بهرامی رفت؛ موسوی چرا پذیرفت؟!

روزهای سخت کاراته در پیش است؛ اختلافات را کنار بگذاریم


بهرامی رفت؛ موسوی چرا پذیرفت؟!

روزهای سختِ کاراته در پیش است؛ اختلافات را کنار بگذاریم
 
لیلا بهرامی سرمربی تیم کاراته‌ی بانوان، سرانجام و پس از کش و قوس‌های فراوان، به شکلی بسیار نامناسب و بی‌موقع، از کار برکنار و روانه‌ی منزل شد! ستاره موسوی جایگزینِ او، هرگز از خود نپرسید که حالا و در این مقطعِ زمانیِ بسیار حساس و سرنوشت‌ساز، چرا باید سکانِ هدایتِ تیمی را در دست گیرد که ماحاصلِ ماهها تلاش و از خودگذشتگیِ فردی دیگر است؟!
 
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته؛ روزِ پنجشنبه (31 خردادماه 97) فدراسیون کاراته در تصمیمی عجیب و غیرمنتظره، در آستانه‌ی رقابتهای آسیایی اردن، لیلا بهرامی را از سِمتِ سرمربیگریِ تیم کاراته‌ی بانوان برکنار و ستاره موسوی را جایگزینِ او ساخت. اتفاقی که دستِ کم در این مقطعِ زمانیِ بسیار حساس و در آستانه‌ی برگزاری پیکارهای مهمِ پیش‌رو، نمی‌تواند توجیهِ منطقی و کارشناسانه داشته باشد.
 
لیلا بهرامی مانندِ هر مربیِ دیگر، در مدتِ حضورش در رأس تیمهای ملی، هم صاحبِ امتیازاتِ مثبت و خالقِ موفقیت‌های تحسین‌برانگیز بوده و هم مصدرِ اشتباهاتِ مفرط و نقاطِ منفیِ سرزنش‌آمیز. او به همراهِ تیمهای ملی پایه در سالهای گذشته، افتخاراتِ بسیار عظیم و بعضاً بی‌نظیری را برای کاراته‌ی ایران خلق کرده است و به دفعات با هدایتِ هوشمندانه‌ی شاگردانش در میادین بین‌المللی، منشاءِ خیر و برکت و مظهرِ افتخار و غرور برای کاراته‌ی ایران بوده است. از سوی دیگر، همین مربیِ پرافتخار و مهره‌ی باارزش و قابلِ اتکای کاراته‌ی کشورمان، در جریانِ رقابتهای آسیایی قزاقستان، یکی از همان نفراتی بود که در حذفِ ناعادلانه‌ی محدثه آقایی از ترکیبِ کومیته‌ی تیمی بانوان، نقش‌آفرین ظاهر شد.
 
بهرامی در ماههای اخیر و در کسوتِ سرمربیِ تیم ملی، گهگاه حمایت‌های غیراصولی و خارج از عرف، از برخی بازیکنان داشت که این موضوع برای اهالیِ کاراته، بسیار آزاردهنده بود. قهرمانان و دیگر اقشارِ کاراته‌ی کشور، از او انتظار داشتند در لباسِ مقدسِ سرمربیگری، خدمت به تیم ملی و مصالحِ کاراته‌ی کشور را در رأسِ همه‌ی امور و نصب‌العینِ خود قرار داده و با همین دیدگاه، چترِ حمایتی خود را به شکلی کاملا همگون و یکسان، بر سرِ تمامی قهرمانان و بازیکنان بگستراند که البته در پاره‌ای موارد، این مهم هیچگاه حاصل نشد.
 
با تمامِ این تفاسیر، وقتی افتخارات و موفقیت‌های این مربیِ کاردان و صاحب‌سبک را در یک کفه‌ی ترازو و اشتباهاتش را در کفه‌ای دیگر قرار می‌دهیم، به این حقیقت واقف می‌گردیم که کفه‌ی افتخارات و نقاطِ مثبتِ وی، بسیار سنگین‌تر و وزین‌تر از کفه‌ی نواقص و کاستی‌های اوست. کاراته‌ی ایران نمی‌تواند توانمندیهای این مربیِ موفق، مجرب و پرافتخار را تماماً نادیده بگیرد و خود را از برکاتِ حضورش محروم سازد. قطعِ همکاریِ بهرامی با فدراسیون، بویژه در این مقطعِ زمانیِ بسیار حساس و سرنوشت‌ساز، تیم ملی بانوان را در معرضِ تهدید و صدماتِ جدی قرار خواهد داد.
 
بهرامی ماهها با این نفرات، تمرین کرده و از ریز و درشتِ نقاطِ مثبت و منفیِ آنها، کاملا آگاه است. اگر او نتواند در میادینِ مهمِ پیش‌رو برای کاراته‌ی ایران مثمرثمر باشد، قطعا دیگران هم نخواهند توانست.
 
از اختلافات و چالش‌های ایجاد شده بینِ بهرامی و محمدصادق فرجی (رییس فدراسیون کاراته) کمابیش آگاهیم و می‌دانیم نحوه‌ی برخورد و گفتارِ بهرامی، چندان شایسته نبوده است لیکن از فرجی انتظار داریم به نامِ ملت و به خاطرِ میهن، شجاعانه بر روی اختلافاتِ فی‌مابین، خطِ بطلان کشیده، اشتباهات را با دیده‌ی اغماض بنگرد و بهترین تصمیم را اتخاذ نماید. بهرامی در نحوه‌ی گزینشِ بازیکنان و در حمایتِ غیراصولی از برخی کاراته‌کاها، یقینا و بی‌هیچ شک و شبهه‌ای مقصر بوده است لیکن فدراسیون می‌تواند ضمنِ اصلاحِ کاستی‌ها و اشتباهات، شخصِ سرمربی را که ستونِ قابلِ اتکایِ تیم ملی و مظهرِ قدرت، ثبات و اقتدارِ این تیم به شمار میرود، دستِ کم در شرایطِ حساسِ کنونی و تا پایانِ بازیهای آسیایی جاکارتا حفظ نماید.
 
فراموش نکنیم با تغییراتِ إعمال شده در کادرفنی تیم ملی، اگر این تیم خدایی ناکرده در مسابقاتِ پیش‌رو نتیجه نگیرد، کادر فعلی با این توجیه که ملی‌پوشان را نه گزینش کرده و نه تمرین داده، هرگز مسئولیتِ شکست را برعهده نخواهد گرفت و آنوقت تمامِ تقصیرها، متوجهِ مسئولین فدراسیون خواهد شد. بهتر است فدراسیون‌نشین‌ها به بهرامی فرصت دهند تا آنچه را کاشته، خود برداشت کند و در برابرِ جامعه‌ی کاراته نیز شخصا پاسخگو باشد.

 
نقلِ یک خاطره

چند سال قبل و در آستانه‌ی برگزاریِ رقابتهای جهانی آلمان، فریبا بداغی مربیِ وقتِ تیم ملی، به یکباره و به شکلی عجیب، از کار برکنار و لیلا بهرامی جایگزینِ او شد. ستارگان کاراته آن زمان از بهرامی پرسید "چگونه حاضر میشوید از حاصلِ دسترنج و تلاش‌های بی‌وقفه و مستمرِ فردی دیگر، بهره‌مند شوید؟! چرا پیشنهادِ سرمربیگری را رد و بر احقاقِ حقوقِ مربیِ پیشین پافشاری نمی‌کنید؟!
 
بهرامی سخنانِ ما را نشنید و مربیگری را پذیرفت. او رهسپارِ آلمان و وارثِ افتخاراتی شد که حقِ فردِ دیگری بود. حالا تاریخ دوباره تکرار گشته با این تفاوت که این بار بهرامی، در جایگاهِ بداغی، و موسوی در نقشِ بهرامیِ سابق ظاهر شده است. اکنون این بهرامی است که حقوقش پایمال میشود و حالا موسوی باید از پُست‌ها و مقام‌های زودگذرِ دنیوی، چشم پوشیده و بر احقاقِ حقوقِ بهرامی، پای بفشارد. ردِ این سِمت از سویِ موسوی، برای ما اهالیِ کاراته، هزاران بار شیرین‌تر از کسبِ عناوینِ قهرمانی خواهد بود. باور کنید ما هرگز خوش نداریم در آینده‌ای نه چندان دور، موسوی را در موقعیتِ فعلیِ بهرامی بیابیم و در حالی که تلاش می‌کنیم تا از عزلِ او جلوگیری کنیم، برگ‌های تاریخ را بارِ دیگر ورق زده و این بار از موسوی بپرسیم "یادتان هست با بهرامی چه کردید؟!"

 این شعر را که بسیار آموزنده و پرمعناست، به خاطر داشته باشید:

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که که را کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آن که تو را کشت؟

 
اینگونه آمد و شدها و عزل و نصب‌ها، هرگز برازنده‌ی ملتِ متمدنِ ایران‌زمین و بویژه جامعه‌ی شریفِ کاراته نیست. ما خود باید در برابرِ اینگونه رفتارها، مقاومت و از کیان و حیثیتِ اهالیِ کاراته دفاع کنیم که انّ الله لا يُغيِّرُ ما بقوم حتّي يغيّرو ما بانفسهم (خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتی را تغيير نمی‌دهد مگر آنكه آنها خود تغيير دهند)

ای کاش آنقدر شجاع باشیم که در شرایطِ اینچنینی، محکم بایستیم و قاطعانه به سِمت‌های پیشنهادی "نه" بگوییم که این به روح و فلسفه‌ی ورزش، نزدیک‌تر است.

 
یک روز اشرف امینی (نایب رییسِ وقتِ بانوان فدراسیون کاراته) به شکلی ناشایست و بی‌مقدمه از کار برکنار و عشرت شاه‌محمدی جایگزینِ او شد. ما اهالیِ کاراته سکوت کردیم. روزی دیگر عشرت شاه‌محمدی در شرایطی که برای کاراته‌ی ایران بی‌وقفه تلاش می‌کرد، به ناحق و به شکلی بسیار آزاردهنده از کار برکنار و افسانه باقری جانشینِ او شد. ما باز هم سکوت کردیم. فردا روز شاید همین افسانه باقری (که حالا به عزلِ نابه هنگامِ بهرامی اعتراض نمی‌کند) به شکلی بسیار ناشایست از کار برکنار شود و ما باز هم سکوت می‌کنیم! یک روز محسن آشوری را خارج از عرفِ مقبول و هنجارهای موجود، کنار گذاشتند و ما هیچ نگفتیم؛ روزِ دیگر علیرضا سمندر را با آن همه افتخارِ بی‌نظیر و کم‌سابقه، برکنار کردند و ما باز هم خاموش ماندیم! فردا شاید محمدصادق فرجی را هم از کرسیِ ریاست به زیر آورند و ما باز هم دم بر نیاوریم... پس کِی قرار است در برابرِ این شیوه‌ی ناصحیح که در ورزشِ ما مرسوم گشته، بایستیم و خواهانِ تغییرِ آن باشیم؟

 
نویسنده: محمد قدیمی


 
   1397/4/1 16:31

خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار