این بار متولیِ کاراته‌ی بانوان توضیح دهد؛

چرا اسامی بازیکنان تغییر کرد؟/ اظهارات موسوی قانع‌کننده نیست


این بار متولیِ کاراته‌ی بانوان توضیح دهد؛

چرا اسامیِ بازیکنان تغییر کرد؟/ اظهاراتِ موسوی قانع‌کننده نیست
 
شایعاتِ روزهای اخیر، سرانجام و در کمالِ ناباوری، امروز به حقیقت پیوست و نفراتی که پیش‌تر و با درخشش در رقابتهای انتخابی، صاحبِ پیراهنِ تیم ملی شده بودند، این جایگاه را بی‌هیچ استدلالِ منطقی و توجیهِ قابلِ قبول، از دست دادند!
 
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ستارگان کاراته؛ ستاره موسوی سرمربیِ تازه از راه رسیده‌ی تیم ملی بانوان، امروز و در مصاحبه‌ای عجیب، اسامی نمایندگانِ کاراته‌ی کشورمان را در آوردگاهِ آسیایی اردن، در شرایطی اعلام کرد که پیش‌تر شایعاتی آزاردهنده مبنی بر تغییرِ غیرقانونیِ ملی‌پوشان در این رویدادِ بزرگ و پراهمیت، شنیده میشد. موسوی امروز و پس از انتشارِ مصاحبه‌ی مزبور، بر شایعاتِ روزهای گذشته، مهر تایید زد و بی‌آنکه خود بداند، این ساختارشکنیِ بزرگ و خروج از شاهراهِ عدالت را برای همیشه، به نامِ خود در تاریخ کاراته‌ی ایران به ثبت رساند.
 
در مصاحبه‌ی منتشرشده از ستاره موسوی، الفاظ و جملات به گونه‌ای در کنارِ یکدیگر استقرار یافته‌اند که این مفهوم به مخاطب القا میشود که گویا تغییراتِ صورت‌گرفته در لیستِ اسامیِ بانوان، با خواست و نظرِ سرمربیِ فعلی (موسوی) إعمال شده است! حال آنکه مطابقِ اسناد و مدارکِ موجود، تمامیِ این تغییرات در زمانِ مسئولیتِ سرمربیِ پیشین (لیلا بهرامی) و به فاصله‌ی تنها چند ساعت پس از پایانِ رقابتهای انتخابی تیم ملی، رقم خورده‌اند. این ادعا با مراجعه به اسامیِ بازیکنانِ ثبت‌نام‌شده در سایت اسپورت دیتا (که به فاصله‌ی تنها چند ساعت پس از پایانِ پیکارهای انتخابی صورت گرفته) قابلِ اثبات است.
 
از اینرو، در ابتدای سخن باید اذعان کنیم که موسوی در چیدمانِ نفراتِ اعزامی به رقابتهای آسیایی اردن و نیز در تغییراتِ صورت‌گرفته در لیست نفراتِ کومیته‌ی انفرادی و تیمی، به هیچ وجه تصمیم‌گیرنده نبوده و این تصمیمِ ساختارشکنانه، در زمانِ مسئولیتِ سرمربیِ پیشین اتخاذ شده است. البته موسوی به خاطرِ پذیرشِ این تصمیم و دفاع از آن، قطعا مسئول است و باید پاسخگو باشد.
 
همانطور که می‌دانیم، کاپیتان پگاه زنگنه علیرغمِ برتریِ محسوس در رقابتهای انتخابیِ وزنِ منهای 68 کیلوگرم، از ترکیبِ کومیته‌ی انفرادی کنار گذاشته شد و در کومیته‌ی تیمی هم افرادی جایگزینِ نفراتِ قبلی شدند که حضورشان در این لیست، متضمنِ هیچ ضابطه‌ی منطقیِ مشخص و روشنی نیست. فاطمه چالاکی هر بار که در کومیته‌ی انفرادی مغلوبِ حریفان میشود، بلافاصله پیراهنِ تیم ملی را در بخشِ کومیته‌ی تیمی بر تن می‌کند و مشخص نیست چرا این پیراهن، هیچگاه و در هیچ شرایطی، از او ستانده نمیشود!
 
سالِ گذشته و در جریانِ رقابتهای آسیایی قزاقستان، وقتی چالاکی در بخشِ انفرادی نتوانست نمایشِ قابلِ قبولی ارائه کند و بی‌مدال ماند، بلافاصله نامِ محدثه آقایی را از ترکیبِ کومیته‌ی تیمی حذف و چالاکی را جایگزینِ او ساختند. امسال نیز چالاکی در رقابتهای انتخابی، مغلوبِ حریفان شد و در بخشِ تیمی هم (مطابقِ اعلامِ روابط عمومی فدراسیون کاراته) قرار نبود حضور داشته باشد اما در کمتر از چند ساعت، باز هم نامِ او به لیستِ کومیته‌ی تیمی اضافه شد!
 
 فدراسیون کاراته پیش‌تر و پس از پایانِ رقابتهای انتخابی، اسامیِ بازیکنانِ تثبیت‌شده را اعلام و حضورشان را در پیکارهای آسیایی، قطعی کرده بود اما به فاصله‌ی کمتر از چند ساعت، همه چیز تغییر کرد و لیستِ اعلام‌شده از سوی فدراسیون، ارزش و اعتبارِ خود را از دست داد.
 
ما افرادی را که معتقد به حذفِ پگاه زنگنه از ترکیبِ انفرادی تیم اعزامی به رقابتهای آسیایی اردن هستند، به دو گروه تقسیم می‌کنیم.
 
گروه اول، افرادی را شامل میشود که با زنگنه، هیچ خصومتِ شخصی ندارند؛ صرفا منافعِ کاراته کشور را در نظر می‌گیرند و اگر به حذفِ او رأی می‌دهند، علتش توجیهاتی است که آنها را متقاعد به این امر ساخته و البته علل و توجیهاتِ مطرح‌شده از سوی آنها، از نظرِ ما مقبول و منطقی نیست. آنها دلایل و عقایدِ خود را دارند و ما نیز بر باورهای خود تاکید می‌ورزیم و در اثباتِ آن، می‌کوشیم. ما هر دو، یک هدف را تعقیب می‌کنیم و آن؛ عزت، عظمت و سربلندیِ کاراته‌ی ایران است اما هر کدام از ما، برای نیل به این هدفِ مشترک، مسیری را برگزیده‌ایم که جدایِ از راه و مسیرِ دیگری است.
 
ستاره موسوی اکنون به نمایندگی از گروهِ نخست سخن می‌گوید و ما می‌کوشیم در برابرِ استدلالِ او، استدلال کنیم. موسوی می‌گوید تصمیم گرفتیم در بخشِ کومیته‌ی انفرادی، از حضورِ جوانان بهره‌مند شویم و در کومیته‌ی تیمی، باتجربه‌ها را روانه‌ی میدان سازیم. تقسیمی که مبنا و مأخذِ آن مشخص نیست. موسوی توضیح نمی‌دهد که اساساً چرا باید جوانترها در بخشِ انفرادی و باتجربه‌ها در بخش تیمی به میدان بروند؟ چرا نباید مثلا عکسِ این موضوع اتفاق بیفتد و از کم‌تجربه‌ها به جایِ کومیته‌ی انفرادی، در کومیته‌ی تیمی استفاده کنیم؟ اصولاً این تقسیم‌بندی که از زبانِ موسوی بیان شده، چه نفعی برای کاراته‌ی کشور دارد و چرا ما باید این تفکر را بپذیریم؟
 
اگر قبول داریم باتجربه‌ها بهتر از جوان‌ترها هستند، آنگاه باید بدانیم که حضورِ همه‌ی آنها در ترکیبِ کومیته‌ی تیمی، شاید بتواند تنها یک مدالِ طلا برای ما به ارمغان بیاورد در صورتی که استفاده از آنها در ترکیبِ کومیته‌ی انفرادی، می‌توانست فرصت‌های طلایِ بیشتری را برای کاراته‌ی کشورمان ایجاد کند. ضمنِ اینکه می‌توانستیم جوانترها را در قالبِ کومیته‌ی تیمی به میدان بفرستیم تا اولا تجربه کسب کنند و ثانیا در صورتِ شکست، تنها یک مدالِ طلا را از دست بدهیم.
 
اگر هم باور داریم که جوانترها بهتر از باتجربه‌ها هستند، پس چرا از همین جوانان در هر دو بخشِ کومیته‌ی انفرادی و تیمی استفاده نمی‌کنیم؟ آیا قرار است باتجربه‌های ضعیف را در قالبِ کومیته‌ی تیمی به میدان بفرستیم تا باتجربه‌تر شوند و آنگاه که مجرب‌تر شدند، آنها را از دنیای قهرمانی حذف کنیم؟! آیا قرار است فرصتِ کسبِ مدالِ طلای کومیته‌ی تیمی را به خاطر هیچ و پوچ از دست بدهیم؟! مگر شما نمی‌گویید برخی از این باتجربه‌ها، آخرین روزهای حضورِ خود را در دنیای قهرمانی سپری می‌کنند و مگر به همین بهانه، آنها را از ترکیبِ کومیته‌ی انفرادی کنار نگذاشتید؟ پس چرا می‌خواهید آنها را (که مطابقِ استدلالِ خودتان، باید از دنیای قهرمانی کنار بروند) باتجربه‌تر کنید؟! وقتی قرار است اینها طی چند روزِ آینده از دنیای قهرمانی خداحافظی کنند، دیگر باتجربه‌تر شدنشان، چه سودی برای کاراته‌ی کشور دارد آن هم در شرایطی که این موضوع، منجر به از دست رفتنِ طلای کومیته‌ی تیمی خواهد شد؟
 
از سویِ دیگر، چه کسی و مطابقِ کدامین اصلِ علمی، ثابت کرده است که یک کاراته‌کا با مثلا 34 سال سن، باید از دنیای قهرمانی خداحافظی کند؟! این یک ادعای کاملا بی‌اساس و بدون پشتوانه‌ی علمی و تجربی است. در همین رشته‌ی جذاب و پرطرفدارِ کاراته، چه بسیار قهرمانانی که در آستانه‌ی 40 سالگی، مقتدرانه بر سکوی قهرمانیِ جهان ایستاده‌اند و در اوجِ شکوه و اقتدار، از دنیایِ جذاب و پرپیچ و خمِ قهرمانی خداحافظی کرده‌اند. باور کنید که سن، تنها یک عدد است و این ماییم که با تکرارِ این ادعاهای غیرعلمی، انگیزه و روحیه‌ی قهرمانان را در هم شکسته و موجبِ خداحافظیِ آنها میشویم. شرایطِ فیزیکیِ افراد، کاملا متمایز است و برخی‌ها تا سنینِ بالاتر از چهل سال هم، از قدرت و طراوتِ جوانانِ 20 ساله برخوردارند. بیایید این سرمایه‌ها را با طرحِ این ادعاهای بی‌پایه و غیرعلمی از دست ندهیم.
 
متاسفانه ما ایرانی‌ها همواره از سن، به عنوانِ عاملی برای حذفِ قهرمانان سود می‌بریم. وقتی می‌خواهیم فلان بازیکنِ جوان را از حضور در میادینِ معتبرِ بین‌المللی محروم سازیم، می‌گوییم او کمتر از 25 سال دارد و بنابراین بی‌تجربه است. حال اگر همان بازیکن، 26 ساله بشود، می‌گوییم او بیشتر از 25 سال سن دارد و به دلیلِ کهولت، مناسبِ حضور در میادینِ بین‌المللی نیست! در واقع ما بازیکنان را به دو دسته‌ی پایین‌تر و بالاتر از 25 سال تقسیم می‌کنیم، گروه اول را بی‌تجربه و گروهِ دوم را پیر می‌خوانیم! و بدین ترتیب، ما هنوز هم نمی‌دانیم که بالاخره چه سنی، مناسبِ حضور در رقابتهای بین‌المللی است!
 
همین مشکل، عیناً در مباحثِ مدیریتی هم وجود دارد. مدیرانِ زیرِ 60 سال را بی‌تجربه و بالاتر از آن را پیر میدانیم و بالاخره مشخص نمی‌کنیم که کدام سن، مناسبِ مدیریت است؟! به هر حال طرحِ مسائلی از این دست، به نظرِ ما وجاهتِ منطقی و علمی ندارد و باید کنار گذاشته شود. به اعتقادِ ما، چهار مسابقه‌ی اصلی (آسیایی، جهانی، المپیک و بازیهای آسیایی) هر کدام فی‌نفسه و بالذات، از اهمیتِ اساسی و حیاتی برخوردارند و مقام‌آوری در هر یک از آنها، برای ما مهم و سرنوشت‌ساز است. این 4 میدان، هیچکدام جای کسبِ تجربه نیست و می‌بایست به هر کدام از آنها، برترین‌ها و توانمندترین‌ها اعزام شوند. اگر یک بازیکنِ 120 ساله، بتواند تمامِ 20 ساله‌ها را شکست دهد، یعنی از تمامِ آنها برتر و قوی‌تر است و لذا اعزام به این میادین، حقِ طبیعی و مسلمِ اوست. ما هرگز و هرگز حق نداریم آن بازیکنِ 120 ساله را صرفاً به خاطرِ سنش، از این حق محروم سازیم همانطور که نمی‌توانیم مثلا خانه یا مغازه‌اش را به خاطرِ کهولتِ سن، به زور از او غصب کرده و به دیگری بدهیم. سایرین (و از جمله بازیکنانِ 20 ساله) اگر از او بهترند، باید بتوانند در مبارزه‌ی رو در رو، وی را از پای درآورند و اگر نتوانستند، شایسته‌ی جانشینیِ او نیستند.
 
اگر بخواهیم با تکیه بر منطقِ سن‌سالاری پیش برویم، ممکن است همین فردا، عده‌ای بگویند ستاره موسوی باید ردایِ سرمربیگریِ تیم ملی را از تن خارج و آن را به مربیِ جوانتر (مثلا سمانه خوشقدم) تقدیم کند. اگر هم موسوی به این امر معترض شود، خواهند گفت خوشقدم به خاطرِ روحیه‌ی جوان و شادابی که دارد، می‌تواند وقت و انرژیِ بیشتری را برای آموزشِ ملی‌پوشان و آنالیزِ رقبای آنها، صرف کند.
 
موسوی باید در خصوصِ آنچه در سطرهای فوق عنوان شد، توضیح دهد تا نقاطِ ابهام، برطرف و اذهانِ اهالیِ کاراته، روشن شود. اما جز موسوی، افسانه باقری هم به عنوان متولیِ کاراته‌ی بانوان و مدیرفنی تیمهای ملی، باید پاسخگوی ابهاماتِ فوق باشد. چرا نامِ بازیکنانِ اعزامی به رقابتهای آسیایی اردن در هر دو بخشِ تیمی و انفرادی، ابتدا اعلام و تثبیت می‌شود و سپس بی‌هیچ دلیلِ منطقی، تغییر می‌یابد؟ اگر قرار بود بازیکنان بر مبنای سن گزینش شوند، چرا پیش از برگزاریِ رقابتهای انتخابی، این موضوع از سوی افسانه باقری (نایب رییس بانوان فدراسیون کاراته) اعلام نشد تا لااقل آنها که شرایطِ سنیِ لازم را ندارند، در این پیکارها شرکت نکنند؟! گویا باقری نمی‌داند که قهرمانان برای حضور در مسابقاتِ انتخابی، با فشارهای عظیم روحی روانی، دست و پنجه نرم می‌کنند و اگر فدراسیون نمی‌خواهد بازیکنی را انتخاب کند، دست‌ِکم نباید او را در شرایطِ سختِ رقابتهای انتخابی قرار دهد که اگر جز این باشد، از مسیرِ انصاف بسیار دور گشته‌ایم.
 
ما به زودی به سراغِ باقری و موسوی خواهیم رفت و از آنها پیرامونِ پرسش‌های مطرح‌شده، توضیح خواهیم خواست. اگر آنها قادر به ارائه‌ی توضیح باشند، صحبت‌هایشان در همین پایگاه خبری و برای اطلاعِ مخاطبان، منتشر خواهد شد.
 
و اما گروه دوم از افرادی که خواستارِ حذفِ پگاه زنگنه از اردوهای تیم ملی هستند، برخلافِ گروه نخست، افرادی‌اند که اساساً اهدافِ صواب و مطابق با مصالحِ جامعه‌ی کاراته را تعقیب نمی‌کنند و این مسائل اصلا برایشان از کمترین درجه‌ی اهمیت هم برخوردار نیست. اینها می‌خواهند با یک تیر، دو نشان بزنند، زنگنه را به خاطرِ خصومتِ شخصی با او و اطرافیانش، از میدان خارج کنند و از سویِ دیگر و به شکلی کاملا ناجوانمردانه، فدراسیون کاراته و مسئولانش را آماجِ انتقاداتِ رسانه‌ای قرار دهند. اینها خود، جزو همان نفراتی هستند که از مدتها قبل، تلاش می‌کردند تا تفکرِ حذفِ زنگنه را به فدراسیون‌نشین‌ها القا کنند و حالا که به مطلوبِ خود دست یافته‌اند، می‌خواهند مسئولانِ فدراسیون را از طریقِ رسانه‌ها و به بهانه‌ی حذفِ زنگنه، موردِ تاخت و تاز قرار دهند! اینها همانهایی هستند که نمک می‌خورند و نمکدان را می‌شکنند! به فدراسیون‌نشین‌ها در کسوتِ دوست و همراه نزدیک میشوند و از پشت خنجر می‌زنند. شاید هم محمدصادق فرجی (رییس فدراسیون کاراته) و همکارانش، قرار است به خاطرِ صرفه‌جویی در هزینه‌ها و عدمِ اعزامِ برخی زالوصفت‌ها به اردن، تقاص پس دهند! ما قطعا تحرکاتِ این گروهِ خبیث و مکار را تحتِ نظر خواهیم گرفت و احتمالا در آینده در موردِ آنها، بیشتر خواهیم نوشت.
 
نویسنده: محمد قدیمی
مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی ستارگان کاراته


 
   1397/4/18 20:49

خبرهای استانی و سبکی
آرشیو اخبار