آنچه در اسپانیا گذشت (قسمت سوم)
عملکرد ضعیف و خردکننده‌ی ارباب/ بغلانی و صمدی را بیازمایید

آنچه در اسپانیا گذشت (قسمت سوم)

عملکردِ ضعیف و خردکننده‌ی ارباب/ بغلانی و صمدی را بیازمایید
 
دخترانِ جوان و نوجوانِ کاراته‌ی کشورمان با هدایت و رهبریِ فرخناز ارباب، بدترین و ضعیف‌ترین عملکرد را در میانِ تمامیِ تیمهای اعزامی به رقابت‌های جهانی اسپانیا به نمایش گذاشتند تا کاراته‌ی ایران در این دو بخش، در کسوتِ یک شکست‌خورده‌ی مطلق، ظاهر و نامش در گروهِ ضعیف‌ترین‌ها ثبت شود.

 
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته؛ فرخناز ارباب سرمربی تیمهای ملی جوانان و نوجوانانِ دختر، از مجموعِ 7 فرصتی که در رقابتهای جهانی اسپانیا در اختیار داشت، موفق به کسبِ هیچ مدالی نشد تا در گروهِ ضعیف‌ها نیز نازل‌ترین جایگاه را به خود اختصاص داده باشد. این در حالیست که نتایجِ کسب‌شده توسطِ این مربی، 3 ماه قبل و در پیکارهای آسیایی قزاقستان هم چندان مطلوب و قابلِ دفاع نبود. شاید بتوان در بهترین شرایط و با دیده‌ی اغماض، نتایجِ ارباب را در پیکارهای آسیایی قزاقستان و در مجموعِ دو رده، متوسط (یا حتی پایین‌تر از آن) توصیف کرد. لیکن پیرامونِ آنچه در تاتامی‌های اسپانیا و توسطِ تیمِ ارباب رخ داد، هیچ توصیفی جز "شکستِ سنگین و خردکننده" بیانگرِ حقیقتِ ماجرا و عمقِ فاجعه نیست...
 
ظریفی به طنز می‌گفت: فدراسیون کاراته در حقِ محمد قدیمی اجحاف کرده است. کارنامه‌ی فنیِ او و فرخناز ارباب، کاملا همسنگ و برابر است اما مسئولینِ فدراسیون، ارباب را در کسوتِ سرمربی تیمهای ملی جوانان و نوجوانان قرار داده‌اند در حالی که قدیمی، هیچ سِمتی در تیمهای ملی ندارد!
 
وقتی از او فلسفه‌ی چنین ادعای عجیبی را پرسیدیم، اینگونه استدلال کرد: در رقابتهای جهانی اسپانیا، تعدادِ مدالهای کسب‌شده توسط محمد قدیمی و فرخناز ارباب، هر دو مساوی و برابر با عددِ صفر بود. این یعنی دانش و مهارتهای فنیِ این دو، کاملا با هم برابر است. اما متولیان کاراته‌ی کشور با نقضِ آشکارِ عدالت، ارباب را در جایگاه سرمربی تیمهای ملی قرار دادند و قدیمی را که از نظرِ فنی، دقیقا مساوی با اوست، به حاشیه راندند!
 
اما از ادعای طنزآمیزِ این ظریف که بگذریم، فرخناز ارباب حقیقتاً عملکرد بسیار ضعیفی را در رقابتهای جهانی اسپانیا به نمایش گذاشت. شاگردانِ او نه تنها موفق به کسبِ هیچ مدالی نشدند، که حتی در اکثر اوزان، در همان مراحلِ ابتدایی و به شکلی بسیار نامناسب از دور رقابتها کنار رفتند تا مشخص شود کاراته‌ی ایران در بخشِ نوجوانان و جوانانِ دختر، اساساً هیچ حرفی برای گفتن در تاتامی‌های اسپانیا نداشت.
 
در یک وزن البته، استثنائاً شرایطِ فوق حاکم نبود. مینا یوسفی قهرمان آینده‌دارِ کاراته‌ی ایران و نماینده‌ی شایسته‌ی وزنِ مثبتِ 59 کیلوگرم جوانان، در دورِ سوم رقابتها، مقابلِ نماینده‌ی کشورِ میزبان (اسپانیا) به میدان رفت و با نتیجه‌ی 2 بر یک متوقف شد. فیلمِ این مسابقه (که پیش‌تر در کانال تلگرام ستارگان کاراته به نمایش در آمد) به وضوح نشان می‌دهد که یوسفی اسیرِ اشتباهاتِ فاحشِ داوری شده است. در این مسابقه چندین امتیازِ محرز و مسلّمِ یوسفی به خاطرِ سردرگمیِ داوران نادیده گرفته شد تا نهایتاً دخترِ شایسته و پرتلاشِ کاراته‌ی ایران بدونِ کسبِ مدال، به میهن بازگردد.
 
از مبارزاتِ یوسفی که بگذریم، دیگر هیچ بارقه‌ی امید و نقطه‌ی روشنی در تیمِ کومیته‌ی نوجوانان و جوانانِ دختر مشاهده نشد و یا دستِ‌کم، فیلمی که بیانگرِ برتریِ نمایندگانِ کاراته کشورمان باشد، هنوز بدستِ ما نرسیده است. این را هم بگوییم که جایِ خالیِ "مبینا حیدری" دخترِ شایسته و خوش‌تکنیکِ کاراته‌ی ایران در تاتامی‌های اسپانیا به شدت احساس میشد. شاید اگر حیدری رهسپارِ رقابتهای قهرمانی جهان شده بود، اکنون ارباب لااقل یک مدالِ ارزشمند را در کارنامه‌ی خود می‌دید و با استناد به همین تک‌مدال و نیز حذفِ ناعادلانه‌ی مینا یوسفی، می‌توانست نتایجِ حاصل را تا اندازه‌ای توجیه کند. اما حالا چطور؟ آیا ارباب می‌تواند کلامی در دفاع از این کارنامه‌ی ضعیف و خردکننده بر زبان جاری سازد؟
 
در کنارِ ارباب البته دو مربیِ سازنده و قهرمان‌پرور به نامهای فاطمه بغلانی‌پور و لاله صمدی نیز در کادرفنی تیمهای ملی جوانان و نوجوانان حضور داشتند. اما کیست که نداند در تیمهای تحتِ هدایت و رهبریِ ارباب، سِمت‌هایی همچون مربی و کمک مربی، صرفا جنبه‌ی تشریفاتی دارند و مطابقِ یک اصلِ کلی، دستیارانِ ارباب از تواناییِ هرگونه تاثیرگذاری در مسیرِ هدایتِ ملی‌پوشان، کاملا محرومند.
 
 
کِی قرار است بغلانی‌پور و صمدی دیده شوند؟!
 
هر سال وقتی رقابتهای قهرمانیِ کشور برگزار میشود، شاگردانِ فاطمه بغلانی‌پور و لاله صمدی، سکوهای قهرمانی را یکی پس از دیگری به تسخیر درآورده و بدین‌ترتیب، برتریِ مطلقِ خود را بر دیگر رقبا دیکته می‌کنند. در میانِ شاگردانِ این دو مربی، از قهرمانِ کشور گرفته تا قهرمانان آسیا و جهان، همه و همه یافت میشوند. نکته‌ی جالب اینکه شاگردانِ بغلانی‌پور و صمدی، از صفرِ مطلق تا قهرمانیِ تام، تماماً توسطِ همین دو مربی پرورش می‌یابند و مثلا اینگونه نیست که آنها از شاگردانِ پرورش‌یافته‌ی سایر مربیان، در جهتِ مطرح ساختنِ نامِ خود سود بُرده باشند. درست برخلافِ برخی‌ها که حاصلِ دسترنجِ سایرین را به نام و کامِ خود به جامعه‌ی کاراته معرفی می‌کنند...
 
برخی دیگر از مربیان نیز از سیستمِ گهگاه بیمارِ قضاوت‌های کاراته در مقاطعِ زمانیِ مختلف سود بُرده و با طرحِ شعارهایی از قبیلِ "زنده باد امیرکبیرِ کاراته" و یا "درود بر عالیجناب رابین‌هود" خود را به منابعِ قدرت، نزدیک و تا عمقِ دستگاهِ قضاوت نفوذ کرده‌اند. نتیجه هم البته کاملا روشن است. این گروه از مربیان در زمانهای خاص و بدونِ اینکه شایستگی داشته باشند، سکوهای قهرمانی کشور را فتح کرده‌اند. البته نگاهی گذرا بر کارنامه‌ی چند ماه قبل و بعدِ آنها، به خوبی نشان می‌دهد که سکوهای فتح‌شده، کاملا جعلی و غیرِ واقعی‌اند.
 
خوشبختانه بغلانی‌پور و صمدی تا این لحظه، جزوِ گروهِ دوم هم نبوده‌اند. آنها همیشه نان از عملِ خویش خورده‌اند و هیچگاه با انتشارِ تصاویرِ حضرتِ عالیجناب در شبکه‌های اجتماعی، در مدحش شعرسرایی نکرده و با فریادهای "زنده‌باد عالیجناب" و یا "مرده باد دشمنانِ او" در پیِ فتحِ سکوهای قهرمانی نبوده‌اند. این دو مربی، هم قهرمان‌پرورند و هم از تجربه‌ی حضور در کادرفنیِ تیمهای ملی به اندازه‌ی کافی سود می‌برند. پس چرا آنطور که باید و شاید دیده نمی‌شوند؟ آیا برای دیده شدن، الزاما باید لباسِ فسفری بر تن کرد؟! آیا قرار است تا زمانی که شعارِ "زنده باد عالیجناب" سر نداده‌ایم، دیده نشویم؟! آیا کارنامه‌ی مربیان برای پی بردن به توانمندیهای فنیِ آنها کافی نیست؟ آیا وقتِ آن فرا نرسیده که بغلانی‌پور و صمدی را این بار در کسوتِ سرمربیِ تیمهای ملی پایه، رهسپارِ رقابتهای بین‌المللی سازیم؟
 
ادامه دارد...
 
نویسنده: محمد قدیمی


 
   1396/8/18 20:20

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
اخبار برگزیده
خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار