وقتی کاراته به بیراهه می‌رود؛
شبکه‌های اجتماعی و معضلی که باید ریشه‌کن شود

وقتی کاراته به بیراهه می‌رود؛

شبکه‌های اجتماعی و معضلی که باید ریشه‌کن شود
 
متاسفانه مدتهاست کاراته‌ی ایران با پدیده‌ی شوم و ویرانگری مواجه گشته که روز به روز ابعادش گسترده‌تر و خسارتهای مسلمش، فراگیرتر می‌شود. در کاراته‌ی ایران اکنون شرایط به گونه‌ای رقم خورده که تنها راهِ پیشرفت برای اهالیِ آن، حضورِ فعال در شبکه‌های اجتماعی و تعریف و تمجید از چهره‌های بانفوذِ کاراته و یا طرحِ انتقاداتِ تند، علیهِ آنهاست!
 

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته؛ این روزها به خاطرِ ضعفِ مفرط و عدمِ اقتدارِ برخی مدیران و چهره‌های برجسته‌ی کاراته، افرادِ فعال در شبکه‌های اجتماعی، بخش‌های عظیمی از سیاست‌های مهمِ کاراته‌ی کشور را ترسیم می‌کنند و این در حالیست که بسیاری از آنها، اساساً از صلاحیتِ علمی، فنی و یا اخلاقی برای جهت‌دهی به کاراته، برخوردار نیستند.
 

این افراد به دو روشِ متفاوت در صفحاتِ اجتماعی عمل کرده و از طریقِ آن، از مسئولان و چهره‌های بانفوذِ کاراته، امتیازهای بسیار کلان و غیرِ قابلِ تصور دریافت می‌کنند! روش اول، تعریف‌های چاپلوسانه و اغراق‌آمیز از چهره‌های بانفوذ و روشِ دوم، طرحِ انتقادهای سهم‌خواهانه و البته بی‌اساس علیهِ آنهاست. در واقعِ هر دو گروه، نقطه ضعفِ بزرگِ برخی از مدیران و چهره‌های بانفوذِ کاراته را به خوبی شناسایی کرده و از این طریق، از ایشان کسبِ امتیاز می‌کنند. آنها خوب می‌دانند که برخی از متولیان کاراته‌ی کشور، تا چه حد شیفته‌ی آنند که از آنها تعریف و تمجید شود و بر عکس، تا چه اندازه از این موضوع هراسانند که موردِ انتقاد قرار گیرند. آگاهی از این نقطه ضعفِ بزرگ، همچون سلاحی کارآمد و مخرب در دستِ زیاده‌خواهان و منفعت‌طلبان قرار گرفته و از طریقِ آن، منافعِ ملی و مصالحِ کاراته‌ی کشور را ویران و همه چیز را به نفعِ خودشان مصادره می‌کنند.
 
باز هم تاکید می‌کنیم آنچه در سطورِ فوق عنوان شد، از نظرِ ما و تا این لحظه، در موردِ تمامیِ مدیران و چهره‌های بانفوذِ کاراته صدق نمی‌کند. برای مثال محمدصادق فرجی مردِ شماره یکِ کاراته‌ی ایران، دستِ کم تا این لحظه (شنبه هفدهم تیرماه 96) و بویژه به واسطه‌ی تصمیماتی که در وقایعِ اخیر اتخاذ کرد، نشان داده که از شجاعتِ کافی برای رویارویی با انتقاداتِ بی‌اساس برخوردار است و هرگز خود را ملعبه و بازیچه‌ی دستِ عده‌ای زیاده‌خواه (که از صبح تا شب و از شب تا صبح در صفحاتِ اجتماعی پرسه زده و مطالبِ بی‌اساسی را در گروه‌های تلگرامی و یا دیگر شبکه‌های اجتماعی عنوان می‌کنند) قرار نخواهد داد.
 
اما در کنارِ فرجی، هستند افرادی که به خلافِ او، بسیار شیفته و دلبسته‌ی آنند که از آنها در صفحاتِ اجتماعی تعریف و تمجید شود و البته از طرحِ هرگونه انتقاد (حتی انتقادهای بی‌اساس) بسیار هراسانند. این افراد (که متاسفانه نفوذشان در کاراته‌ی کشور بسیار زیاد است) حتی به پُست‌ها و کامنت‌های نوجوانانِ 14 ساله هم به شدت واکنش نشان داده و به سمت و سویی حرکت می‌کنند که با اعطای امتیاز به آنها، این نوجوانان را در زمره‌ی چاکران و مخلصانِ خود درآورند تا از این پس به جای طرحِ انتقاد، از آنها تعریف و تمجید کنند. متاسفانه در حالِ حاضر و به خاطرِ نفوذِ این افراد در کاراته، شرایطِ بسیار أسف‌باری بر فضای کاراته‌ی کشور حاکم گشته به گونه‌ای که اکنون به نظر میرسد تنها راهِ پیشرفت در کاراته، حضورِ فعال در صفحاتِ اجتماعی و اتخاذِ یکی از دو روشِ ذیل باشد.
 
روش اول:
در شبکه‌های اجتماعی و گروههای تلگرامی حضور یافته و از مدیران و چهره‌های بانفوذِ کاراته به شدت انتقاد کنید. سپس منتظر بمانید تا یکی از آنها با شما تماس گرفته و برای پایان بخشیدن به انتقاداتتان، امتیازاتی را به شما پیشنهاد کند. حتی تصورش را هم نخواهید کرد که چه امتیازاتِ بزرگ و کلانی به شما پیشنهاد میشود! به هیچ وجه نگرانِ این نباشید که در نگارش و فنِ نویسندگی، تخصص ندارید و یا اصلا از سوادِ کافی برای خواندن و نوشتن برخوردار نیستید. در این روش آنچه مهم است اینکه بتوانید با تندترین، زشت‌ترین و زننده‌ترین الفاظ بر مدیران و چهره‌های بانفوذِ کاراته بتازید و صد البته که هر فردی حتی اگر بیسواد هم باشد، می‌تواند از چنین الفاظی استفاده کند. پس به موفقیت، بسیار امیدوار باشید.
 
روش دوم:
در شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های تلگرامی حضور یافته و از افرادِ بانفوذ، به شکلی بسیار چاپلوسانه و اغراق‌آمیز، تعریف و تمجید کنید. یکی را امیرکبیر کاراته و دیگری را رابین‌هود بنامید، به یکی لقبِ زُرو و به دیگری لقبِ گروهبان گارسیا بدهید. در این روش هم اصلا مهم نیست که تا چه حد در نگارش و فنِ نویسندگی تخصص دارید. فقط کافی است این توانایی را داشته باشید که همانندِ نوکرانِ خانه‌زاد، از مدیران و چهره‌های بانفوذ، تعریف و تمجید کرده و آنها را تا درجه‌ی قدیس بالا ببرید! استفاده از اینگونه جملات هم هیچ نیازی به تخصص و فنِ نویسندگی ندارد. در گذشته حتی نوکرانِ خانه‌زاد هم (که غالبا بی‌سواد بودند) به راحتی از عهده‌ی این کار بر می‌آمدند. پس بی‌توجه به میزانِ تخصص و دانشتان، به موفقیت بسیار امیدوار باشید. از همین امروز شروع کنید. در شبکه‌های اجتماعی و گروههای تلگرامی، تصویرِ خودتان را در کنارِ فلان مدیر یا فردِ بانفوذ، به نمایش درآورده و سپس او را امیرکبیرِ کاراته یا "سیمون خوزه آنتونیو بولیوار" خطاب کنید. حتی می‌توانید از القاب و عناوینِ دیگری همچون سقراط و بقراط و ارسطو هم استفاده کنید و آن مدیر یا چهره‌ی بانفوذ را اینگونه بستایید. در این روش البته باید پیش از آغازِ فعالیت، با آن مدیر تماس گرفته و وی را از تصمیمِ خود مبنی بر فعالیت در صفحاتِ اجتماعی به نفعِ او، آگاه سازید.
 
مزیتِ روشِ اول بر روشِ دوم، این است که در روشِ اول، شما شأن و جایگاهِ خودتان را حفظ کرده و هرگز تلاشی برای برقراریِ ارتباط با مدیران و چهره‌های بانفوذ نخواهید کرد. در واقع این مدیران هستند که پس از گذشتِ چند روز از آغازِ انتقادات، به سراغِ شما می‌آیند و از شما تقاضای ملاقات می‌کنند. شما می‌توانید در این روش، در موضعِ بالاتر قرار گرفته، از بالا به مدیران نگاه و به آنها امر و نهی کنید! از آنها بخواهید فلان امتیاز را به شما اعطا کنند وگرنه در گروه‌های تلگرامی و هنگامِ چت با نوجوانانِ 14 ساله، حسابی از خجالتشان در خواهید آمد!
 
در روشِ دوم اما کار قدری سخت‌تر است چرا که این شما هستید که پس از آغازِ فعالیت، باید به دنبالِ مدیران و چهره‌های بانفوذ رفته و آنها را از فعالیت‌های خود آگاه سازید. شما باید به آنها بقبولانید که چاکران و مخلصانِ وفاداری خواهید بود و در آینده، هر دستوری به شما بدهند، قطعا اطاعت خواهید کرد. اثباتِ اینکه شما چاکران و نوکرانِ وفادار و فرمانبرداری خواهید بود، البته قدری سخت است اما مطمئن باشید که هر زمان این موضوع ثابت شود، سیلِ امتیازات به سَمتِ شما سرازیر خواهد شد. در گذشته‌ی نه چندان دور، افرادی بوده‌اند که از این طریق، حتی به سِمتِ مربیگریِ تیمهای ملی رسیده‌اند! مربیانی بوده‌اند که با همان شعارِ امیر کبیرِ کاراته و رابین‌هود و... مدالهای قهرمانیِ کشور را یکی پس از دیگری درو کرده‌اند. مربیانی که تا پیش از طرحِ شعارِ امیرکبیرِ کاراته و مانندِ آن، کارنامه‌ای بسیار ضعیف و غیرِ قابلِ ذکر داشتند اما به محضِ اینکه در گروههای تلگرامی حضور یافته و فریادِ "زنده باد امیر کبیرِ کاراته" سر دادند، به یکباره توانمندیهایشان به شکلِ خارق‌العاده‌ای ظاهر شد به گونه‌ای که بخشِ اعظمِ مدالهای قهرمانی کشور را به خود اختصاص دادند! چقدر عجیب است که یک استعداد، سالها نهفته و پنهان باقی می‌مانَد اما به یکباره و با طرحِ شعارِ "زنده باد امیر کبیرِ کاراته" شکوفا شده و حتی در جایگاهِ مربی تیم ملی نیز قرار می‌گیرد!
 

معایبِ باج دادن به فعالان در شبکه‌های اجتماعی
 
1- اساسا بسیاری از افرادی که از طریق شبکه‌های اجتماعی، مدیران و چهره‌های بانفوذِ کاراته را به منظورِ اخذِ امتیاز، تحتِ فشار قرار داده و یا چاپلوسانه از آنها تعریف و تمجید می‌کنند، هرگز در اندیشه‌ی تامین منافعِ ملی نیستند. آنها تنها و تنها به جایگاه و منافعِ شخصیِ خودشان می‌اندیشند و البته پی بردن به این موضوع، کارِ چندان مشکلی هم نیست. لذا امتیاز دادن به این افراد، کاراته را از مسیرِ اصلی (تامین مصالحِ ملی) منحرف ساخته و به سَمتِ تامینِ منافع افراد و گروه‌های زیاده‌خواه سوق می‌دهد.
 
2- عده‌ی کثیری از این افراد، اساسا از تخصص و دانشِ لازم و کافی برای در اختیار گرفتنِ امتیازاتی که به آنها اعطا میشود، برخوردار نیستند. برخی‌ها می‌گویند اصولا فردی که تا این اندازه وقتِ آزاد در اختیار داشته باشد که بتواند تمام‌وقت در صفحاتِ اجتماعی حضور یافته و فعالیت کند، مسلما نمی‌تواند فردی مهم و متخصص باشد. چرا که افرادِ متخصص و بادانش، آنقدر درگیرِ فعالیت‌های تخصصیِ خود هستند که شاید حتی هفته‌ای یک بار هم فرصت نداشته باشند پیام‌های شخصیِ خود را در تلگرام مطالعه کرده و پاسخ دهند تا چه رسد به اینکه تمام‌وقت مشغولِ چت کردن در صفحاتِ اجتماعی باشند! این افراد می‌گویند مثلا فردی که خود را متخصص در علومِ تربیت‌بدنی، تمرین و بدنسازی دانسته و حتی مدعیِ اخذ مدرکِ دکترا از فلان دانشگاه است، چگونه می‌تواند تمام‌وقت، مشغولِ چت کردن در گروه‌های تلگرامی و یا فعالیت در سایرِ صفحاتِ اجتماعی باشد آن هم با آن ادبیاتِ زشت، سخیف و زننده! این گروه معتقدند اگر این فرد (که آن را دکتر قلابی می‌خوانند) واقعا از دانش و تخصصی برخوردار می‌بود، مربیان و ورزشکاران آنچنان به سَمتِ او سرازیر شده و از وی مشاوره می‌گرفتند که دیگر هیچ فرصتی برای حضور در گروههای تلگرامی و چت کردن با سایرین برایش باقی نمی‌ماند. اما به گفته‌ی همین افراد، این شخص (دکتر قلابی) تقریبا در تمامی گروههای تلگرامی و دیگر شبکه‌های اجتماعی حضور داشته و تمام‌وقت، مشغولِ چت کردن است!
 
3- وقتی به افرادِ فعال در شبکه‌های اجتماعی، صرفا به خاطرِ فعالیتشان در این صفحات، امتیازاتِ کلان و غیرِ قابلِ تصور می‌دهیم، به سایرین می‌آموزیم که شما هم اگر می‌خواهید موفق شوید، به جای کار و تلاش در زمینه‌های تخصصی، به فعلِ بی‌ارزش و بی‌فایده‌ای همچون چت کردن در گروههای تلگرامی روی بیاورید. با ادامه‌ی این روند، سازندگی و پیشرفت در زمینه‌ها و بخش‌های مختلفِ کاراته، کاملا متوقف شده و انرژیِ افراد به جای آنکه معطوف به سازندگی و پیشرفتِ واقعی شود، بر روی چت کردن در گروههای تلگرامی متمرکز خواهد شد تا شاید از این طریق، به آرزوهای بلندپروازانه‌ی خود دست یابند.
 
وقتی مربیان مشاهده می‌کنند که فلان مربی، تا همین یکسال قبل، اصلا هیچ جایگاه و کارنامه‌ی قابلِ ذکری در کاراته‌ی کشور نداشت اما به محضِ سر دادنِ شعارِ "زنده باد امیرکبیرِ کاراته" و شعارهایی از این دست، به فاصله‌ی تنها یکسال، شاگردانش سکوهای قهرمانی کشور را به تسخیر در آوردند و خودش هم به پُست‌های آنچنانی رسید، دیگر انگیزه‌ای برای فعالیت در باشگاهها و سازندگی نخواهند داشت. وقتی می‌بینند فلان مربی، با همین چرب زبانی‌ها و تملق‌گویی‌ها در شبکه‌های اجتماعی و دفاع از یک چهره‌ی بانفوذ، بالاخره و پس از سالها، موفق شد شاگردش را به عضویتِ تیم ملی درآورَد، دیگر چگونه و با کدامین انگیزه، توان و انرژیِ خود را بر روی مسائلِ فنی و سازندگی در باشگاهها متمرکز سازند؟!
 
افرادِ متخصص در علمِ تمرین و بدنسازی، وقتی مشاهده می‌کنند فلان دکترِ قلابی صرفا با حضورِ شبانه روزی در شبکه‌های اجتماعی و چت کردن، سر از جلسات و کلاس‌های آنچنانی در آورده است، دیگر چه انگیزه‌ای برای پژوهش و انجامِ کارهای علمی خواهند داشت؟ آیا آنها هم به این نتیجه نخواهند رسید که به جای پژوهش و تلاش برای پیشبردِ اهدافِ علمی، به چت کردن در گروههای تلگرامی روی آورند تا بلکه از این طریق، به جایگاههایی که مد نظرشان است، دست یابند؟


برخی چهره‌های بانفوذ، از انتقاد می‌ترسند و می‌خواهند همه، آنها و عملکردشان را بستایند!
 
ریشه‌ی تمامِ کژی‌ها و مشکلاتی که در سطورِ بالا از آن یاد شد و علتِ تمامِ باج دادن‌ها، به این موضوع بازمی‌گردد که برخی چهره‌های بانفوذ، می‌خواهند موردِ تحسین و ستایشِ همگان قرار گیرند و هیچکس در هیچ شرایطی از آنها انتقاد نکند. اشکالِ اساسیِ این گروه، آن است که به جایِ عمل کردن به آنچه درست می‌پندارند، تلاش می‌کنند تا به گونه‌ای تصمیم‌گیری و رفتار کنند که موردِ تحسین و تقدیرِ افرادِ فعال در صفحاتِ اجتماعی واقع شوند. این یکی از بدترین صفاتی است که می‌تواند در یک مدیر یا چهره‌ی بانفوذ وجود داشته باشد و قطعا چنین خصوصیتی، مقدماتِ زوالِ جامعه را فراهم خواهد ساخت.
 
یک مدیر یا چهره‌ی بانفوذ و تاثیرگذار، باید آنقدر شجاع باشد که وقتی درست را از نادرست تشخیص داد، به آنچه درست می‌پندارد عمل کند و از هیچ هجمه، حمله و انتقادی نهراسد. در همین ستارگان کاراته، اگر قرار بود ما و همکارانمان از انتقادها و حتی توهین‌ها ذره‌ای واهمه داشته باشیم، می‌بایست یا "ستارگان کاراته" را تعطیل می‌کردیم و یا اینکه به جای گام برداشتن در مسیرِ درست، صرفا به تعریف و تمجیدهای کورکورانه و غیرواقعی از سایرین می‌پرداختیم. لیکن ما هرگز اینچنین نیندیشیدیم و هیچگاه بدین‌سان رفتار نکردیم. هرگاه عملکردی را سزاوارِ تقدیر و ستایش یافتیم، آنرا ستودیم و هرگاه رفتاری را درخورِ انتقاد دیدیم، بی‌توجه به اینکه چه کسی از این انتقاد خشنود یا عصبانی خواهد شد، آنرا نکوهش کردیم.
 
در مقطعی از زمان، احمد صافی همراه با تیمش در جام باشگاههای آسیا حضور یافت و در بخش کومیته‌ی انفرادی مردان، نتایجی بسیار ضعیف و دور از انتظار کسب کرد. ما از نتایج حاصل انتقاد کردیم و فردای آنروز، دوستدارانِ صافی و برخی طرفدارانِ متعصبِ او در صفحاتِ اجتماعی، هر آنچه از ناسزاگویی بلد بودند، نثارِ "ستارگان کاراته" کردند اما این ناسزاگویی‌ها برای ما هیچ ارزش و اهمیتی نداشت و همچنان محکم و استوار بر سرِ مواضعِ خود ایستادیم و از نتایجِ یاد شده (که به استنادِ آمار و ارقام، بسیار ضعیف و خردکننده بود) انتقاد کردیم.
 

در بخش داوری هرگاه "ستارگان کاراته" کوچکترین انتقادی از جواد سلیمی رییس کمیته‌ی داوران مطرح کرد، دوستدارانِ او و بویژه جامعه‌ی داوری، مواضعِ بسیار تندی علیه "ستارگان کاراته" در صفحاتِ اجتماعی اتخاذ کردند. این مواضعِ تند و خصمانه، هیچگاه باعث نشد که "ستارگان کاراته" از بازگوییِ آنچه حق می‌پندارد، سر باز زند. البته سلیمی خود شخصاً، فردی انتقادپذیر و بسیار منطقی است که معمولا انتقاداتِ مستدل و سازنده را، متواضعانه می‌پذیرد و هیچگاه زبانِ منطق و استدلال را با دشنام و ناسزاگویی، جایگزین نمی‌سازد اما برخی طرفدارانِ او، اینچنین نیستند و این البته برای "ستارگان کاراته" کاملا بی‌اهمیت است به گونه‌ای که مواضعِ خصمانه‌ی دوستانِ سلیمی در صفحاتِ اجتماعی، هرگز باعث نشد که "ستارگان کاراته" از بازگوییِ حقایق و انتقاداتِ صحیح، منصرف شود کما اینکه از هم‌اکنون تا یوم‌القیامة، هر جا صحبت از رقابتهای کشوریِ رشت به میان آید، ما قویا اعلام می‌داریم که در آن مسابقات، قوانینِ مسلمِ داوری در چندین مورد نقض شد و مسئولِ آن بی‌قانونی‌ها نیز بالاخره یک روز و در یک موقعیتِ مناسب، باید در برابرِ جامعه‌ی کاراته پاسخگو باشد. 

 
سالها قبل و هنگامی که "مسعود رهنما" هدایتِ تیمهای ملی امید و بزرگسالان را در اختیار داشت، ستارگان کاراته اصلی‌ترین منتقدِ وی بود. ما انتقاداتِ خود را همواره همراه با استدلال و برهان مطرح می‌ساختیم و هیچگاه لب به توهین و تهمت باز نمی‌کردیم. مثلا اگر می‌گفتیم نتایجِ تیم کاراته‌ی امید در رقابتهای جهانی اسپانیا ضعیف بوده است، برای اثباتِ ادعای خود، استدلال می‌کردیم. رهنما هم با استدلال (و نه با دشنام!) پاسخ می‌گفت. جدالِ منطقی و رسانه‌ای بین "ستارگان کاراته" و مسعود رهنما در آن روزها، از شیرین‌ترین خاطراتی است که برای ما باقی مانده است. اما بر خلافِ رهنما، برخی از دوستدارانِ او، زبان به توهین و تهمت گشوده و در صفحاتِ اجتماعی، ستارگان کاراته را آماجِ حملاتِ خود قرار می‌دادند که این رفتار البته و صد البته برای ما، کاملا پوچ و بی‌ارزش بود به گونه‌ای که بی‌توجه به دشنام‌ها و ناسزاگویی‌ها، همچنان به جدالِ منطقی و مستدل با رهنما ادامه داده و او نیز الحق والانصاف، بسیار متبحرانه پاسخ می‌داد.

 
نکته‌ی ظریفی که می‌بایست به آن اشاره کنیم، این است که اگر مسیرِ صحیح را به درستی انتخاب کرده و در همان مسیر، محکم و پرصلابت گام برداریم، نهایتا موفقیت و پیروزی را در آغوش خواهیم کشید و آنجاست که منتقدانِ دیروز (اگر مغرض نباشند) به مدافعانِ امروزِ ما مبدل خواهند شد. مسعود رهنما که تا واپسین روزهای باقیمانده تا آغازِ رقابتهای آسیایی امارات، بی‌وقفه از سوی "ستارگان کاراته" موردِ انتقاد قرار می‌گرفت، در تاتامی‌های امارات آنچنان خوش درخشید که "ستارگان کاراته" پیش از هر رسانه‌ی دیگری به او تبریک گفت و این مربی را شایسته‌ی رهبریِ تیم ملی در رقابتهای جهانی آلمان معرفی کرد. به همین جهت است که می‌گوییم مدیران و چهره‌های برجسته‌ی کاراته، نباید از انتقادها بهراسند و در صددِ باج دادن به منتقدان برآیند بلکه باید با تلاش و کوششِ مضاعف، به موفقیت‌ها و پیروزی‌های بزرگ دست یافته و از این طریق، حقانیتِ روش‌های مدیریتی و یا مربیگریِ خود را به اثبات برسانند. این همان راهِ صواب است و جز این، هر راه و روشِ دیگری برای جلبِ نظرِ موافقِ منتقدین، خطاست مگر اینکه آن منتقد، بتواند با ارائه‌ی دلیل و برهان، حقانیتِ نظر و گفته‌هایش را به اثبات برساند که در اینصورت، تبعیت از نظرِ او، عقلا و منطقا بر مدیران واجب است.
 
خلاصه اینکه اگر قرار باشد به جای حرکت در مسیرِ صحیح و اتخاذِ تصمیماتِ درست، به فکرِ جلبِ نظر و تایید شدن از سویِ افرادِ بیکار (که دائماً در حال فعالیت در شبکه‌های اجتماعی هستند) باشیم، باید همینجا فاتحه‌ی کاراته را بخوانیم و سکانِ هدایتِ آنرا به دستِ همان افرادِ بیکارِ فعال در شبکه‌های اجتماعی بسپاریم. این را بدانیم که اگر قرار باشد در مسیرِ صواب گام برداریم، یقینا عده‌ای زیاده‌خواهِ منفعت‌طلب در برابرِ ما خواهند ایستاد و صفحاتِ اجتماعی را پُر از دشنام و تهمت علیهِ ما خواهند کرد. اما سخنانِ آنها نباید حتی به اندازه‌ی بالِ مگس هم برای ما اهمیت داشته باشد. بگذارید آنها هر چه می‌خواهند بگویند و هر آنچه در توان دارند، علیهِ حقانیتِ شما به کار گیرند. در نهایت این شما هستید که می‌بایست پیرامونِ تصمیمات و عملکردتان، در برابرِ جامعه‌ی کاراته، ندای وجدان و از همه مهمتر، پروردگارِ هستی پاسخگو باشید و لذا آنچه عده‌ای مغرض علیهِ شما می‌گویند، پشیزی نمی‌ارزد.

 
یادآوری یک خاطره
 
پیش از انتخابات فدراسیون کاراته، عده‌ای از دوستانِ قدیمیِ ستارگان کاراته، از ما خواستند که علیهِ یکی از چهره‌های بانفوذِ کاراته، مطالبی را منتشر و چهره‌ی وی را مخدوش سازیم. ستارگان کاراته اما به آنچه آنها می‌گفتند معتقد نبود و سخنان و عملکردِ آنها را منطبق بر مصلحتِ جامعه‌ی کاراته نمی‌یافت. لذا از عملی ساختنِ درخواستِ آنها سرباز زد و همین موضوع بهانه‌ای شد برای آن دیوصفتانِ از خدا بی‌خبر تا چهره‌ی کریهِ خود را پشتِ نقاب‌ها پنهان ساخته و در صفحاتِ اجتماعی و بصورتِ ناشناس، ستارگان کاراته را به انواع و اقسام رذایلِ اخلاقی (از جمله رشوه‌خواری) متهم سازند! اما همان افرادِ حقیر، به محضِ پایان یافتنِ انتخاباتِ فدراسیون کاراته، دست به دامانِ همان چهره‌ی بانفوذ شدند تا از او، امتیازاتی را دریافت کرده و خود را به نان و نوایی برسانند! یکی به خاطرِ رسیدن به مربیگری تیم‌های ملی، تمام شرافت و انسانیتِ نداشته‌ی خود را به حراج گذاشت و دیگری که خائنِ بالفطره بود، به طمعِ رسیدن به ریاستِ هیئت کاراته‌ی یکی از استان‌ها، به ولی نعمتِ دیروزِ خود خیانت کرد و یوغِ نوکریِ فردی را به گردن افکند که تا دیروز، اهریمن می‌پنداشت! این خاطره‌ی کوتاه را نقل کردیم تا بدانید که بسیاری از زیاده‌خواهانِ فعال در شبکه‌های اجتماعی، تا چه حد انسانهای حقیر و فرومایه‌ای هستند و حقیرتر از آنها، فردی است که از بیمِ گزندشان، به ایشان باج دهد.

 
******

باج‌خواهان و باج‌دهندگان بدانند!
 
در اینجا نخستین برگ از این دفتر به پایان می‌رسد لیکن این دفتری قطور است که "ستارگان کاراته" برای مبارزه با باج‌خواهیِ برخی افرادِ فعال در شبکه‌های اجتماعی گشوده است و قرار نیست به این سادگی‌ها بسته شود. از این پس هر فرد و یا هر باشگاهی که به قصدِ باج‌خواهی از چهره‌های بانفوذِ کاراته، در شبکه‌های اجتماعی ظاهر شده و شروع به انتقاد کند، و یا برعکس، با تعریف و تمجیدهای چاپلوسانه و اغراق‌آمیز از مدیران و چهره‌های بانفوذِ کاراته، در صددِ اخذِ امتیاز از آنها برآید، بی‌درنگ و با استفاده از روش‌های قانونی، به جامعه‌ی کاراته معرفی و رسوا خواهد شد و در ذیلِ این معرفی نیز، اسناد و مدارکِ محکمه‌پسند، ضمیمه میشود تا همگان بدانند که چه کسانی سهم‌خواهی می‌کنند و کدام نفرات، حقیرانه به زیاده‌خواهان باج می‌دهند. ستارگان کاراته، هم راه را می‌شناسد و هم از صلابت و شجاعتِ کافی برای پیمودنِ این مسیرِ پرپیچ و خم، برخوردار است.
 
نویسنده: محمد قدیمی/ مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی ستارگان کاراته



 
   1396/4/17 17:27

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار