بیایید سنت‌های غلط را تغییر دهیم؛
ضرورت بازنگری در شیوه‌ی گزینش رؤسای فدراسیون‌ها

بیایید سنت‌های غلط را تغییر دهیم؛

ضرورت بازنگری در شیوه‌ی گزینش رؤسای فدراسیون‌ها
 
انتظارِ طولانی‌مدتِ اهالی کاراته برای تعیین و معرفیِ ریاستِ جدیدِ فدراسیون سرانجام روز دوشنبه (11 مردادماه) به پایان میرسد. بحث‌های انتخاباتی، داغ‌تر از همیشه پیگیری میشود و تهمت‌ها و تخریب‌ها از سوی طرفدارانِ چند کاندیدای اصلی علیهِ یکدیگر، به نقطه‌ی اوج رسیده است. نامزدهای اصلی، خود را مبرا از تخریب‌کنندگان می‌دانند که این ادعا البته منطقی به نظر میرسد اما در این آوردگاهِ بزرگِ انتخاباتی (که بیشتر به میدان جنگ می‌مانَد تا انتخابات!) و در لا به لایِ هیاهوی تبلیغاتیِ طرفدارانِ پُرشمارِ چند کاندیدا، یک نکته‌ی مهم و اساسی از نظرها پنهان مانده و آن، روشِ نادرستی است که سالهاست برای گزینش رؤسای فدراسیون‌ها، با نامِ دموکراسی به ورزشِ کشور تحمیل شده است.
 



آیا شیوه‌ی کنونی، یعنی انتخابِ رییس فدراسیون بر اساسِ رأیِ رؤسای هیئت‌های استانی، منطقی و حکیمانه است؟
 
پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته با هدفِ یافتنِ پاسخِ صحیح و قابلِ قبول برای پرسشِ فوق، توضیحاتی را ارائه و سپس قضاوت را به مخاطبانِ گرامی واگذار می‌کند.
 
مدافعانِ روش فعلی می‌گویند این روش (یعنی انتخاب روسای فدراسیون‌ها با رأی مسئولان هیئت‌ها) یک انتخابِ دموکراتیک است که در آن، رأی و نظرِ اکثریت إعمال میشود و لذا این روش در قیاس با روشِ انتصابی، مقبول‌تر و به انتخابِ اصلح، نزدیک‌تر است.
 
ستارگان کاراته اما معتقد است تا زمانی که در یک انتخابات، تمامی واجدینِ شرایط و اعضایِ آن جامعه، مستقیم و یا غیرمستقیم، حق رأی نداشته باشند، آن انتخابات نمی‌تواند دموکراتیک تلقی شود. دموکراسیِ واقعی زمانی تجلی می‌یابد که تمامی اعضای یک جامعه (البته آنها که واجدِ شرایط هستند) در سرنوشتِ آن جامعه از طریقِ شرکت در انتخابات، سهیم شوند. حال این "سهیم شدن" می‌تواند مستقیم و یا غیر مستقیم باشد.
 
برای مثال در انتخاباتِ ریاستِ جمهوری کشورمان، تمامیِ ایرانی‌های واجدِ شرایط (از هر قوم، نژاد و آیینی که باشند) حق شرکت در انتخابات و تعیینِ سرنوشتِ کشورشان را دارند و این همان معنای واقعیِ دموکراسی و مردم‌سالاریِ دینی است که در قوانین و ساختارِ نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، بر آن تاکید شده است. در برخی کشورها نیز انتخابِ رییس جمهور از سویِ مردم اما به شکلِ غیرمستقیم صورت میگیرد که آن را نیز می‌توان در مجموعه‌ی انتخاب‌های دموکراتیک قرار داد و منطبق بر اصول دموکراسی دانست. توضیح اینکه در این روش، نمایندگانِ مجلس با رأی مستقیمِ مردم انتخاب میشوند و سپس همین افراد به عنوانِ منتخبینِ ملت، رییس جمهور را انتخاب می‌کنند و لذا در این روش هم، اصولِ دموکراسی برقرار است.
 
اکنون به نحوه‌ی انتخابِ روسای فدراسیون‌های ورزشی باز می‌گردیم تا ببینیم که آیا شیوه‌ی کنونی، برپایه‌ی اصولِ دموکراتیک بنا شده است یا خیر؟

همانطور که می‌دانیم در انتخابِ رؤسای فدراسیونهای ورزشی، هرگز تمامی اعضای جامعه‌ی آن رشته‌ی ورزشی دخیل نیستند. مثلا در انتخاباتِ کاراته، فقط تعدادِ اندکی از افراد (شامل روسای هیئت‌های استانی، نمایندگان قهرمانان، مربیان و باشگاهها) به عنوانِ نفراتِ رأی‌دهنده حضور دارند که البته هیچیک از آنها، مستقیم و یا غیرِ مستقیم، منتخبِ جامعه‌ی کاراته نیستند. پُرواضح است که تنها زمانی می‌توان انتخابات فدراسیون کاراته را دموکراتیک خواند که تمامی اعضای جامعه‌ی کاراته (آنها که به سنِ قانونی رسیده‌اند) و یا منتخبینِ واقعیِ آنها، در این انتخابات شرکت کنند.

یک روشِ پیشنهادی (برای وزارتِ ورزش) این است که مثلا در انتخاباتِ فدراسیون کاراته، برای تمامی اعضایِ این رشته (آنها که به سن قانونی رسیده و از نظرِ درجه و کسوت، واجدِ شرایط هستند) حق رأی قائل شویم و البته برگزاری چنین انتخاباتی با طراحیِ یک فرآیندِ مناسب از سوی مسئولین (مثلا با استفاده از کارتِ الکترونیک فدراسیون و با سود بردن از روشهای نوین رایانه‌ای) چندان هم پیچیده و دشوار به نظر نمیرسد.
 
روش دوم این است که در هر استان، یک انتخابات با حضور تمامیِ کاراته‌کاهای واجدالشرایطِ آن استان (به عنوانِ رأی‌دهنده) برای شناساییِ نماینده‌ی کاراته‌ی استان برگزار شود و سپس فردِ منتخب، به نمایندگی از جامعه‌ی کاراته‌ی آن استان در انتخاباتِ فدراسیون کاراته شرکت کرده و حق رأی داشته باشد. چنین فردی به عنوانِ منتخبِ واقعیِ جامعه‌ی کاراته‌ی استانش، می‌تواند به نمایندگی از اهالیِ کاراته‌ی آن استان در انتخابات شرکت کرده و به کاندیدای اصلح رأی بدهد. در این حالت، می‌توان مدعی شد که اهالیِ کاراته‌ی آن استان در تعیین رییس آینده‌ی فدراسیون کاراته و به تبعِ آن، در تعیین آینده‌ی ورزشیِ خود، سهیم بوده‌اند.
 
هر زمان یکی از دو روشِ فوق برای انتخابِ رییس فدراسیون إعمال شود، می‌توانیم آن انتخابات را دموکراتیک و برگرفته از رأی و نظرِ اکثریت بنامیم. اما همانطور که می‌دانیم، روشِ فعلی، منطبق بر هیچیک از دو روشِ مذکور نیست و این بدان معناست که انتخاباتِ کنونی فدراسیون، هرگز نمی‌تواند به عنوانِ یک انتخاباتِ دموکراتیک تلقی شود. توجه کنید که حتی رؤسای هیئت‌های استانی هم منتخبِ تمامیِ اعضای جامعه‌ی کاراته‌ی آن استان نیستند بلکه صرفا با آرای تعدادِ اندک و انگشت‌شمار از اهالیِ کاراته‌ی آن استان انتخاب شده‌اند که آن رأی‌دهنگان نیز در فرآیندی که نمی‌توان آنرا دموکراتیک خواند، برای گزینش رییس هیئت، معرفی شده‌اند.
 
با توجه به مواردِ مذکور در سطور فوق، به ناچار باید بپذیریم که نحوه‌ی انتخابِ رؤسای فدراسیون‌های ورزشی در حال حاضر، هرگز منطبق بر اصول دموکراسی نیست و حالا که این انتخاب، دموکراتیک نیست، چرا از همان روشِ انتصابی (توسط وزارت ورزش) برای تعیین رؤسای فدراسیون‌ها استفاده نکنیم؟ روشی که اگرچه معایبی دارد اما دستِ‌کم در قیاس با روشِ فعلی (که نمایشی ناقص و اشتباه از دموکراسی است) شاملِ امتیازات و محاسنِ فراوانی میشود.

 
مروری بر مهمترین معضلاتِ انتخابِ رییس فدراسیون بر اساسِ آرای رؤسای هیئت‌ها
 
وقتی در یک انتخابات، تنها تعدادِ اندکی از افراد به عنوان رأی‌دهنده حضور داشته باشند، بیمِ آن میرود که نامزدها در رایزنی‌های پنهانی با رأی‌دهندگان (که تعدادشان اندک و لذا دسترسی به آنها آسان است) به جای ارائه‌ی برنامه‌های اصولی در جهتِ پیشبردِ اهدافِ آن جامعه و تامین منافعِ عمومی، بدنبال طرحِ وعده‌هایی باشند که صرفاً منافعِ آن گروهِ اندک (رأی‌دهندگان) را تامین و اشتیاقِ آنها را برای انتخابِ آن نامزد، بیشتر می‌کند. اینجاست که تامینِ منافعِ شخصی، در اولویت قرار میگیرد و لذا برنامه‌های اصولی برای رشد و توسعه‌ی آن جامعه در ابعادِ مختلف، به حاشیه رانده میشود. توجه کنید که این معضل در انتخاباتی که تعدادِ رأی‌دهندگان در آن بسیار زیاد باشد، خود به خود از بین میرود (یا دستِ‌کم بسیار بسیار کمرنگ‌تر از حالتِ قبل میشود). برای مثال در انتخاباتِ ریاستِ جمهوری، نامزدها باید برنامه‌های خود را به گونه‌ای طراحی و تنظیم کنند که در آن، منافعِ رأی‌دهندگان تامین شود و البته در این حالت، رأی‌دهندگان، تمامی ملت هستند و لذا تامینِ منافعِ رأی‌دهندگان نیز به معنای تامین منافع کل جامعه است و نه صرفاً عده‌ای قلیل! بنابراین در این حالت، تامین منافعِ رأی‌دهندگان، در واقع همان تامینِ منافعِ ملی است.
 
از دیگر اشکالاتِ وارد بر انتخابِ رؤسای فدراسیونهای ورزشی با روش کنونی، این است که رییسِ منتخب از یکسو خود را وامدارِ رؤسای هیئت‌ها می‌داند و از سویِ دیگر باید تلاش کند تا رأی و نظرِ مثبتِ آنها را در انتخاباتِ بعدی نیز با خود همراه سازد که این موضوع احتمالا باعث خواهد شد تا رییس فدراسیون از کم‌کاری‌ها و قانون‌شکنی‌های رؤسای هیئت‌ها چشمپوشی کرده و آنگونه که باید و شاید در برابرِ خطاهای آنها موضع‌گیری نکند! حتی بدتر از آن، ممکن است رییس فدراسیون در طولِ دورانِ مسئولیتش، با إعمالِ نفوذ، تلاش کند تا رؤسای هیئت‌های استانی از میانِ افرادی انتخاب شوند که تحتِ نفوذ و سیطره‌ی او بوده و در انتخاباتِ دوره‌ی بعد نیز به همان شخص (رییس فعلی) رأی دهند! اینجاست که پایبندی به اصلِ شایسته‌سالاری در انتخابِ رؤسای هیئت‌های استانی، کمرنگ‌تر و فاکتوری همچون میزانِ وفاداریِ آنها به رییس فعلیِ فدراسیون، پررنگ‌تر میشود و این یعنی سقوطِ ورزش در استانهای مختلفِ کشور و در نهایت، سقوطِ ورزش در ایران.
 
با توجه به مباحثِ فوق، به نظر میرسد گزینش رؤسای فدراسیون‌ها به روش انتصابی (از سوی وزارت ورزش و جوانان) اگر چه معایبی دارد اما لااقل در قیاس با روشِ فعلی، از مزیت‌هایی برخوردار است و دستِ‌کم اینکه معایبی که در سطور فوق برای روش فعلی برشمردیم، در روشِ انتصابی وجود ندارد و یا به حداقل میرسد. در روشِ انتصابی، رییس فدراسیون خود را وامدارِ رؤسای هیئت‌ها نمی‌داند و از طرفی، قرار هم نیست رضایتِ آنها را برای دوره‌ی بعدیِ انتخابات جلب کند لذا از خطاها و یا کم‌کاری‌های آنها چشمپوشی نمی‌کند و یا در جهتِ برکناریِ برخی رؤسای هیئت‌های استانی (تنها به این دلیل که در انتخاباتِ بعدی به او رأی نخواهند داد!) گام بر نمی‌دارد.
 
مخلص کلام اینکه به نظر میرسد بازنگری در نحوه‌ی گزینش رؤسای فدراسیون‌ها، امری لازم و ضروری است. باید به سمتی حرکت کنیم که یا انتخابِ رؤسای فدراسیون‌ها، حقیقتاً و به معنای واقعی، دموکراتیک باشد (یعنی اینکه رییس فدراسیون، بصورت مستقیم و یا غیرمستقیم بر اساس آرای تمامی اعضای جامعه‌ی آن رشته‌ی ورزشی انتخاب شود) و یا اینکه اگر برقراریِ دموکراسیِ واقعی برای تعیین رؤسای فدراسیون‌ها در شرایطِ کنونی امکان‌پذیر نیست، لااقل با اتخاذِ همان روشِ انتصابی، معایبِ پُرشمارِ روشِ کنونی را به حداقل برسانیم.
 
محمد قدیمی/ ستارگان کاراته
                             
   1395/5/9 16:45

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار