزی نبود که یکی از آنها بر مردِ طلاییِ کاراته کشور نتازد و در گفتگو با رسانه‌ها، از بدقولی‌هایِ او شکایت نکند! طباطبایی هنگامِ خروج از فدراسیون کاراته، آنقدر غریب و تنها شده بود که جز "ستارگان کاراته" هیچکس از زحماتِ چند ماهه‌اش تقدیر و تشکر نکرد...
 
طباطبایی اما در واکنش به رفتارِ دوگانه‌ی برخی ملی‌پوشان، تصمیمِ جالبی گرفت. او پیش از مصاحبه‌های انتقادیِ بازیکنان، سخت در تلاش بود تا با جذبِ اسپانسر، وعده‌های خود را عملی سازد و تا جایی که شنیده‌ایم، بسیار هم به این هدف نزدیک شده بود. مردِ طلاییِ کاراته‌ی کشور تنها چند هفته تا عملی شدنِ وعده‌هایش فاصله داشت که ناگهان با مصاحبه‌های انتقادی و غیرِ قابلِ تصورِ بازیکنان مواجه شد! او پس از اینکه مشاهده کرد که یارانِ قسم‌خورده‌ی دیروزش، امروز و صرفا به خاطرِ چند میلیون تومان پول، به دشمنانش مبدل گشته‌اند، از پرداختِ پاداش منصرف شد و رایزنی‌ها را متوقف کرد و این در واقع، بهترین و اصولی‌ترین تصمیمی بود که طباطبایی در طولِ دورانِ ریاستش بر فدراسیون کاراته، اتخاذ کرد. افرادی که صرفا به خاطرِ دریافتِ پاداش و تسهیلات (و نه بر اساسِ اعتقاداتشان) پیمانِ دوستی می‌بندند و سپس عهد می‌شکنند، شایسته‌ی دریافتِ پاداش نیستند، پس مرحبا به سیدحسن و تصمیمِ مردانه‌اش! درود بر او که تسلیمِ فشارهای برخی ملی‌پوشان نشد و به آنان آموخت که قرار نیست همواره و در همه حال، مطابقِ میلِ آنها رفتار شود!
 
ملی‌پوشان اما حالا که غذاها و امکاناتِ آنچنانیِ دورانِ حکومتِ طباطبایی را از دست داده و به کتلت خوردن افتاده‌اند، باز هم فیل‌شان یاد هندوستان کرده و تازه به یاد آورده‌اند که با طباطبایی عادلانه رفتار نکرده و رسمِ رفاقت را به جای نیاوردند. قهرمانان، حالا و در غیابِ طباطبایی، هنگامِ کتکت خوردن، زیرِ لب به یادِ آن مدیرِ مهربان و بخشنده، زمزمه می‌کنند که "سیدحسن کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من؟ تو بی من کجایی؟...
 
اشعارِ حزن‌انگیزِ بازیکنان را که این روزها دائماً به یادِ سید حسن طباطبایی زمزمه می‌کنند، در فایلِ صوتیِ ذیل بشنوید.

 
سید حسن کجایی؟ دقیقا کجایی؟/ کلیک کنید
 
 
 
اما به قولِ فردوسی "از این خویشتن کشتن اکنون چه سود/ چنین رفت و این بودنی کار بود"
 
 
 
سخنانی خطاب به ملی‌پوشان
 
شکر نعمت نعمتت افزون کند/ کفر نعمت از کفت بیرون کند
 
شما یک بار و در زمانِ طباطبایی (که برایتان سنگِ تمام گذاشته و هر آنچه از نعمت می‌شناختید، در اختیارتان قرار داده بود) کفرِ نعمت کردید و به همین دلیل، از بهترین و لذیذترین غذاها، به کتلت خوردن افتادید. حواستان باشد که اگر باز هم کفرانِ نعمت کنید، این بار وضع از این هم بدتر خواهد شد. چه بسا اگر فرجی برود، به جایِ او، هیولایی به نامِ "محمد قدیمی" بر کاراته‌ی کشور تسلط یابد! دیکتاتورِ تمام عیاری که نه به اعتصاب‌ها و اعتراض‌های شما کوچکترین اهمیتی می‌دهد و نه از جوسازیِ رسانه‌ها و به ویژه "ستارگان کاراته" واهمه دارد! از همه بدتر، به قولِ احمد صافی و بسیاری دیگر از اهالیِ کاراته‌ی کشور، این موجودِ خطرناک (محمد قدیمی) بازی با الفاظ و کلمات را خوب بلد است و می‌داند چگونه سخنانِ ناحق و غیرِ منطقیِ خود را تحتِ پوششِ الفاظ و واژگانِ به ظاهر منطقی و زیبا، به خوردِ جامعه‌ی کاراته بدهد! مثلا می‌تواند به سادگی ثابت کند که ماست سیاه است و یا اینکه دو دوتا میشود پنج تا! ضمنِ اینکه در نظر دارد به محضِ ورود به فدراسیون کاراته، سجاد گنج‌زاده و حمیده عباسعلی را از تیم‌های ملی اخراج کند تا ریشه‌ی بازیکن‌سالاری را به کلی بخشکانَد و دیگر هیچ بازیکنی جرات نداشته باشد در اموری که نباید، دخالت کند!
 
اما اینکه چرا نام عباسعلی و گنج‌زاده را در کنارِ واژه‌ی بازیکن‌سالاری آوردیم، دلیل دارد و دلیلش را احتمالا طی روزهای آینده شرح خواهیم داد. البته در موردِ عباسعلی، شاید اصلا نیاز به اخراج نباشد چرا که او رفته رفته و ظاهراً به خاطرِ مصدومیت‌های متوالی(!)، خود به خود از کاراته‌ی کشور محو شده و حالا جوانانِ تازه نفس و جویایِ نام، عرصه را تا جایی برایش تنگ کرده‌اند که حتی از حضور در رقابتهای انتخابی هم می‌گریزد! شاید برای اینکه می‌داند غلبه بر رقبایِ تازه نفس، تا چه حد سخت و دشوار است! عباسعلی از فیزیکِ بسیار مناسبی برخوردار است و در مبارزاتش، از روحیه‌ی جنگندگیِ عالی نیز سود می‌بَرد اما به نظر میرسد عنصرِ بسیار مهمی به نامِ انگیزه را از دست داده است و مدت‌هاست که بر خلافِ روزهایِ اوجش، دیگر تمایلی به رقابت با حریفان ندارد و شاید به همین دلیل باشد که هر بار پیش از رقابت‌های انتخابی، می‌شنویم که حمیده عباسعلی به دلیلِ آسیب‌دیدگی، از حضور در مبارزات انصراف داد!
 
لذا حالا که عباسعلی رفته رفته و به خاطرِ از دست دادنِ انگیزه، به روزهای پایانیِ دورانِ قهرمانی‌اش نزدیک میشود، از مسئولان فدراسیون کاراته می‌خواهیم که پس از خداحافظیِ وی از دنیای قهرمانی، این بار دیگر اشتباهاتِ گذشته را تکرار نکنند و ستاره‌ای نسازند که بعدها، خود مجبور به اطاعت از او شوند! در بخش مردان اما گنج‌زاده همچنان در میادین خوش می‌درخشد و فعلا در اوج به سر می‌بَرد. بنابراین فرایندِ مبارزه با پدیده‌ی شومِ بازیکن‌سالاری در این بخش، قدری پیچیده‌تر خواهد بود و باز کردنِ این گره؛ هوش، ذکاوت و البته جراتِ بیشتری می‌طلبد.    
 
 
کلام آخر
 
فرجی آمده است تا به کاراته‌ی کشور خدمت کند. دستِ کم اعتقادِ بسیاری از اهالیِ کاراته این است. کارنامه‌ی او نیز نشان می‌دهد که مدیرِ مدبّر و توانمندی است.
 
رییسِ جوان و خوشنامِ کاراته‌ی ایران البته مانندِ هر مدیرِ دیگری، هرگز خالی از خطا و اشتباه نیست. در همین مدتِ کوتاهِ مدیریتش نیز دچارِ اشتباهاتی شده است که به برخی از آنها در "ستارگان کاراته" اشاره کردیم و در آینده نیز در این خصوص، بیشتر خواهیم گفت. اما اگر قدری منصف باشیم، خواهیم دید که اشتباهاتِ فرجی تا این لحظه، چندان بزرگ و غیرقابلِ اغماض نبوده و البته مسیرِ کلیِ حرکتِ او نیز، صواب و به نفع کاراته‌ی کشور بوده است. در واقع کفه‌ی خدمات و تصمیماتِ هوشمندانه‌ی فرجی، تا این لحظه، بسیار سنگین‌تر از اشتباهاتش بوده است و این حقیقتی است که نمی‌توان آنرا انکار کرد.

بنابراین بهتر است به این مدیرِ جوان و خوش‌پیشینه‌ی کاراته‌ی کشور، کمک کنیم تا همانندِ دوره‌ی قبلیِ ریاستش، حضوری موفق در رأسِ فدراسیون کاراته را تجربه کند. البته هر جا هم که دچارِ خطا شد و یا تصمیمِ اشتباهی اتخاذ کرد، می‌توانیم با طرحِ انتقاداتِ سازنده و کارشناسانه، به او و همکارانش در اداره‌ی کاراته‌ی کشور کمک کنیم. اما اینکه بخواهیم به خاطرِ شکم و در اعتراض به اینکه چرا شام کتلت داشتیم، داد و فریاد به راه بیندازیم، هم غیرِ منطقی است و هم با شخصیتِ قهرمانیِ ملی‌پوشان، سازگار نیست. نظرِ شما چیست؟
 
یادمان باشد که فرجی دستِ کم به گفته‌ی دوستان و آشنایانش، مدیری خوش‌مشرب و منطقی است. می‌گویند فرجی با دلیل و برهان سخن می‌گوید، با استدلال می‌پذیرد و می‌قبولاند؛ این موضوع اگر صحت داشته باشد، یک امتیازِ بزرگ و تعیین‌کننده برایِ رییسِ جوانِ فدراسیون کاراته به شمار میرود که باید از آن به نیکی یاد کرد و آنرا ستود. اما جایگزینِ احتمالیِ او (محمد قدیمی) چطور؟! کدامیک از شما تاکنون دیده و یا شنیده‌اید که قدیمی بر اساسِ منطق و خرد سخن گفته باشد؟! پس کاری نکنید که سرنوشتِ شما به دستِ قوم‌الظالمین سپرده شود که اگر اینچنین شود، آنگاه مجبور خواهید شد به یادِ فرجی و مهربانی‌هایش، نغمه‌ی "فرجی کجایی؟" سر دهید...
 
نویسنده: محمد قدیمی / مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی ستارگان کاراته


 
   1396/2/14 00:30

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار