امپراطوری کاراته‌ی ایران فرو ریخت!
شکست سنگین و خرد‌کننده‌ی سپاه کاراته‌ی ایران در آوردگاه روتردام

امپراطوریِ کاراته‌ی ایران فرو ریخت!

شکستِ سنگین و خرد‌کننده‌ی سپاهِ کاراته‌ی ایران در آوردگاهِ روتردام

سستی در مدیریت و بی‌برنامگی، عاملِ اصلیِ فروپاشیِ امپراطوریِ کاراته‌ی ایران
 
در واپسین روزهای زمستانِ سالِ 96، درست هنگامی که مردمانِ این مرزِ پرگُهر (ایران) خود را برای برگزاریِ آیینِ باستانیِ نوروز و جشن‌های فرخنده‌ی آن آماده می‌ساختند، خبر آمد که لشکرِ بزرگ و پرمهره‌ی کاراته‌ی ایران با فرمانرواییِ محمدصادق فرجی، شکستی سنگین و خردکننده را در آوردگاهِ بزرگِ روتردام تجربه کرده است! خبری ناگوار که جشن‌های نوروز و زیبایی‌های وصف‌ناپذیرش را برای اهالیِ کاراته، با تیرگی و تلخ‌کامیِ ناشی از شکست، در هم آمیخت و اندوه و تأسفی عمیق را بر دلهای خانواده‌ی بزرگ و حالا دیگر سرخورده‌ی کاراته‌ی ایران حاکم ساخت.
 
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته؛ پیکارهای کاراته‌وانِ هلند در حالی روزِ گذشته (یکشنبه 27 اسفندماه) با برگزاریِ مسابقاتِ فینال و دیدارهای رده‌بندی، در شهرِ روتردام به پایان رسید که ملی‌پوشانِ پرتعدادِ کاراته‌ی ایران با کسبِ تنها سه مدالِ نقره و قرار گرفتن در جایگاهِ هشتمیِ این رقابتها، نتایجی بسیار ضعیف و دور از انتظار را برای کاراته‌ی کشورمان رقم زدند.
 
پیش از این، وقتی در تاتامی‌های امارات، بسیار شکننده و کم‌فروغ ظاهر شدیم، برخی‌ها می‌گفتند غیبتِ سه تن از بازیکنانِ بزرگ و پرافتخارِ کاراته‌ی کشورمان در آن رقابتها، کاروانِ کاراته‌ی ایران را در کسبِ نتیجه، ناکام ساخته است. اما حالا با تمامِ داشته‌های خود و در حضورِ ستارگانی همچون سجاد گنج‌زاده و ذبیح‌الله پورشیب، ناکامِ بزرگ و شکست‌خورده‌ی مطلقِ تاتامی‌های نفرت‌انگیزِ روتردام لقب می‌گیریم! اکنون دیگر نمی‌توانیم این شکستِ بزرگ و خردکننده را با الفاظ و ابزارهای نخ‌نمای پیشین توجیه کنیم. ما در میدانِ روتردام، به بدترین و فجیع‌ترین شکلِ ممکن شکست خوردیم، کمرمان خرد شد و زیر دست و پای حریفان (و البته بی‌برنامگی‌های خودمان) لِه شدیم و حالا باید به جای توجیه‌های غیرمنطقی و ارائه‌ی صغری و کبری‌هایی که دیگر نزدِ اهالیِ کاراته، هیچ خریداری ندارند، به فکرِ "دوباره برخاستن" و جمع و جور کردنِ این لشکرِ شکست‌خورده باشیم.
 
اکنون کاراته‌ی ایران، نیاز به سردارانِ شجاع و سلحشوری دارد که با بانگ‌های بلند و روحیه‌ساز، این لشکرِ خردشده و بی‌روح را، جانی دوباره بخشند. یک نفر از جنسِ شهامت می‌خواهیم که هر زمان لازم شد، بر سرِ بازیکنانی که در تاتامی نمی‌جنگند، فریاد برآرد و آنها را بی‌توجه به مقام و موقعیتشان، تهدید به حذف از تیم‌های ملی کند.
 
این را بدانیم که بازیکن، سرباز است و سرباز اگر در میدانِ نبرد، خوب نجنگد، فرمانده او را بازخواست و حتی تنبیه می‌کند. در روزهای اخیر و در جریانِ رقابتهای کاراته‌وانِ امارات و هلند، بارها و بارها دیدیم که بازیکنِ ایرانی، در لحظاتِ پایانی مبارزه و در حالی که از حریف عقب است، میلِ به حمله و کسبِ امتیاز ندارد! اما هیچگاه و از سویِ هیچکس، فریادهایی بلند و تهدیدآمیز را نشنیدیم که بازیکنِ مرعوب را سرزنش کرده و او را به نبردی محکم و بی‌واهمه با حریف، وادار سازد. گاه یک عتابِ ساده و یک سرزنشِ مختصر، می‌تواند بازیکنِ مرعوب را بیدار و او را برای ادامه‌ی مبارزه، مصمم سازد.
 
به هر حال کاراته‌ی ایران در تاتامی‌های روتردام، من حیث‌المجموع و صرفِ نظر از چند بارقه‌ی کوچک، هرگز و هرگز حرفی برای گفتن نداشت و با کسبِ نتایجی که به هیچ وجه در خورِ نام و اعتبارِ کاراته‌ی ایران نبود، باعث شد تا یکی از سنگین‌ترین و رنج‌آورترین شکست‌های سالهای اخیرِ کاراته‌ی کشور، در دفترِ مدیریتِ محمدصادق فرجی (رییس فدراسیون کاراته) ثبت شود.
 
بهمن عسگری تک‌ستاره‌ی این روزهای کاراته‌ی مردان، مدالِ نقره‌ی پیکارهای کاراته‌وان هلند را سزاوارانه بر گردن آویخت تا همچنان به روندِ رو به رشدِ ماههای اخیرش، ادامه داده باشد. کاتای تیمی مردان با هدایت و رهبریِ هوشمندانه‌ی احمد صافی و با حضورِ دلاورمردانی به نامهای امیربهادر تدین، سهیل ساجدی‌فر و روزبه روشنی، مقتدرانه و باشکوه به دیدار پایانیِ این رقابتها راه یافت تا مرهمی باشد بر دلهای زخم‌خورده و روح‌های مجروح از نتایجِ خردکننده‌ی تاتامی‌های روتردام.
 
حمیده عباسعلی هم اگر چه با کسبِ یک مدالِ نقره‌ی ارزشمند، نشان داد که عزم خود را برای بازگشت به روزهای اوج، جزم کرده است، لیکن با قدری جنگندگیِ بیشتر در دیدارِ پایانی، می‌توانست نامِ خود را به عنوانِ تک‌ستاره‌ی طلاییِ کاراته‌ی ایران، در دفترچه‌ی خاطراتِ رقابتهای کاراته‌وان هلند (که برای ایرانیان، سرشار از غم و حسرت است) به ثبت برساند که البته اینچنین نشد...
 
این تمامِ کارنامه‌ی کاراته‌ی ایران در رقابتهای کاراته‌وانِ هلند بود و دیگر هیچ... با 33 شرکت‌کننده در این پیکارها حضور یافته بودیم و سرانجام، با سه مدالِ نقره و با کسبِ بدترین و خردکننده‌ترین نتایج، تاتامی‌های نفرت‌انگیزِ روتردام را ترک گفتیم تا در خلوتِ خود، به این بیندیشیم که بر امپراطوریِ مقتدر و باشکوهِ کاراته‌ی ایران، چه گذشت که اینچنین در هم کوبیده شد؟!
 
برخی‌ها وقتی نتایجِ ضعیفِ کاراته‌ی ایران را در ماههای اخیر مرور می‌کنند، می‌گویند اساساً آن افتخاراتی هم که در روزهای نخستینِ ریاستِ محمدصادق فرجی برای کاراته‌ی کشورمان رقم خورد، حاصلِ تلاش و مدیریتِ او نبود بلکه آن موفقیت‌ها، میراثِ به جای مانده از دورانِ حکمرانیِ مدیرانِ پیشین بود که در زمان ریاستِ فرجی به بار نشست.
 
برخی دیگر می‌گویند درست از همان روز که محمدصادقِ فرجی، محسن آشوری را از مدیریتِ تیم‌های ملی کنار گذاشت، نتایجِ ملی‌پوشانِ کاراته‌ی کشورمان نیز در میادینِ بین‌المللی، رفته‌رفته کمرنگ و کمرنگ‌تر شد و این بدان معناست که فرجی همچنان که برای جلوس بر کرسیِ ریاستِ فدراسیون کاراته، از حمایت و یاریِ محسن آشوری سود بُرد، در ادامه‌ی مسیر و برای مدیریتِ صحیح بر کاراته‌ی کشور نیز، نیازمندِ مساعدتِ آشوری و بهره‌برداری از تجاربِ ارزشمندِ اوست.
 
ستارگان کاراته اما معتقد است فرجی در روزهای نخستینِ حضورش در فدراسیون کاراته، بسیار محکم و بابرنامه گام برداشت لیکن در ادامه‌ی مسیر، اولویت‌هایش را تغییر داد و به همین دلیل، برنامه‌هایش رفته‌رفته رنگ باختند. ما امروز اسیرِ بی‌برنامگی‌های فدراسیون کاراته شده‌ایم و این موضوع به وضوح از تغییراتِ پی در پی در تصمیماتِ فدراسیون‌نشین‌ها، مشخص است.
 
وقتی در فاصله‌ی تنها یکماه، چندین بار تصمیمِ خود را پیرامونِ وحدت یا جداسازیِ تیمهای آسیایی و المپیکِ جوانان تغییر می‌دهیم، یعنی هیچ برنامه‌ی مشخص و مدوّنی را تعقیب نمی‌کنیم و در واقع از سیاستِ "هر چه پیش آید خوش آید" تبعیت کرده و سرنوشتِ کاراته‌ی کشور را به دستِ تصمیماتِ ناگهانی و خلق‌الساعه سپرده‌ایم.
 
همین موضوع (بی‌برنامگی فدراسیون کاراته) عیناً به رده‌های سنی دیگر (از جمله بزرگسالان) نیز قابلِ تسری است. ما نه در زمان‌بندیِ تشکیلِ اردوهای تیم ملی و نه در فراهم آوردنِ امکاناتِ مناسب برای ملی‌پوشان، هیچ برنامه‌ی مشخص و منسجمی را دنبال نمی‌کنیم. هر وقت دلمان بخواهد (و کارِ دیگری نداشته باشیم!) ملی‌پوشان را چند روز در اردوهای تمرینی جمع کرده و سپس آنها را روانه‌ی رقابتهای بین‌المللی می‌سازیم. ما چهار ماه قبل، دقیقا نمی‌دانستیم که امروز، اردوهایمان کجا و با تبعیت از چه برنامه‌ای بر پا خواهند شد. همانطور که امروز هم نمی‌دانیم دو ماه بعد، ملی‌پوشان قرار است چه برنامه‌ای را دنبال کنند و اساسا آیا در آن زمان، در اردوهای تیم ملی به سر خواهند برد یا خیر؟!
 
گذشته از بی‌برنامگی‌ها، باید اعتراف کنیم که فدراسیون کاراته در ماههای اخیر، هرگز امکاناتِ مناسبی را به ملی‌پوشان و اعضای کادرفنی اختصاص نداده است. بسیاری از قهرمانان و مربیانِ کاراته‌ی کشور، ماههاست مطالباتِ خود را از فدراسیون وصول نکرده‌اند. اینها یقینا در بی‌انگیزگی قهرمانان و مربیان، نقشی پررنگ و تاثیرگذار خواهد داشت. گهگاه می‌بینیم که قهرمانان در تاتامیِ رقابتهای بین‌المللی، بسیار بی‌انگیزه و سرد مبارزه می‌کنند. آنها شاید از امکاناتِ ضعیف و تسهیلاتِ نامناسبِ فدراسیون به ستوه آمده‌اند و دیگر انگیزه‌ای برای ادامه‌ی مسیرِ قهرمانی ندارند.
 
عدم توجه به ظرفیت‌های فنی و دیدگاههای کارشناسانِ کاراته‌ی کشور نیز به نوبه‌ی خود در ایجادِ بحرانِ کنونی، مؤثر بوده است. از ابتدایِ قدرت‌گیریِ محمدصادق فرجی در فدراسیون کاراته تاکنون، هرگز جلسه‌ای با نامِ کمیته‌ی فنی تشکیل نشده و این کمیته عملاً به دستِ فراموشی سپرده شده است. فرجی که در ابتدای جلوس بر کرسیِ ریاستِ فدراسیون کاراته، وعده داده بود که سرمربیانِ تیمهای ملی را اعضای کمیته‌ی فنی گزینش خواهند کرد، در ادامه به سمت و سویی رفت که از رأی و نظرِ اعضای کمیته‌ی فنی، حتی در حدِ مشورت هم بهره نجست و این کمیته را عملاً به تعطیلی کشاند.
 
رییس جوان و خوش‌پیشینه‌ی فدراسیون کاراته (که حالا دیگر پیشینه‌ی خوب و مدیریتِ مدبرانه‌اش، رفته‌رفته و در غبارِ نتایجِ ضعیف، رنگ می‌بازد) در جایگاه و موقعیتی قرار ندارد که بتواند در خصوصِ مسائلِ فنی، رأساً و بدونِ مشورت با کارشناسان و اهالیِ فن، تصمیم‌گیری کند. او از خانواده‌ی کاراته نیست و لذا نمی‌تواند پیرامونِ مسائلِ فنی، مرجعیّت داشته باشد. از اینرو فرجی باید مشاورانِ فنی و کارشناسانِ مجرب را در کنارِ خود داشته و از نقطه‌نظراتشان بهره‌مند شود. این نفرات در تشکیلاتی به نامِ کمیته‌ی فنی، گردِ هم آمده بودند اما متاسفانه محمدصادق فرجی، این کمیته را با تمامِ ظرفیت‌هایش، به کلی نادیده گرفت.
 
سیدشهرام هروی سرمربی تیم ملی کاراته، پس از سالها تجربه‌اندوزی، اکنون به مرحله‌ای از پختگی و صلاحیتِ فنی دست یافته است که می‌تواند برای کاراته‌ی کشور مثمرثمر باشد. او حالا گنجینه‌ای از تجاربِ ارزشمند به شمار می‌رود که می‌بایست از توانایی‌هایش در مسیرِ رشد و تعالیِ تیمهای ملی، استفاده کرد. آنچه در موردِ هروی گفتیم، در خصوصِ لیلا بهرامی سرمربی تیم ملی بانوان نیز (البته در مرتبه‌ای نازل‌تر) صادق است. اما هروی و بهرامی و یا هر مربیِ دیگری، علیرغمِ تمامیِ امتیازات و توانایی‌هایی که دارند، نیازمندِ مشورتِ سازمان‌یافته با سایرِ کارشناسان و صاحبنظرانِ کاراته‌ی کشورند. این مشورتِ سازمان‌یافته و اصولی، می‌توانست از طریقِ کمیته‌ی فنی إعمال شود که متاسفانه با تصمیمِ اشتباهِ محمدصادق فرجی در متوقف ساختنِ فعالیت‌های این کمیته، این فرصتِ طلایی نیز از دست رفت.


سخنی با مربیان تیمهای ملی

نکته‌ی دیگر که باید موردِ توجهِ اعضای کادرفنی (بویژه مربیان تیمهای ملی بانوان) قرار گیرد، این است که یک مربی، نباید همواره در نقشِ یار و همراهی دلسوز و مهربان ظاهر شده و با لحنی بسیار دوستانه و محبت‌آمیز با بازیکنان سخن بگوید. شخصیتِ مربی می‌بایست گاه در نقشِ دوستی مهربان و گاه در کسوتِ فرمانروایی مقتدر (و حتی قدری خشن!) تجلی یابد.

بعضی مواقع، بازیکنان در داخلِ تاتامی، آنگونه که باید و شاید مبارزه نمی‌کنند، از اجرای فرمان‌های مربی سرپیچی و از تقابلِ تمام عیار با حریف، شانه خالی می‌کنند. در چنین شرایطی، یک نهیبِ محکم و قاطع از سوی مربی، می‌تواند بازیکن را به جریانِ مبارزه بازگرداند و نهایتاً، اوضاع و احوال را به نفعِ کاراته‌کای ایرانی تغییر دهد. این موضوع اخیرا، بارها در رقابتهای مختلف مشاهده شده که برخی بازیکنان در حینِ مبارزه، مرعوبِ حریف میشوند و از ارائه‌ی نبردی جسورانه و تمام عیار، شانه خالی می‌کنند. در عینِ حال، مربی نیز با لحنی بسیار آرام، مهربان و صمیمی، با بازیکن سخن می‌گوید و با حالتی آمیخته به خواهش، از او می‌خواهد که اگر چنانچه صلاح می‌داند، به حریف حمله کند!
 
این هرگز روشی مناسب برای فرماندهی در میدانِ نبرد نیست. مربیانِ ما (بویژه بانوان) باید بدانند که شرایطِ میدانِ مبارزه، با مهمانی‌های مجلل که در تالارهای لوکس برگزار میشود، کاملا متفاوت است. در میدانِ نبرد و حینِ مبارزه، بر خلافِ آنچه در مهمانی‌های مجلل می‌بینیم، زبانِ تعارف و خواهش، به هیچ وجه کارساز نیست. اینجا، میدانِ عرض اندام و رجزخوانیِ جنگجویانِ خشن، محکم و باصلابت است. پس قاطعانه و از سرِ اقتدار فرمان برانید و هر کس را که خلافِ خواست و دستورتان رفتار کرد، بدونِ اغماض و بی‌هیچ تسامحی تنبیه کنید. دامنه‌ی این تنبیهات می‌تواند تا حذفِ کامل از اردوهای تیم ملی نیز گسترش یابد و در این خصوص، این شمایید که باید تصمیم بگیرید.
 
بازیکن باید بداند که اگر در میدانِ مبارزه، تعلل کرده و از حریف بگریزد، پس از پایانِ نبرد، با تنبیهاتی به مراتب سخت‌تر از آنچه در تاتامی، او را تهدید می‌کرد، مواجه خواهد شد.
 
نویسنده: محمد قدیمی/ مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی ستارگان کاراته




نگارش‌شده در تاریخ دوشنبه 28 اسفندماه 96


 
   1396/12/29 14:58

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
اخبار برگزیده
خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار