اوکیناوای ژاپن؛ یک نتیجه‌ی عالی و چند خبر خوب
چهره‌هایی که هر روز پرفروغ‌تر می‌شوند/ قهرمانانی که باید بیشتر تلاش کنند

اوکیناوای ژاپن؛ یک نتیجه‌ی عالی و چند خبرِ خوب

چهره‌هایی که هر روز پرفروغ‌تر می‌شوند/ قهرمانانی که باید بیشتر تلاش کنند
 
اختصاصی ستارگان کاراته:

رقابتهای کاراته‌وان ژاپن در حالی روزِ یکشنبه (5 آذرماه) در خاستگاهِ کاراته‌ی جهان (اوکیناوا) با درخششِ نمایندگان پرتلاش کاراته‌ی کشورمان و کسبِ عنوانِ ارزشمندِ نایب قهرمانی به پایان رسید که اتفاقاتِ رقم‌خورده در این پیکارها، حاملِ چند خبرِ خوب برای جامعه‌ی کاراته و البته یک هشدارِ جدی برای قهرمانانی بود که علیرغمِ توانمندیهای انکارناپذیرشان، مدتهاست در میادینِ بین‌المللی، مدال نمی‌گیرند.
 
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته؛ قهرمانان و نام‌آورانِ کاراته‌ی کشورمان با کسبِ دو مدالِ طلا (مهدیزاده و اباذری) یک نقره (بهمنیار) و سه برنز (قراری‌زاده، عرب و کاویانی) پیکارهای کاراته‌وان ژاپن را پیروزمندانه پشتِ سر گذاشتند تا کاراته‌ی ایران در سرزمینِ سامورایی‌ها و در حضور تعدادی از بزرگانِ کاراته‌ی جهان، سزاوارانه بر سکویِ نایب قهرمانیِ این رقابتها بایستد. نکته‌ی جالب اینکه مقامِ مذکور در شرایطی برای ایرانی‌ها در تاتامی‌های اوکیناوا رقم خورد که کاراته‌ی کشورمان در بخشِ مردان، تعدادی از بزرگانِ خود را روانه‌ی سرزمینِ آفتابِ تابان (ژاپن) نساخته بود.

 
بررسی مبارزاتِ اوزانِ مختلف در پیکارهای کاراته‌وان ژاپن:

 
وزن منهای 60 کیلوگرم مردان؛

کابوسی که مهدیزاده را تهدید می‌کند


در این وزن، امیر مهدیزاده پرافتخارترین قهرمان کاراته‌ی کشور، 6 بار بر روی تاتامی رفت و با حریفانی روبرو شد که حالا دیگر شکستِ امیر کاراته‌ی ایران برایشان یک آرزوی دست نیافتنی است. مهدیزاده، لحظه لحظه‌ی مبارزه و ذره ذره‌ی تاتامی را آنچنان دقیق و عمیق می‌شناسد که گویی کسبِ امتیاز از او در هیچ مکان و زمانی میسر نیست! قهرمانِ پرافتخار کاراته‌ی جهان برای پیکار با حریف در هر ثانیه و هر نقطه از تاتامی، برنامه‌ای ویژه و کاملا حساب‌شده در دست دارد و همین امر، غلبه بر او را بیش از پیش، سخت و حتی غیرممکن می‌سازد. مهدیزاده در همین پیکارها و پیش از راهیابی به دیدارِ پایانی، به مصافِ نماینده‌ی کشورِ میزبان رفت که تنها چند هفته قبل، مدالِ طلای امیدهای کاراته‌ی جهان را به آلبومِ افتخاراتش افزوده بود. قهرمانِ ایرانی اما با شایستگی، از سدِ این کاراته‌کای جوان و باانگیزه‌ی ژاپنی گذشت تا راهیِ دیدارِ پایانی شده و با شکستِ نماینده‌ی برزیل، مدالِ طلا را به هم‌میهنانش هدیه کند.

مهدیزاده اکنون به مرحله‌ای از بلوغِ فنی و توانمندیهای تکنیکی دست یافته که حتی ژاپنی‌های متعصب از او می‌خواهند به سرزمینشان سفر کند و ظرافت‌های کاراته را به آنها بیاموزد! آموزشِ هنرِ رزمیِ کاراته توسطِ یک ایرانی به مردمانی که خود را صاحبانِ اصلی و بنیانگذارِ این فن می‌دانند، افتخاری بسیار بزرگ و توصیف‌ناپذیر برای کاراته‌ی ایران به شمار میرود که نباید به سادگی از کنارِ آن گذشت.
 
امیرِ کاراته اما با همه‌ی توانایی‌ها و امتیازاتِ منحصر به فردش، باید نگرانِ یک چیز باشد. غرور، خطرناک‌ترین آفت و بزرگترین دشمنِ قهرمانانِ پرآوازه است. این دشمنِ خطرناک البته تا این لحظه، نتوانسته قهرمانِ نامدارِ کاراته‌ی جهان را در بندِ خود، اسیر سازد اما مهدیزاده و دیگر قهرمانانِ پرافتخارِ کاراته‌ی ایران، باید بدانند که اهریمنِ غرور، همواره و در همه حال، در کمینِ آنهاست. وقتی یک قهرمان، میادینِ متعدد را با پیروزی پشتِ‌سر می‌گذارد، ممکن است در چنگالِ هیولایِ نفرت‌انگیزِ غرور گرفتار آمده و چنین تصور کند که هیچکس را یارایِ مقابله با او نیست. در چنین شرایطی، از میزانِ تلاش و تمریناتِ آن قهرمان، به میزانِ چشمگیری کاسته میشود و این دقیقا همان نقطه‌ی آغازینِ سقوط است.
 
اگر امروز از امیر مهدیزاده با عنوانِ قهرمانِ شکست‌ناپذیرِ کاراته‌ی جهان یاد می‌شود، به خاطرِ تلاشهای بی‌وقفه و تمریناتِ سخت و مستمرِ اوست. مهدیزاده اما امیرِ کاراته‌ی جهان هم که باشد، باید بداند اگر روزی بواسطه‌ی موفقیت‌های چشمگیرش، مغرور شده و از حجمِ تمریناتش بکاهد، یقیناً اسیرِ عزم و اراده‌ی رقبایِ سرسختِ خارجی‌اش خواهد گشت و غافلگیرانه از اریکه‌ی قدرت و آقایی فرو خواهد افتاد که این قانونِ مبارزه است.
 
المپیکِ توکیو، یک مدالِ طلا به امیر مهدیزاده و کاراته‌ی ایران بدهکار است و یقیناً اهالیِ این رشته، فردی را که به خاطرِ قصور، کوتاهی یا غرور، این مدال را از چنگشان درآورَد، هرگز نخواهند بخشید. این چند خط را هم نوشتیم که اگر روزی روزگاری، امیر کاراته‌ی ایران تصمیم گرفت از حجمِ تمریناتش بکاهد، این مطلب را دوباره بخواند تا بداند در صورتِ کم‌کاری و قصور، با چه کابوسی روبرو خواهد گشت و آن نارضایتیِ ملتِ شریف و قهرمان‌پرورِ ایران و عدمِ بخشایشِ آنهاست.


وزن مثبتِ 84 کیلوگرم مردان؛

اباذری و پرچمی که در ژاپن برافراشته شد


صالحِ اباذری قهرمانِ رشید و دلاورِ کاراته‌ی ایران، در تاتامی‌های اوکیناوا بسیار طوفانی و پرقدرت ظاهر شد. او حریفان را یکی پس از دیگری از پیشِ رو برداشت تا به آنچه استحقاقش را داشت یعنی بلندترین سکوی قهرمانی، دست یابد. در این مسیر، حتی کاگاوای ژاپنی هم نتوانست مانعِ پیشرویِ قدرتمندانه‌ی پسرِ شجاع و سلحشورِ کاراته‌ی ایران شود. اباذری در تاتامی‌های اوکیناوا، مثلِ یک سرباز غیور و جان بر کف، شجاعانه جنگید تا از نامِ بلند و اعتبارِ متعالیِ کاراته‌ی ایران، به بهترین شکل دفاع کند و الحق که اینچنین کرد.
 
جوانِ رشید و شایسته‌ی کاراته‌ی کشورمان در مسیرِ قهرمانی، با سدِ مستحکمی به نامِ "هیدوشی کاگاوا" روبرو شد، اما این دژِ رسوخ‌ناپذیر هم سرانجام با دستانِ توانمندِ قهرمانِ ایرانی فرو ریخت تا به دنیا ثابت شود که برای ایرانی‌جماعت و در لغت‌نامه‌های پارسی، واژه‌ی "غیرممکن" هنوز معنا نشده است!
 
کاگاوا همان قهرمانِ غول‌پیکرِ ژاپنی است که تا کنون 9 بار با سجاد گنج‌زاده (دیگر ملی‌پوشِ سنگین‌وزنِ کاراته‌ی ایران) روبرو شده است. مبارزاتِ پرتعدادی که نتیجه‌ی آن، 8 شکست و تنها یک پیروزی برای گنج‌زاده بوده است! سجاد تنها یک بار (در رقابتهای آسیایی امارات) موفق شد کاگاوا را با حسابِ 14 بر 13 شکست دهد. پس از آن، 8 بار دستانِ گنج‌زاده به نشانه‌ی تسلیم در برابرِ قهرمانِ ژاپنی بالا رفت که آخرینِ آن، به بازیهای جهانی لهستان بازمی‌گردد. جایی که کاگاوا با غلبه بر گنج‌زاده، صاحبِ گردن‌آویزِ طلا شد.
 
حالا صالح اباذری با شکستِ کاگاوا، زنگ‌های خطر را، هم برای سنگین‌وزن‌های جهان و هم برای رقبای داخلی به صدا درآورده است. اباذری با کسبِ مدالِ طلای رقابتهای کاراته‌وانِ ژاپن، پرچمی را برافراشت که فرونشاندنش، بسیار سخت به نظر میرسد.
 
اکنون مهمترین وظیفه‌ی صالح، طراحیِ یک برنامه‌ی دقیق و اصولی برای به تسلیم واداشتنِ "طارق حمدی" قهرمانِ سنگین‌وزنِ عربستانی است. اباذری خوب می‌داند که مردمِ ما، خوش ندارند در هیچ میدانی مغلوبِ ورزشکارانِ عربستانی باشند و همین موضوع، وظیفه‌ی او را بیش از پیش، سنگین و خطیر می‌سازد.
 
در همین وزن، هادی عرب دیگر سنگین‌وزنِ شایسته‌ی کاراته‌ی کشورمان هم حضور داشت که سزاوارانه بر سکوی سوم رقابتهای لیگ جهانی ژاپن ایستاد. این کاراته‌کای اصفهانی با فیزیکِ منحصر به فرد و قدرت بدنیِ بسیار عالی، مدتهاست خود را به عنوانِ یکی از برترین سنگین‌وزن‌های کاراته‌ی ایران معرفی کرده و برای چندمین بار است که در رقابتهای بین‌المللی خوش می‌درخشد. هادی اگر به شکلی ضابطه‌مند، از سوی هیئت کاراته‌ی استان اصفهان و همینطور مسئولان فدراسیون کاراته، حمایت و شرایطِ حضورش در رقابتهای کاراته‌وان (با عبور از فیلترهای منطقی) فراهم شود، یکی از سنگین‌وزن‌هایی است که می‌تواند سالها برای کاراته‌ی ایران افتخارآفرین باشد.


 
وزن منهای 84 کیلوگرم مردان؛

قراری‌زاده و حرکت در مسیر موفقیت


مهدی قراری‌زاده پس از کسبِ مدال نقره‌ی مسابقات آسیایی قزاقستان و نیز ایستادن بر سکویِ نایب قهرمانی رقابتهای کاراته‌وانِ ترکیه، راهی پیکارهای جهانی اسپانیا شد. او در این رقابتها با شایستگی به مدالِ برنز دست یافت تا تیمِ 5 نفره‌ی امیدهای کاراته‌ی ایران، دستِ خالی به میهن بازنگردد. قراری‌زاده به فاصله‌ی چند هفته پس از پایان مسابقات جهانی، رهسپارِ اوکیناوای ژاپن شد تا این بار همچون پیکارهای کاراته‌وان ترکیه، در رده‌ی سنی بزرگسالان برای ایران و ایرانی، افتخار بیافریند. قراری‌زاده در تاتامی‌های اوکیناوا هم بی‌مدال نماند و با کسبِ عنوانِ سومیِ این رقابتها، ثابت کرد موفقیت‌های پرتعدادش، محصولِ یک برنامه‌ریزیِ دقیق و حساب‌شده بوده است. او حالا به جمعِ کاراته‌کاهای بزرگسال پیوسته و در شمارِ برترین‌های وزنِ منهای 84 کیلوگرم قرار گرفته است. مهدی با افتخاراتِ ارزشمندی که در ماهها و سالهای اخیر برای کاراته‌ی کشورمان رقم زده، توانایی‌هایش را به اثبات رسانده و حالا اهالیِ کاراته از او انتظار دارند در رده‌ی سنیِ بزرگسالان هم برای کاراته‌ی ایران، همان قراری‌زاده‌ی افتخارآفرین و قابلِ اعتماد باشد.

 
وزنِ منهای 50 کیلوگرم؛

بهمنیار؛ سرمایه‌ی کاراته‌ی بانوان و نقاطِ ضعفی که باید برطرف شود

سارا بهمنیار پس از کسبِ عناوینِ نایب قهرمانیِ امیدهای آسیا و جهان، این بار در کاراته‌وان ژاپن به میدان رفت تا میزانِ تواناییِ خود را در رده‌ی سنی بزرگسالان هم بیازماید. دختر شایسته‌ی کاراته‌ی ایران اگر چه در تاتامیِ اوکیناوا، قهرمان رقابتهای آسیایی قزاقستان را شکست داد اما باز هم همچون دو رقابتِ پیشین، به کسبِ مدالِ نقره بسنده کرد.
 
بهمن‌یار؛ جوان، باانگیزه و بسیار فرصت‌طلب است. نحوه‌ی مبارزاتش نشان می‌دهد که با برنامه بر روی تاتامی حاضر میشود و تلاش می‌کند تا از اشتباهاتِ حریف، به نفعِ خود بهره‌برداری کند. این یک امتیازِ بزرگ برای بهمن‌یار به شمار میرود. اما فیلمِ مبارزه‌ی این قهرمان با حریفِ چین‌تایپه در فینال رقابتهای کاراته‌وان ژاپن، برخی نقاطِ ضعفِ بهمنیار را نیز آشکار می‌سازد. نخست اینکه او جز استفاده از ضرباتِ جودان‌زوکی، هیچ سلاح و شگردِ دیگری برای کسبِ امتیاز ندارد. بهمنیار باید بداند که اگر خود را محدود به اجرایِ یک تکنیکِ خاص کرده و از دیگر فنون غافل شود، دیر یا زود توسطِ حریفانِ هوشمند، مهار خواهد شد و دیگر امکانِ استفاده از همان تکنیکِ خاص را هم نخواهد یافت. او باید قدری تنوعِ تکنیکیِ خود را بالا برده و از دیگر ضربات هم استفاده کند تا پیش‌بینیِ نوعِ حملاتش برای حریف، آسان نباشد.
 
(تذکر: شاید بهمن‌یار با توجه به شرایط و ویژگیهای خاصِ حریفِ چین‌تایپه‌ای، این نوع مبارزه (یعنی محدود بودن به استفاده از ضرباتِ جودان‌زوکی) را صرفا برای تقابل با او طراحی کرده باشد و مثلا در دیگر مبارزات، از سایر فنون و تکنیک‌ها هم استفاده کند و یا به عبارتی، شگردهای دیگری هم داشته باشد. اما آنچه ما مشاهده کرده‌ایم، تنها فیلمِ مبارزه‌ی بهمن‌یار در فینالِ رقابتهای کاراته‌وانِ ژاپن بوده است و لذا گفته‌های ما نیز، صرفا ناظر به همین مسابقه است)
 
نایب قهرمانِ امیدهای جهان، علاوه بر اشکالِ فوق، نقاطِ ضعفِ دیگری هم دارد. او گاه به صورتِ ناقص و باتردید به حریف حمله می‌کند که این موضوع برای هر قهرمانی در هر سطحی که باشد، نگران‌کننده است. یک مبارز یا نباید حمله کند و یا اگر تصمیم به حمله گرفت، می‌بایست با قاطعیت و بدونِ کوچکترین تردید، حمله‌اش را به پایان برساند.
 
بهمنیار همچنین گهگاه در اجرای ضدحملات، تعلل می‌ورزد. او ضدحمله را قدری دیر و هنگامی آغاز می‌کند که حریف، نیمی از مسیرِ حمله را طی کرده است. این در واقع یکی از مهمترین دلایلی است که می‌تواند ضدحمله را به حرکتی نافرجام و حتی زیانبار مبدل سازد. اساتیدِ هنرهای رزمی می‌گویند ضدِ حمله‌ی مؤثر، آن است که در ابتدایِ حرکتِ حریف، آغاز گشته و پیش از پایانِ حمله‌ی او، به اتمام برسد.این دقیقا همان چیزی است که بهمنیار می‌بایست در اجرای ضدحمله، مدنظر قرار دهد.
 
اما در موردِ قهرمانِ جوان و شایسته‌ی کاراته‌ی ایران، یک نگرانیِ دیگر هم وجود دارد. اینکه بهمنیار تا هنگامِ رسیدن به دیدارِ پایانی، بسیار محکم و باانگیزه مبارزه می‌کند اما به محضِ راهیابی به فینالِ رقابتها و درست در همان زمانی که مدالش قطعی میشود، تلاش و انگیزه‌اش نیز به میزانِ چشمگیری کاهش می‌یابد و این شاید مهمترین دلیل برای ناکامی‌های پی در پیِ بهمن‌یار در فینالِ رقابتهای آسیایی، جهانی و کاراته‌وان باشد. دقیقا برخلافِ امیر مهدیزاده که به گفته‌ی "انوشیروان دادگر" رزمی‌نویسِ نام‌آشنا، وقتی به دیدارِ پایانی راه می‌یابد، انگیزه‌اش هم برای کسبِ مدالِ طلا، دوچندان می‌شود و شاید به همین دلیل باشد که مهدیزاده تاکنون، رنگِ مدالِ نقره را در رقابتهای آسیایی و جهانی ندیده است.
 
صرفِ نظر از تمامِ آنچه در سطور فوق عنوان شد، بهمنیار یک سرمایه‌ی ارزشمند برای کاراته‌ی بانوان محسوب میشود که توانسته در ماهها و سالهای اخیر، پله‌های ترقی را با شایستگی طی و خود را به عنوانِ یکی از بهترین سبک‌وزن‌های حالِ حاضرِ کاراته‌ی ایران معرفی کند. او چنانچه نقاطِ ضعفش را مرتفع سازد، در سالهای آینده قادر خواهد بود افتخاراتِ بسیار ارزشمندی را برای خود و کاراته‌ی ایران در میادین بین‌المللی به ثبت برساند.

 
وزن منهای 68 کیلوگرم؛

مبینا کاویانی؛ ارتشِ یک نفره‌ی کاراته‌ی بانوان!

مبینا کاویانی، دخترِ شایسته و پرتلاشِ کاراته‌ی ایران، تنها عضوِ تیم ملی بانوانِ بزرگسال بود که توانست در تاتامی‌های اوکیناوا، صاحبِ مدال شود. این قهرمانِ مازندرانی، در رقابتهای کاراته‌وانِ ژاپن بر سکوی سوم ایستاد تا تیمِ تحتِ هدایت و رهبریِ لیلا بهرامی، دستِ خالی و بدونِ کسبِ حتی یک مدال به میهن بازنگردد.
 
کاویانی گویا قرار است همیشه، تک و منحصر به فرد باشد تا موفقیت‌هایش، بیشتر و بهتر به چشم آید! همین چند ماه قبل بود که در رقابتهای آسیایی قزاقستان و در میانِ نتایجِ أسف‌بارِ کاراته‌ی بانوان، نامِ مبینا کاویانی به عنوانِ تنها مدال‌آورِ کاراته‌ی ایران در بخشِ بانوانِ بزرگسال بر سرِ زبانها افتاد.
 

این قهرمانِ شایسته‌ی مازندرانی، فلسفه‌ی عجیبی دارد! وقتی همه می‌بازند، او پیروز میشود تا به تنهایی از نام و اعتبارِ کاراته‌ی ایران دفاع کند.

هنگامی که دخترانِ ملی‌پوش، یکی پس از دیگری از دورِ رقابتها کنار رفته و همچون لشگری شکست‌خورده، در انتظارِ نیرویی خارق‌العاده به سر می‌برند تا برای کاراته‌ی ایران آبروداری کند، ناگهان قهرمانِ سرافرازِ مازندرانی، یکه و تنها از راه می‌رسد. مبینا در قالبِ ارتشی تک‌نفره؛ بسیار محکم و باصلابت بر حریفان می‌تازد و پیش می‌رود. حتی قهرمانِ اروپا و نایب قهرمانِ آسیا هم نمی‌توانند در برابرِ عزمِ راسخ و اراده‌ی پولادینِ ارتشِ تک‌نفره‌ی کاراته‌ی ایران ایستادگی کنند و ناگزیر، سرِ تسلیم در برابرِ این همه غیرت، شجاعت و ایثار فرود می‌آورند.
 
کاویانی این بار هم برای کاراته‌ی بانوان آبروداری کرد و به مدالِ برنز رقابتهای کاراته‌وان ژاپن دست یافت تا لیلا بهرامی (سرمربی تیم ملی بزرگسالان) در کسوتِ یک شکست‌خورده‌ی مطلق و بی‌مدال، با تاتامی‌های اوکیناوا وداع نکند اما این اشکالِ اساسی همچنان بر عملکردِ خانمِ سرمربی وارد است که گزینش‌هایش، برخاسته از ضوابط منطقی نیست و لذا در قالبِ ادلّه‌ی قابلِ‌قبول، نمی‌توان از آن دفاع کرد.


خبرخوش برای کاراته‌ی ایران؛


کاپیتان باز میگردد...

پس از پایانِ بازیهای آسیایی اینچئون و حوادثِ تلخی که در آن برای پگاه زنگنه رقم خورد، کاپیتانِ پرافتخار و بااخلاق تیم ملی، در فرآیندی کاملا اشتباه، نسنجیده و برخاسته از احساسِ مطلق، در حالی که در اوجِ قدرت و توانایی به سر می‌بُرد، تصمیم به خداحافظی از دنیای قهرمانی گرفت! او البته با اصرار و پافشاریِ اهالیِ کاراته، علیرغمِ روحیه‌ی خسته و زخم‌خورده‌اش، چند هفته بعد نیز تیم ملی را در رقابتهای جهانی آلمان همراهی کرد اما کاپیتان تصمیمش را گرفته بود؛ او می‌خواست از دنیای پراُفت و خیزِ قهرمانی برای همیشه فاصله بگیرد و البته پس از پایانِ رقابتهای جهانی آلمان، به تصمیمش جامه‌ی عمل پوشاند.
 



زنگنه حالا و پس از مدتها، دوباره و به شکلِ کاملا رسمی به دنیای قهرمانی بازگشته است. او توانایی‌هایِ فنی و تکنیکیِ منحصر به فردی دارد که بر هیچیک از کارشناسانِ کاراته، پوشیده و مستور نیست. کاپیتان اگر انگیزه‌اش را حفظ کند و در برابرِ اظهاراتِ بدخواهانه‌ای که احتمالا طی روزهای آینده به سمتش هجوم خواهند آورد، محکم و استوار بایستد و تسلیمِ خواست و اراده‌ی بدخواهان نگردد، قطعا می‌تواند باز هم همچون گذشته، سرمنشأ قدرت و اقتدار برای کاراته‌ی بانوان باشد. او توانایی‌های فنیِ بی‌شماری دارد که اگر در مسیر قهرمانی موردِ بهره‌برداری قرار گیرد، یقینا مدالها و افتخاراتِ ارزشمندی را برای کاراته‌ی ایران به ارمغان خواهد آورد. کاپیتان هنوز هم می‌تواند به عنوانِ یک سرباز، در جبهه‌ی قهرمانی بجنگد و برای میهنش افتخار بیافریند. در چنین شرایطی، پیوستن به جرگه‌ی مربیان، به مصلحتِ زنگنه و کاراته‌ی بانوان نیست. وقت برای مربیگری بسیار است اما اکنون، زمانِ نبرد در تاتامی و کسبِ افتخار در جبهه‌ی قهرمانی است که البته به نظر میرسد کاپیتان زنگنه، صحت و اهمیتِ این موضوع را به نیکی دریافته است.
 
بیمِ آن می‌رود که زنگنه در روزهای آینده، اسیرِ توطئه‌هایی شود که طراحانش، ظاهراً با او دوست و همراهند. قهرمانِ بااخلاق و پرافتخارِ کاراته‌ی بانوان، مسیرِ سخت و پرپیچ و خمی را در پیش گرفته است. او باید محکم و پرطاقت باشد و از زخمِ زبان‌هایی که صرفا با هدفِ تخریبِ روحیه‌اش مطرح میشود، نهراسد. بازگشتِ کاپیتان زنگنه به تیم ملی، علاوه بر اینکه کاراته‌ی ایران را در میادینِ بین‌المللی، صاحبِ مدالها و موقعیت‌های برتر خواهد ساخت، به وحدت و انسجامِ ملی‌پوشان نیز به شکلی چشمگیر کمک خواهد کرد. زنگنه در گذشته هم به عنوانِ محورِ اصلی و ستونِ قابلِ اعتمادِ کاراته‌ی بانوان، در تیمهای ملی شناخته می‌شد و در آینده نیز، چنین خواهد بود.
 
این نکته را هم باید مدنظر داشته باشیم که کاپیتان مدتها از دنیای قهرمانی و میادینِ بین‌المللی، فاصله گرفته بود و لذا بازگشتِ او به شرایطِ آرمانی، قدری زمان‌بر است. نباید انتظار داشته باشیم که زنگنه در بدوِ ورود به دنیای قهرمانی، کاملا آماده و در اوج باشد. باید به کاپیتان فرصت داد؛ از شکست‌هایش گذر کرد تا رفته‌رفته و پس از حضور در چند میدانِ معتبرِ بین‌المللی، به همان قهرمانی تبدیل شود که از او انتظار میرود. زنگته البته در همین رقابتهای کاراته‌وانِ ژاپن و در آغازین روزهای بازگشت به دنیای قهرمانی، موفق به شکستِ نایب قهرمانِ اروپا شد که این خود، نشان از پتانسیلِ بالا و توانایی‌های انکارناپذیرِ این ملی‌پوشِ کرمانشاهی دارد.


 
قهرمانانی که باید بیشتر تلاش کنند

پیش از آغاز بازیهای آسیایی اینچئون؛ وقتی رزیتا علیپور در میادینِ متعدد، خوش درخشید و از سکوهای قهرمانی بالا رفت، دیگر برای هیچکس کوچکترین تردیدی وجود نداشت که او، برترین و شایسته‌ترین فردی است که می‌تواند به عنوانِ نماینده‌ی وزنِ منهای 61 کیلوگرم بانوان، راهی بازیهای آسیایی اینچئون شده و برای کشورش افتخار بیافریند. این اتفاق اما به شکلی بسیار عجیب و غیرقابلِ باور، رخ نداد تا نهایتا حماسه‌سازِ رقابتهای آسیایی امارات و نایب قهرمانِ مسابقاتِ دانشجویان جهان، از حضور در میدانی که حقِ مسلّم و تثبیت‌شده‌اش بود، محروم گردد! این اتفاقِ تلخ و کم‌سابقه، تأثیراتی بسیار منفی، مخرب و خردکننده بر روحیه‌ی علیپور داشت به گونه‌ای که این قهرمان، دیگر هیچگاه نتوانست به شرایطِ آرمانیِ پیشین بازگردد. او حالا سالهاست که در هیچ میدانِ معتبرِ بین‌المللی، صاحبِ مدال نمیشود و جالب اینکه این ناکامی‌ها در حالی برای علیپور رقم می‌خورَد که کارشناسانِ کاراته‌ی کشور، معتقدند او از لحاظِ فنی و فیزیکی، از ویژگیهای استثنایی و امتیازاتِ منحصر به فردی سود می‌بَرد که نظیرش را در کمتر بانویِ کاراته‌کایی می‌توان مشاهده کرد.
 
از مجموعِ آنچه گفته شد، می‌توان دریافت که رازِ ناکامی‌های پی در پیِ علیپور، ریشه در مسائلِ روحی روانی دارد. او هنوز با خاطره‌ی تلخِ حذفِ ناعادلانه‌اش از بازیهای آسیایی اینچئون، دست و پنجه نرم می‌کند و گویا توانِ غلبه بر این کابوسِ ویران‌کننده را ندارد! علیپور بخشی از توان و انرژیِ خود را صرفِ مبارزه با همین افکارِ منفی می‌کند و این موضوع از توان، انگیزه و انرژیِ این قهرمان برای پرداختن به تمرینات و تمرکز بر روی مسائلِ اصلی و اساسی، می‌کاهد. حماسه‌سازِ رقابتهای آسیایی امارات اگر می‌خواهد به ناکامی‌های طولانی‌مدتش پایان بخشد، باید خاطراتِ تلخِ گذشته را به دستِ فراموشی سپرده و صرفا به آینده بیندیشد. بازیهای آسیایی جاکارتا در راه است و علیپور از نظرِ فنی، تواناییِ خلقِ حماسه‌ای ماندگار در این رقابتها را دارد به شرطِ آنکه ذهنش را از خاطره‌ی تلخِ اینچئون، خالی و روح و قلبش را سرشار از ایمان و اعتقاد به موفقیت در رقابتهای آتی سازد.
 
ما می‌خواهیم این بار وقتی دست به قلم بردیم، بنویسیم "رزیتا علیپور سزاوارانه بر سکوی نخستِ بازیهای آسیایی جاکارتا ایستاد و پرچم پرافتخار کشورمان را شکوهمندانه بر بام قاره‌ی کهن به اهتزاز درآورد"
 
اما جملاتِ فوق تنها زمانی عینیّت خواهند یافت که علیپور، خود بخواهد و برای رسیدن به آن، بی‌وقفه تلاش کند.
 
دلارام دوستی هم دیگر ملی‌پوشِ پرافتخارِ وزنِ منهای 61 کیلوگرمِ بانوان است که سالهاست درخششی از او ندیده‌ایم. او هم باید برای بازگشت به شرایطِ آرمانیِ سالهای قبل، بی‌وقفه و مستمر تلاش کند. دلارام حالا مدتهاست که در معیّتِ تیمهای ملی، رهسپار رقابتهای بین‌المللی میشود اما او نیز در هیچیک از میادینِ اخیر، عملکردی درخشان و در خورِ تحسین نداشته است. شاید بهترین مطلبی که می‌توان برای انگیزشِ دو قهرمانِ مذکور عنوان کرد، یادآوریِ خاطره‌ی افتخارآفرینیِ نسرین دوستی در بازیهای آسیایی اینچئون باشد. قهرمانِ سرافرازی که از رویِ صندلیِ چرخدار بلند شد، به اینچئون رفت و در میانِ بهت و حیرتِ همگان، صاحبِ مدال شد! او پس از جراحیِ دو زانویش، از صفر شروع کرد و دوباره به اوج رسید. این قهرمان همین چند ماه قبل و در بازیهای کشورهای اسلامی هم صاحبِ گردن‌آویزِ طلا شد تا ثابت کند "نسرین دوستی" همچنان محکم و استوار در مسیرِ قهرمانی گام برمیدارد و قرار نیست این میدان را به سادگی خالی کند. مسیری که نسرین دوستی برای بازگشت به اوج پیمود، به مراتب سخت‌تر از ناهمواریهایی است که پیشِ رویِ علیپور و دلارام قرار دارد. اگر او توانست، این دو هم می‌توانند...
 
نویسنده: محمد قدیمی/ مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی ستارگان کاراته


 
   1396/9/9 18:20

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
اخبار برگزیده
خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار